پی اس ارنا
  • بازی
    • اخبار بازی
    • اخبار فناوری
    • مقاله بازی
    • نقد بازی
    • راهنمای بازی
    • لیست بازی
    • معرفی بازی
    • تاریخچه
    • مصاحبه
  • سینما
    • اخبار سینما و تلویزیون
    • لیست فیلم
    • خواندنی‌های سینما
    • نقد فیلم
  • تلویزیون
    • مقالات سریال
    • نقد سریال
    • معرفی سریال
    • لیست سریال
  • انیمه و انیمیشن
    • خواندنی‌های انیمیشن
    • معرفی انیمه و انیمیشن
    • لیست انیمه و انیمیشن
    • نقد انیمه و انیمیشن
    • اخبار انیمیشن
  • ادبیات
    • اخبار کتاب
    • پیشنهاد کتاب
    • خواندنی ‌های کتاب
    • لیست کتاب
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • بازی
    • اخبار بازی
    • اخبار فناوری
    • مقاله بازی
    • نقد بازی
    • راهنمای بازی
    • لیست بازی
    • معرفی بازی
    • تاریخچه
    • مصاحبه
  • سینما
    • اخبار سینما و تلویزیون
    • لیست فیلم
    • خواندنی‌های سینما
    • نقد فیلم
  • تلویزیون
    • مقالات سریال
    • نقد سریال
    • معرفی سریال
    • لیست سریال
  • انیمه و انیمیشن
    • خواندنی‌های انیمیشن
    • معرفی انیمه و انیمیشن
    • لیست انیمه و انیمیشن
    • نقد انیمه و انیمیشن
    • اخبار انیمیشن
  • ادبیات
    • اخبار کتاب
    • پیشنهاد کتاب
    • خواندنی ‌های کتاب
    • لیست کتاب
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
پی اس ارنا
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج

چرا نمی‌توان نژادپرستی اچ پی لاوکرفت را نادیده گرفت؟

روایت‌های لاوکرفتی از نژادها همچنان در سیاست‌های معاصر دیده می‌شوند.

محمد مهدی بهاروند توسط محمد مهدی بهاروند
۲۲ آبان ۱۳۹۹
در ادبیات, خواندنی ‌های کتاب, مقاله
0 0
0

خانه » چرا نمی‌توان نژادپرستی اچ پی لاوکرفت را نادیده گرفت؟

هاوارد فیلیپس لاوکرفت نابغه‌ زیرژانر وحشت کیهانی بود که مرزهای دیوانگی و وحشت اگزیستانسیال را جا به جا کرد. تاثیر لاکرفت و نوع ترس او در آثار ریدلی اسکات، گیرمو دل تورو، استیون کینگ و بسیاری دیگر از نویسندگان و فیلمسازان مشهور مشاهده می‌شود. آثار او امروزه در مدارس آکادمیک مورد بحث و تحلیل قرار می‌گیرند. بازی‌های ویدیویی نیز دین زیادی به گردن او، ترس کیهانی و هیولاهای زاده‌ی او دارند. البته ظاهرهای لاوکرفتی و ارجاعات به او تنها به این موارد بسنده نمی‌کنند و در طیف وسیعی (از سریال South Park گرفته تا موسیقی هوی متال و پورنوگرافی و اسباب بازی‌های جنسی) وجود دارند. اما با این حال نمی‌توان نژادپرستی نژادپرستی اچ پی لاوکرفت را نادیده گرفت. او مردی‌ست که به گفته‌ی میشل ولبک تعصب و نژادپرستی تند او باعث القای «خلسه‌ای شاعرانه» در او شد.

تا زمانی که داستان‌های مدرن قتل عام سفیدپوستان، ابرشکارچیان و نژاد برتر در آمریکا فرصتی برای ادامه حیات و تکثیر پیدا می‌کنند، ارتباط معاصر لاوکرفت نیز از آن‌چه که طرفداران‌اش اعتراف می‌کنند، فراتر می‌رود. نمی‌توان به سبب فنون ادبی و دستاوردهای او، روایت‌های متعصبانه و تحت تاثیر نژادش را حذف، ممیزی یا گلچین کرد و بخشی از آن را نادیده گرفت. داستان‌ها و سیاست‌های او- حتی پلیدترین و فاسدترین آن‌ها- همچنان تازه‌اند و در دنیای امروزی وجود دارند.

