سریال ارباب حلقهها: حلقههای قدرت یکی از پرخرجترین سریالهای تاریخ است که فصل اول آن توسط سرویس آمازون ساخته شده و در حال پخش است. قسمت سوم این سریال در واقع همان قسمتی است که داستان رفته رفته سمت اوج خودش میرود و مخاطب را به معنای واقعی پای سریال نگه میدارد. با نقد سریال ارباب حلقه ها قسمت سوم، همراه پی اس آرنا بمانید. همچنین میتوانید از طریق لینکهای زیر نقد دو قسمت قبلی را مطالعه کنید.

قسمت سوم سریال ارباب حلقهها تا اینجای کار بهترین قسمت این سریال بوده و البته مطمئنا سریال از این قسمت به بعد، وارد فضای جدیتری میشود و قسمتهای بهتر و بزرگتری نیز خواهیم دید. قسمت اول از نظر روایت و داستان، بالاخره قلاب خودش را میاندازد و مخاطب را بسیار منظم و حساب شده به سمت نقطه اوج داستان هدایت میکند.
شروع این قسمت با زوج گالادریل و هالبلند است. این زوج در قسمت قبلی با یکدیگر آشنا شدند و سریال پیش زمینه بسیار محدودی از رابطه این دو نفر داد. اما اینکه دقیقا اهداف آنها چیست و هالبلند چه نقشی قرار است در داستان داشته باشد معلوم نبود. در این قسمت اما به این سوالات تا حدودی پاسخ داده شد.
شخصیت گالادریل در این قسمت نسبت به دو قسمت قبلی مانور بیشتری میدهد و رفته رفته از آن حالت تک بعدی خودش خارج میشود و میتوان او را یک شخصیت چند بُعدی دانست. نکتهای که در مورد شخصیت او در این قسمت وجود دارد، افشا شدن روی دیگری از شخصیت او در مواجهه با انسانهای نومنور است.
نومنور نام یک قلمرو جزیرهای است که از نظر موقعیت مکانی در غرب سرزمین میانه قرار دارد. تمدن نومنور جزو بزرگترین تمدنهای انسانی است که فرهنگ گستردهای دارند. این تمدن توسط انسانهایی از نسل الروس یا همان برادر نیمه الفی الروند بر آن اداره میشوند. فرمانروای نومنور آنچنان دل خوشی از الفهای سرزمین میانه ندارد و کاملا مشخص است که با گالادریل مشکل دارد. این تضاد بین گالادریل و فرمانروای نومنور آغاز یک کشمکش بزرگ است که در این قسمت به آن اشاره میشود و احتمالا در قسمت بعدی اوج آن را شاهد باشیم.
گالادریل در این قسمت با الندیل یک ناخدا که اگر طرفدار رمان ارباب حلقه ها باشید حتما با او آشنایی دارید. الندیل پدر ایسیلدور است. کسی که در فیلم ارباب حلقهها در فلش بکی نشان داد که با سائورون جنگید و حلقه را از او گرفت. اکنون ایسیلدور یک جوان نابالغ است. الندیل یکی از انسانهایی است که دوستدار الفها است و به همین دلیل شاهد کمکهای او به گالادریل هستیم.
با کمک الندیل، گالادریل مفهوم نمادی که در دو قسمت قبلی از سائورون دیدیم را متوجه شد. این نماد در واقع یک نقشه است؛ نقشه سائورون برای فتح سرزمینهای جنوبی و سپس دیگر سرزمینها. این کلیدی بود بر مشخص شدن هدف گالادریل. اکنون میداند که هدف سائورون سرزمینهای جنوبی است. از قضا پادشاه سرزمین جنوبی را همراه خود دارد. او متوجه شد که هالبلند در واقع پادشاه سرزمینهای جنوبی است.
رابطه بین گالادریل و هالبلند در این قسمت هدفدار میشود و اکنون هر دو باید تلاش کنند تا مانع سائورون برای فتح سرزمینهای جنوبی شوند.

ماجرای نوری، پاپی و غریبهای که از شهاب سنگ سقوط کرد نیز در این قسمت دنبال شد. بالاخره هارفوتها از وجود غریبه آگاه شدند و آنگونه که نوری و پاپی میترسیدند با واکنش بدی مواجه نشدند. در واقع این مسئله کمی غیر منطقی بود که در این مورد تصمیم جدی نگیرند و اجازه دادند تا آن غریبه همراه کاروان آنها بیاید.
در دو قسمت قبلی این تئوری در بین مخاطبان وجود داشت که این غریبه همان سائورون است؛ این تئوری از پایه بی اساس محسوب میشود. درست است که سائورون میتواند تغییر شکل دهد و به هر شکلی در بیاید اما به هر حال سریال دستور زبان خود را دارد و قوانین خود را نمیشکند. وقتی این غریبه از کلمه دوست استفاده میکند و حسن نیت خود را نشان میدهد، دیگر مخاطب با تمام وجود به او اعتماد میکند و شکستن این اعتماد نه غافلگیری است و نه قدرت داستان؛ بلکه ضعف داستان است زیرا به قوانین خودش هم رحم نمیکند.
بیشترین احتمالی که در مورد این مرد غریبه وجود دارد، آسمانی بودن او است. او از یک شهاب سنگ سقوط کرد و همچنین متوجه شدیم که با آسمان و صورت فلکیها انس دارد. همچنین پیش از این دیدیم که قدرتهای فرابشری دارد. بنابراین بعید نیست که او یک مایا باشد. درست مانند گندالف. با این حال، بازهم باید صبر کرد تا نقش او در داستان مشخص شود.

