کتاب هابیت ، یا آنجا و بازگشت دوباره (The Hobbit, or There and Back Again)، رمان فانتزی کودکان به قلم «جی. آر. آر. تالکین» (J. R. R. Tolkien) است که یکی از شناختهشدهترین رمانهای این ژانر به شمار میرود. تالکین با نوشتن این رمان، داستانی گیرا و ماجراجویی سرگرمکنندهای را به نمایش گذاشت که راه را برای بیشتر نویسندگان فانتزی باز کرد و امروزه طرفداران بسیاری در سراسر جهان دارد.
کتاب هابیت و دیگر نوشتههای تالکین یکی از شناختهشدهترین رمانهای تاریخ هستند و تقریبا بیشتر مردم آنها را خوانده یا فیلمهایشان را دیدهاند. اما بااینحال، اینبار به شناساندن کتاب هابیت میپردازیم تا به کسانی که آن را نخواندهاند بگوییم چرا باید این رمان را، که آغازی برای جهان فانتزی تالکین و دیگر رمانهای اوست، بخوانند. در ادامه با پیاس آرنا همراه باشید.

کتاب هابیت برای نخستینبار در سپتامبر 1937 چاپ شد و با جوایزی که بهدست آورد، توانست حسابی بین مردم شناخته شود. این رمان کلاسیک در دنیای خیالی تالکین جریان دارد و داستان یک هابیت را به نام «بیلبو بگینز» دنبال میکند که به سفری عجیب و دور از انتظار میرود. جادوگر پیری به نام «گندالف»، بیلبو را گول میزند و او مجبور میشود یک مهمانی برای «ثورین سپربلوط» و دورفهای همراه او ترتیب دهد؛ کسی که ادعا دارد وارث شاه پیشین «کوه تنها» یا «اِرِبور» است و میخواهد آنجا و گنجینههای فراواناش را از دست اژدهای خبیثی به نام «اسماگ» نجات دهد. بیلبو به همراه گندالف و سیزده دورف، راهی سفر به اربور میشود. سفری که او را از محیط روستایی زیبا و بینظیر، به سرزمینهای خطرناک و شیطانی میبرد.
تالکین با الهام گرفتن از فلسفه آلمانی، و علاقهاش به اسطورهشناسی و افسانهها کتاب هابیت را نوشت. داستان در قالب یک ماجراجویی چندبخشی بازگفت میشود و بیشتر فصلهای رمان، موجودات یا نوع ویژهای از موجودات در جهان تالکین را برای خواننده به تصویر میکشند. بیلبو با پذیرفتن بدیها، دیوانگی و ماجراجو بودن طبیعتِ خودش و بهکارگیری عقل و غریزهاش، در طول این سفر به سطح جدیدی از بلوغ، شایستگی و خرد دست پیدا میکند. رشد شخصی و دگرگون شدن به یک قهرمان، درونمایههای اصلی داستان هستند که با جنگ و اختلاف میان نژادها همراهی میشوند. این درونمایهها موجب شده تا منتقدان، تجربههای خود تالکین در جنگ جهانی اول را همچون ابزاری برای شکل دادن داستان در نظر بگیرند.

بیلبو در این داستان، در کنار ماجراهای اصلی که برای او و دورفها مانند جنگ با اژدها و جنگ میان پنج ارتش پیش میآید، با یک حلقه زیبا و سحرآمیز هم روبهرو میشود و آن را میدزدد. این حلقهی قدرت، هستهی بنیادین رمانهای بعدی تالکین، یعنی سهگانه ارباب حلقه ها (The Lord of the Rings) است. بیگمان نام این رمانها را پیشتر شنیدهاید. در حال حاضر، سخنی از داستان این رمانها به میان نمیآوریم و آن را برای نوشتهای دیگر نگه میداریم.
رمانهای تالکین در ایران بیشتر با برگردان «رضا علیزاده» و چاپ «نشر روزنه» شناخته میشوند و افزونبر رمانهای بنیادین مانند کتاب هابیت، ارباب حلقه ها و «سیلماریلیون» (The Silmarillion)، رمانهای دیگری از جمله «فرزندان هورین» و «قصههای ناتمام» هم به فارسی برگردانده شدهاند.
کتابخوانانی که روی زبان انگلیسی چیرگی دارند و میخواهند این داستانها را به قلم و شیوهی خود تالکین بخوانند، میتوانند نسخهی انگلیسی آنها را از «نشر جنگل» خریداری کنند و از خواندنشان لذت ببرند.