لاوکرفت قلم به دست گرفت و برای کسانی که آن‌ها را فرو دست می‌دانست، زشت‌ترین توصیف‌ها را نوشت و هیچ تلاشی برای مخفی کردن عقاید و نظرات متعصبانه خود نکرد. نامه‌های او سرشار از عقاید و نظریات یهودستیزانه و نژادپرستانه بود. او به وجود گروهی زیرزمینی از یهودیان معتقد بود که قصد دارند اقتصاد، اجتماع و محافل ادبی نیویورک را علیه «نژاد آریایی» برانگیزند. او درباره یک یهودی این چنین می‌نویسد:

یهودی که باید سرکوب شود چرا که تمدن بزرگ آریایی را تخریب و شرقی ماب می‌کند.

علاقه او به حزب فاشیسم نیز به طور واضح مشاهده می‌شود. او پس از آن‌که هیتلر صدر اعظم آلمان شد، درباره او چنین نوشت:

بینش هیتلر بسیار رمانتیک و نابالغ است. می‌دانم که او یک دلقک است اما واقعا از این پسر خوشم می‌آید!

نژادپرستی اچ پی لاوکرفت به همین بسنده نکرد و او سیاه‌پوستان را بیشتر از این تحقیر می‌کرد. در شعر «در باب خلقت کاکاسیاه‌ها» که در سال 1912 آن را سرود، خدایان پس از خلقت انسان‌ها و هیولاها، سیاه‌پوستان را به عنوان نیمه‌ انسان‌هایی خلق می‌کنند که باید فضای میان این دو را اشغال کنند. او قتل سیاه‌پوستان در ایالت‌های آلاباما و می‌سی‌سی‌پی-که اغلب جمعیت آن سیاه‌پوستان تازه آزاد شده بودند- را این‌گونه توجیه می‌کند:

دستگاه قضایی به اندازه کافی از آن‌ها (سفیدپوست‌ها) محافظت نمی‌کند پس آن‌ها به اعمالی فراتر از قانون مانند دار زدن و تهدید کردن روی آوردند.

با آن‌که او این تنش‌ها را ناخوشایند خواند اما درباره آن چنین نوشت:

ترکیب نژادها به معنی زوال ناامید کننده یک ملت بزرگ است و هرچیزی بهتر از آن است.

در نامه‌ها و داستان‌های او می‌توان ازدواج بین سفیدپوست و سیاه‌پوست را به عنوان مادی‌ترین ترس او نامید که اصرار می‌کند:

از در هم آمیختن سفید و سیاه تنها درد و فاجعه حاصل می‌شود.

نژادپرستی اچ پی لاوکرفت همانند بسیار افراد دیگری که به چهره‌های فرهنگی تبدیل شدند، معمولا با دفاعیه، نادیده گرفتن یا احتساب آن دیدگاه به عنوان یک نقص شخصی در مردی بزرگ مواجه می‌شود. در سال 2010 یک جایزه مشهور ادبی برای داستان‌های فانتزی به شکل سردیس کاریکاتوری لاوکرفت درآمد و باعث حواشی زیادی میان نویسندگان شد. لاوکرفت اهدای این جایزه را در سال 1975 و در زادگاه‌اش، رود آیلند دایر کرد تا «نشانی چشمگیر و قابل استفاده برای قدردانی از نویسندگان مشغول در حوزه ادبیات فانتزی، حوزه‌ای که با وضعیت مالی ناچیز و بی‌تفاوتی همراه است، داده شود». همانند بسیاری از جوایز که به اسم یک هنرمند نام‌گذاری می‌شوند، این جایزه نیز از به نام لاوکرفت نام‌گذاری شد تا از سابقه و اهمیت او در حوزه‌ی ادبیات فانتزی قدردانی شود.