در سوی دیگری از داستان، آروندیر را داریم که توسط اورکها اسیر شده است. او در اسارت بعضی از دوستان الفی خود را میبیند که آنها نیز اسیر شدند و در حال حفاری برای اورکها هستند تا بتوانند در طول روز سفر کنند. اورکهایی که هنوز معلوم نیست تحت فرمان چه کسی هستند و هدف آنها دقیقا چیست.
به طور کلی اورکها درست نقطه مقابل الفها هستند. افرادی شیطانی با نیتهای شر که همیشه در خدمت یک ارباب شیطانی هستند. این موجودات از نور خورشید متنفرند و در واقع نمیتوانند زیر نور خورشید دوام بیاورند. در جایی گفته نشده که آیا واقعا زیر نورخورشید تلف میشوند یا اینکه صرفا کند و زخمی میشوند. در این قسمت ما شاهد این قضیه بودیم که نور خورشید پوست آنها را میسوزاند. اما با این حال دیدیم که چند اورک به راحتی زیر نورخورشید آمدند. پس ممکن است این مسئله نور خورشید آنقدر برای اورکها بحرانی نباشد.
قسمت سوم علاوه بر گالادریل، بستر خوبی برای مانور شخصیت آروندیر بود. این شخصیت در این قسمت معرفی کاملی میشود و بر خلاف دو قسمت قبلی که چیزی از او ندیده بودیم، این قسمت با هوشمندی نویسنده، این شخصیت نیز آشکار میشود.
روشی که نویسنده برای آشکار کردن شخصیتهایش انتخاب کرده بسیار هوشمندانه است. او با قرار دادن آنها در تنگنا و بحران، کاری میکند که هر هنر و لایههای درونی که دارند رو کنند. بحران و شخصیت دو عنصر جدانشدنی در روایت هستند. بحران باعث شکل گرفتن شخصیت میشود شخصیت به بحران معنا میدهد و در نهایت این دو عنصر داستان و روایت را شکل میدهند.
آروندیر در این قسمت رسما با بحران اسارت و اورکها روبه رو میشود. این را در مورد او میدانیم که او شخصیتی نیست که بی چون و چرا از کسی اطاعت کند. در دو قسمت قبلی متوجه شدیم که او روحیه جنگجویی و اراده محکمی دارد. در نتیجه مخاطب انتظار داشت که در این قسمت تقابل او با اورکها را ببیند.
او همراه با بعضی دوستان الفی خود تصمیم میگیرند علیه اورکها شورش کنند، در نتیجه یک سکانس اکشن بی نظیری ساخته میشود که جلوههای ویژه در آن خودنمایی میکنند. آروندیر پس از ضربههای که به اورکها وارد میکند، در نهایت شکست میخورد و هم وطنان او کشته میشوند.
یکی از سکانسهای عالی هم از نظر کارگردانی و هم از نظر جلوههای ویژه و صحنههای اکشن بسیار عالی عمل کرد، نبرد آروندیر با وراگ بود. وارگها نژادی از گرگها هستن که بعضی از آنها توسط اورکها اسیر شدند و برای جنگ استفاده میشوند. در فیلمهای هابیت وارگها را دیده بودیم.
نبرد بین آروندیر و وراگ با اینکه خیلی کوتاه بود اما توانست به مخاطب نوید صحنههای مبارزه حماسی و بی نقصی را در قسمتهای آینده بدهد. از مبارزههای تن به تن با موجودات مختلف گرفته تا مبارزههای گروهی که بار حماسی بسیار زیادی دارند. مطمئنا سریال ارباب حلقهها یکی از بهترین سریالها در زمینه سکانسهای اکشن خواهد شد.
در آخر قسمت سوم، بالاخره از فرمانروای اورکها رونمایی میشود. شخصیتی به اسم آدار که پیش از این صحبتی از او بود. آروندیر و الفهای اسیر دیگر عقیده داشتند که آدار یکی از لقبها و نامهای سائورون است. با این حال هنوز دقیقا مشخص نیست که آدار همان سائورون است یا صرفا یکی یاران او یا شاید هم کلا هدفش با سائورون فرق دارد. احتمالا قسمت بعدی این موضوع مشخص خواهد شد.

سخن پایانی
قسمت سوم سریال The Lord of the Rings: The Rings of Power بالاخره آن اتفاقی بود که انتظارش را میکشیدیم. این سریال توانست مخاطب خودش را چشم انتظار روایتهای بعدی خود نگه دارد و قلاب داستانی را در دل روایت بی اندازد. با توجه به اتفاقات قسمت سوم، احتمال میرود قسمتهای بعدی از نظر داستانی جزو قسمتهای جنجالی سریال باشند.
The Review
نقد سریال ارباب حلقه ها | قسمت سوم
قسمت سوم سریال ارباب حلقهها با ارائه صحنههای اکشن خاص، کشمکشهای بین شخصیتها و رونمایی محدود از شخصیتی جدید به نام آدار، قلاب خود را میاندازد و به معنای واقعی مخاطب را در انتظار قسمت بعدی نگه میدارد. این قسمت همچنین شخصیتها را چندین پله بالاتر میبرد و رفته رفته بعدها و لایههای جدیدی به آنها اضافه میکند؛ از سکانس اسب سواری گالادریل گرفته تا مبارزه آروندیر با اورکها، همه جزو سکانسهایی بودند که در شخصیت پردازی نقش بزرگی داشتند.