جان رونالد روئل تالکین، در سال 1892 به دنیا آمد و در 1973 و در سن هشتادویکسالگی از دنیا رفت. این نویسنده، شاعر، فیلسوف و استاد دانشگاه انگلیسی، یکی از شناختهشدهترین نویسندههای فانتزی است و با کتاب هاب هابیت و ارباب حلقه ها ناماش بر سر زبانها افتاد.
او در طول زندگیاش داستانهای زیادی نوشت و افزونبر کتاب هابیت و ارباب حلقه ها، چندین داستان و نوشتههای کوتاه برای کودکان و همچنین Beowulf: The Monsters and the Critic و On Fairy-Stories را چاپ کرد. بیشتر رمانهایی که با نویسندگی تالکین شناخته میشوند، در حقیقت پس از مرگ او و به کوشش فرزندش، «کریستوفر تالکین»، کامل و چاپ شدهاند. از میان این رمانها میتوان افزونبر سیلماریلیون، فرزندان هورین و قصههای ناتمام، The Fall of Arthur و The Legend of Sigurd and Gudrún را نام برد.

یکی از دلایل شناختهشده بودن نوشتههای تالکین، آن هم در ایران، فیلمهایی است که براساس آنها ساخته شده. «پیتر جکسون» در سالهای 2001 تا 2003، سه فیلم ارباب حلقهها را ساخت و یکی از بهترین آثار فانتزی در تاریخ سینما را به تصویر کشید. این فیلمها حسابی سروصدا کردند و برای پیتر جکسون افزونبر اسم و رسم و شهرت، جوایز فراوانی مانند سه اسکار را هم به همراه داشتند. در نوشتار شناساندن رمانهای ارباب حلقه ها، بیشتر به این فیلمها خواهیم پرداخت.
او سپس در سال 2012 به سراغ ساخت فیلم هابیت رفت. از آنجاییکه ارباب حلقه ها سه رمان بود و به سه فیلم تبدیل شد، جکسون تصمیم گرفت کتاب تکی هابیت را هم به یک سهگانه تبدیل کند. سهگانهای که برای نشان دادن یک داستان طولانیتر، مجبور به بازگفت داستانهایی شد که در رمان وجود نداشتند. این مورد سبب شد هابیت نتواند مانند ارباب حلقه ها ظاهر شود و در کل فیلم نه چندان خوبی به شمار رفت.
بعد از دیدن فیلمهای هابیت، میتوان افت شدید آنها را نسبت به فیلمهای ارباب حلقه ها شاهد بود، شاید در ابتدا گمان کنید که دلیل آن، بد بودن خود رمان باشد. اما با خواندن نسخهی انگلیسی رمان، متوجه تفاوت زمین تا آسمان آن با فیلمها خواهید شد. داستان رمان بهشدت ساده، سرگرمکننده و گیرا است، اما فیلمها کاملا خستهکننده هستند و جزییات نامرتبط و بیهودهی فراوانی دارند.
حال در پاسخ به اینکه چرا باید این رمان را بخوانید، میتوانیم بگوییم به این دلیل که خیلی بهتر از فیلمهایش است و میتواند خاطرهی بد فیلمهای هابیت را با خاطرهی خوب یک داستان فانتزی لذتبخش، هرچند کودکانه و ساده، جایگزین کند.