با آگاه شدن افراد از نژادپرستی اچ پی لاوکرفت و مورد بحث قرار گرفتن آن، مشخص شد که چه‌قدر زشت و گستاخانه است که به نامزدهای سیاه‌پوست، سردیس مردی را جایزه دهیم که معتقد بود «کاکاسیاه اساسا نازل‌تر و تابع تمام نژادهای سفیدپوست و حتی مغول است». نِدیما اوکورافور، اولین نویسنده‌ی سیاه‌پوستی که این جایزه را برنده شد، از موضع‌اش درباره‌ی این جایزه چنین نوشت:

مجسمه‌ای از سر این مرد نژادپرست در خانه‌ی من است. مجسمه‌ای از سر این مرد نژادپرست روی یکی از بزرگ‌ترین افتخارات من به عنوان نویسنده (جایزه WFA) است.

این جایزه در سال 2016 تغییر شکل یافت ولی مخالفت طرفداران لاوکرفت و حواشی زیادی را به همراه داشت. اس. تی. جوشی، نویسنده و محقق آثار لاوکرفت که کمک‌های زیادی به ادبیات شگرف کرده است، با بحث تغییر شکل جایزه مخالفت کرد و گفت:

1- این جایزه برای تصدیق و قدردانی از عظمت لاکرفت در ادبیات است و ربطی به شخصیت او ندارد.
2- از این موضوع می‌توان چنین برداشت کرد که نژادپرستی اچ پی لاوکرفت آن‌قدر فجیع و شنیع است که باعث نفی و تاثیر منفی در دستاوردهای ادبی او شده است.

نظر اول او کمی عجیب است چرا که این جایزه به شکل چهره‌ی یک شخص است نه اشاره‌ای به ادبیات و دستاوردهای او. اگر هدف نشان دادن نبوغ نویسنده است، پس چرا جایزه به جای آن‌که چهره‌ی خود شخص باشد، به شکل مجسمه‌ای که نشان دهنده‌ی دنیای او باشد، ساخته نمی‌شود؟ لاوکرفت خالق دنیایی ترسناک و لبریز از هیولاهای عجیب و غریب و ساختان‌هایی با معماری بیگانه و خوفناک بود. پیدا کردن یا ساخت تصویری لاوکرفتی که به میراث و سابقه‌ی او در ادبیات شگرفت ادای احترام کند، کار سختی نیست.

اما نظر دومی جوشی منطقی‌تر است چرا که نژادپرستی اچ پی لاوکرفت را در برابر ادبیات او قرار می‌دهد. اما سوال این‌جاست که چرا باید مردی را که استیون کینگ از او به عنوان «شاهزاده‌ی تاریک و باروک داستان‌ ترسناک» یاد کرد، نجات داد؟ میراث او به خوبی پابرجاست. کیهان شناسی او از فرهنگ عامه تا گوشه‌های اسکولاستیسم (فلسفه مدرسی) را شامل می‌شود. شکایت‌هایی که به شهرت لکه دار او وارد می‌شوند، نه درباره‌ی ادبیات او، که انتقادی هستند به استفاده از لاوکرفت به عنوان نمادی مقدس. جدا کردن نژادپرستی او از مخلوقات ادبی‌اش یک پیروزی شکست‌آمیز خواهد بود و نتیجه‌ی آن چیزی نخواهد یود جز تصویری به اصطلاح ماستمالی شده از نویسنده‌ای متبحر. و از دید انتقادی، چیزی که در میان از بین می‌رود، ارتباط میان نژادپرستی لاوکرفت و جهان ضد-انسان‌گرایانه (AntiHumanism) اوست که ترس‌ و وحشت آثارش را متمایز و برجسته می‌کرد.

جدا کردن نژادپرستی او از مخلوقات ادبی‌اش یک پیروزی شکست‌آمیز خواهد بود و نتیجه‌ی آن چیزی نخواهد یود جز تصویری به اصطلاح ماستمالی شده از نویسنده‌ای متبحر

در سال 1927، لاوکرفت برداشت خود از وحشت کیهانی را در مجله‌ی Weird Tales این‌گونه نوشت که بارها در طول تاریخ این سخن او تکرار شد:

تمام داستان‌های من بر اساس این پیش‌فرض اساسی‌ هستند که قوانین، علایق و احساسات انسانی در کیهان وسیع و عظیم هیچ ارزش و اعتباری ندارند. باید فراموش کرد که چیزهایی نظیر زندگی ذاتی، خیر و شر، عشق و نفرت و تمام صفات این چنینی متعلق به نژاد کم‌اهمیت و زودگذر انسانیت اصلا موجودیت دارند.

چیزی که در داستان‌های او اهمیت بسیار حیاتی دارد، تردید و پرسش در عوامل بیرونی و ناشناخته است که شامل ابعاد ناشناخته‌ی دنیا می‌شود و روی دید شخصیت‌هایش از فضا، زمان و تاریخ تاثیر می‌گذارد.

  داستان علمی تخیلی برای غلبه بر نژادپرستی | مصاحبه با ان.کی. جمیسین

پیش از آن، داستان‌های ترسناک نسخه‌ای انحراف‌یافته و هیولاوار از این تعریف بودند که در آن شخصیت‌ها روش‌های غیر عادی و بعضا نافرجام و ناامید کننده‌‌ای را برای رسیدن به اهداف خود به کار می‌گرفتند. حتی اگر همه چیز ویران می‌شد، تلاش‌های پروتاگونیست به هر حال شرافتمندانه، عملی و راستین نشان داده می‌شد. اما داستان‌های لاوکرفت فراتر از این رفتند و به چیزی دست یافتند که مارک فیشر در کتاب The Weird and the Eerie از آن می‌گوید و آن را «اختلاط مصیبت‌بار» می‌نامد:

وقتی که بیرون به درونی که با نگاه به گذشته معلوم می‌شود یک پوشش گمراه کننده و دروفین بوده است، راه می‌یابد.

شخصیت اصلی با موجودهای ناشناخته، صحنه‌های تخیلی و رویایی، ابعاد مختلف جهان و دنیای زیرزمینی مواجه می‌شود که تمام اطلاعات پیشین از علم، تاریخ و انسانیت را در هم می‌شکنند. شخصیت‌ها شهرهایی را کشف می‌کنند که معماری‌شان در تخیل انسان و بشر نمی‌گنجد و شامل انحرافات عظیم و هیولاوار قوانین هندسه بود که به شدت عجیب و غریب و ترسناک بودند. اما هیولاهای لاوکرفت از شهرهای او پیچیده‌تر بودند که فیزیولوژی‌شان از هیچ‌کدام از قوانین زیست‌شناسی پیروی نمی‌کرد. داستان‌های لاوکرفت از زشتی و وحشت کابوس‌های پرهرج و مرج انسان نیز پیشی گرفت. در نتیحه لاوکرفت معتقد بود که دنیا به طرز باور نکردنی و غیرممکنی خالی، غم‌افزا و فراتر از درک انسان است. در این داستان‌ها هیچ قهرمانی نیست و شخصیت‌ها در این راه تنها با دو انتخاب مواجه می‌شوند: دیوانگی یا فرار.

آیا با توجه به اهمیت وحشت اگزیستانسیال داستان‌های لاوکرفت می‌توان نژادپرستی او را از خلاقیت‌اش جدا کرد؟ آیا در نهایت، پوچ‌گرایی لاوکرفت بدون در نظر گرفتن رنگ پوست چیزی‌ست جز «هیچ زندگی در جهان عظیم و وسیع اهمیت ندارد»؟ دقیقا نه. همان‌طور که جد مایر در «عصر لاوکرفت» (The Age of Lovecraft) می‌گوید، ترکیب وحشت و شناختی که مواجهه با غیرانسان را همراه می‌کند چیزی‌ست که به شدت بر اساس نژادپرستی اچ پی لاوکرفت شکل گرفته است. هم‌آمیزی تعصب دیوانه‌وار و نژادپرستی آشفته‌ی او باعث اولین جرقه‌های داستان‌های پوچ‌گرایی شد که اغلب بر اساس ایدئولوژی نژاد برتر شکل گرفته بود. چاینا میول می‌نویسد:

ضدانسان‌گرایی که یک شخص آن ‌را درون خودش آن‌چنان جذاب درمی‌یابد، ضد‌انسان‌گرایی‌ست که بر اساس تنفر نژادی خطرناکی شکل گرفته است.

این دلیلی‌ست برای چرایی قرار دادن نژادپرستی لاوکرفت در خط مقدم بررسی آثار هنری او.

  درباره مهم ترین جوایز ادبیات جهان: تندیس های قلمی

در یکی از داستان‌های مشهور لاوکرفت، یک کارآگاه آشفته حال با گروهی از ولگردان مواجه می‌شود که جرائم وحشتناکی مرتکب می‌شوند. آن‌ها رفتارهایی شیطانی، مرموز و به نظر باستانی از خود نشان می‌دهند که فراتر از درک انسان هستند اما محفل مرموزی در زیر ظاهر کثیف و آلوده‌شان وجود دارد. آن‌ها شب هنگام با هیاهویی از صدا و کثافت فریاد می‌زنند تا به امواج خروشان اسکله‌های تاریک پاسخ دهند و در هزارتویی از پلیدی و آلودگی زندگی می‌کنند که نزدیک اسکله‌ای باستانی‌ست؛ جایی که جذام و سرطان در آن موج می‌زند و شیطان از دنیاهای دیگر به آن‌جا کشانده می‌شود.

شاید کسی با خواندن این متن گمان کند که این مکان، مغاکی شیطانی‌ست که هیولاهای داستان‌های اسطوره‌ای Necronomicon در آن حضور دارند. اما این توضیحاتی بود از داستان کوتاه The Horror at Red Hook که نه در وصف کوهی شیطانی، بلکه در وصف محله‌ی بروکلین نوشته شده است و هیولاهای حیوانی که در خدمت و ارتباط شیطان بودند، مهاجران سوریه‌ای، ایتالیایی، اسپانیایی و سیاه‌پوستان شهر نیویورک بودند.

شاید بتوان گفت که این داستان در میان تمام آثار او، نژادپرستی اچ پی لاوکرفت و عقایدش را به صریح‌ترین شکل ممکن نشان می‌دهد. این کتاب یک داستان کارآگاهی سر به راست است که سبک کلی لاوکرفت را در خودش دارد؛ شیطان به آرامی از گوشه‌ی تاریک داستان بیرون می‌آید و شاهد صحنه‌هایی از مهاجرانی هستیم که در پرده‌ی پایانی معلوم می‌شود که محله‌ی آن‌ها دروازه‌ای به سوی جهنم بوده است. داستان شامل عقایدی علیه مهاجران و صحنه‌هایی پرزرق و برق در حمایت نژادپرستی پلیس‌هاست که در آن مهاجران را «هیولاها» و «بیماری مسری» خطاب می‌کنند. ما سیاه‌پوستان و مهاجران را به عنوان واردکنندگان هرج و مرج به سرزمین قانون‌مدار و منظم آمریکا می‌بینیم که سوژه‌ی یک بررسی علمی می‌شوند و در نهایت به عنوان خطری برای نژاد برتر شناخته می‌شوند.

این داستان در طول اقامت لاوکرفت در بروکلین از سال 1924 تا 1926 شکل گرفت؛ زمانی که ساختار جمعیتی تغییر کرد و با مهاجرت بزرگ سیاه‌پوستان از جنوب تا غرب‌میانه به شمال تحت تاثیر قرار گرفت. لاوکرفت در یک نامه زندگی در بروکلین را مانند «زندانی شدن در یک کابوس» توصیف می‌کند. هنگام ترک آن‌جا، او قسم خورد که:

حتی لعن و نفرین نیز مرا نمی‌توانند وادار کنند که به این مکان نفرین شده بازگردم.

سونیا، همسر او نیز در این باره گفت:

هرگاه او در قطار یا هنگام ساعات ظهر در پیاده‌رو‌های برادوی جمعیتی که معمولا اقلیت‌های نژادی یا کارگران بودند، وجودش سراسر خشم و عصبانیت می‌شد.

جای تعجبی ندارد که ذهن یک نژادپرست چنین توانایی عجیبی دارد که بیگانه‌ترین و شیطانی‌ترین تصور را از اقلیت‌های جامعه و مهاجران خلق کند. فاصله طبقات اجتماعی و قدرت‌های سیاسی نیز به چنین تصاویری اعتبار و فرصت می‌دهند.

تیراندازی به مایکل براون در سال 2014 نشان‌دهنده‌ی رشته‌ی طولانی تصویر نژادپرستانه از نوجوانان سیاه‌پوست است که گمان می‌شود هیولاهایی جنایتکار و خطرناک‌اند که باید با قدرت و زور با آن‌ها مقابله شود. تیراندازی به مایکل براون داستان یک کودک -اگر بتوان او را کودک نامید- است که حضور و سلوک او آن‌قدر برای درن ویلسن، پلیس قاتل، خطرناک برداشت شد که تنها راه حل مقابله با آن چیزی نبود جز گلوله‌ای در مغز او. ویلسن در دادگاه این‌گونه شهادت داد:

تاکنون کسی را ندیده‌ام که آن‌طور نگاه کند. تنها کلمه‌ای که می‌توان گفت، دیوانه است. تنها می‌توانم او را این‌گونه توصیف کنم. شبیه به یک شیطان بود؛ تا این حد خشمگین نگاه می‌کرد. به نظر می‌رسید که در آن لحظه او می‌خواست در برابر گلوله مقاومت کند. هنگامی که (گلوله) به او اصابت کرد، حالت خشونت آمیز و شیطانی روی چهره‌اش ناپدید شد و خشونت به پایان رسید. همه‌چیز تمام شد، منظورم این است که می‌دانستم او متوقف شده است، تهدید از بین رفت.

پرداخت به این پرونده به معنی این نیست که درن ویلسن یک داستان‌گوی لاوکرفتی‌ست، بلکه برای آن است که نشان بدهیم این تصویرسازی ذهنی و فانتزی چگونه بر علیه افراد غیرسفیدپوست استفاده شده و می‌شود.

حالا درن ویلسن زنده است و مایک براون مرده. در یک دنیای ایده‌آل، معرفی یک نوجوان 18 ساله به عنوان «شیطانی روانی، تشنه‌ی گلوله و فراتر از درک انسان» نه تنها در دادگاه غیرمعتبر است، بلکه به عنوان مصداق بارز دیوانگی محض یا تبعیض نیز شناخته می‌شود. اما هدف روایت هیولاوار ویلسن این نبود که حقایقی را ارائه کند، بلکه او می‌خواست ترس را در دادگاه القا کند. او به یک داستان واقعی نیاز نداشت. هیچ روایتی از قتل مرد، کودک، زن یا فرد تراجنسیتی سیاه‌پوست توسط پلیس ملزم به واقعیت بودن نیست. اما همانند هر داستان فانتزی باید نوعی فضاسازی و تعامل با آن را داشته باشد و از یک اسطوره‌شناسی استفاده کند تا چگونگی فعالیت و کارکرد دنیای خود را نشان دهد.

اما درن ویلسن خو‌ش‌شانس داستان‌های «هیولای کاکاسیاه»، «سیاه وحشی و خشن» و «ابرشکارچیان» با برترپنداری سفیدپوستان و افسانه‌های سرمایه‌داری افزایش یافتند و برای مرتجعان و اهداف سیاسی‌شان مفید واقع شدند. رکیا بوید، تمیر رایس،  تریوان مارتین، جردن ادواردز و شریس فرانسیس تنها چند تن از کسانی هستند که رنگ پوست، وجود، رفتار شیطانی و حتی بیماری‌های روانی باعث ایجاد ترسی شدند که در داستان‌های که درباره‌ی نژاد بازگو می‌شوند، کاملا منطقی‌ست. نظر حزب راست و حزب لیبرال درباره‌ی جرائم میان سیاه‌پوستان و فقر جامعه‌ی سیاه‌پوستان حس نسخه‌ای اصلاح شده از نظریات نژادپرستانه‌ی لاوکرفت درباره‌ی «الگو‌هایی از وحشی‌گری نیمه‌میمون‌های باستانی» و «رسم شوکه کننده و بسیار کهن» را دارد. نظریات مبنی بر فساد و تحقیر سیاه‌پوستان همچنان به طور کامل بدون تغییر و اصلاح مانده است.

پرداخت به این پرونده به معنی این نیست که درن ویلسن یک داستان‌گوی لاوکرفتی‌ست، بلکه برای آن است که نشان بدهیم این تصویرسازی ذهنی و فانتزی چگونه علیه افراد غیرسفیدپوست استفاده شده و می‌شود. لاوکرفت نویسنده‌ای بود که به ترس مرتجعان و نژادپرستانی که از تغییر الگو و ساختار جهانی و اجتماعی وحشت داشتند، جانی دوباره داد؛ به خصوص عواملی مرتبط با نژاد، جنگ، انقلاب و فشار طبقات اجتماعی. او نه تنها «پاپ مدرن و معاصر ترس» بود، بلکه جادوگر اعظم آن نیز بود.

لاوکرفت خودش را از دنیای اسطوره‌ای و افسانه‌ای مخلوق‌اش سوا نکرد و دنیای مخلوق‌اش را نیز از دنیای واقعی که در مقابل‌اش گسترش می‌یافت، جدا نکرد. او نویسنده‌ای فعال و توانا در زمان خویش بود و در عین حال نیز دربردارنده‌ی ترس‌های تاریخی بسیاری از انحطاط غرب بود. اچ پی لاوکرفت با آثار ترسناک خود موفق شد که حتی مخاطبان عام را شوکه و مفاهیم منطقی و عقلانی که در اوایل قرن بیستم نومیدانه سعی بر بقا و دوام داشتند را متحول کند و در هم بشکند اما او نتوانست با ترس‌های خودش که روح و روان‌اش را در چنگ خویش گرفته بودند، مقابله کند.

منبع: lithub
برچسب ها: خواندنی های کتابلاوکرفتمقاله
ShareTweetShare
نوشته قبلی

تریلر زمان انتشار بازی Devil May Cry 5: Special Edition منتشر شد

نوشته‌ی بعدی

برادران وارنر برای به خدمت گرفتن مدس میکلسن برای نقش گریندل‌والد وارد مذاکره با او شدند

محمد مهدی بهاروند

محمد مهدی بهاروند

مرتبط نوشته ها

لیست بهترین بازی های استراتژی : برترین بازی های استراتژیک کدام‌اند؟
لیست بازی

لیست بهترین بازی های استراتژیک

۱۳ آذر ۱۴۰۳
بهترین انیمه های عاشقانه
انیمه و انیمیشن

معرفی بهترین انیمه های عاشقانه

۸ مرداد ۱۴۰۳
انیمه‌های به یادماندنی دهه 90-80 میلادی
انیمه و انیمیشن

بهترین انیمه های کلاسیک : انیمه‌های به یادماندنی دهه 80 و 90 میلادی

۳۰ خرداد ۱۴۰۳
انتشار کتاب Masters of Doom نوشته David Cushner در پلی پاد تی وی
اخبار کتاب

انتشار کتاب Masters of Doom نوشته David Cushner در پلی پاد تی وی

۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۳
5 مورد از محبوب ترین اسپیکرهای بلوتوثی در سال 2023
ریپورتاژ

5 مورد از محبوب ترین اسپیکرهای بلوتوثی در سال 2023

۲۱ آذر ۱۴۰۲
فیلم های مارول
خواندنی‌های سینما

بهترین ترتیب دیدن فیلم های مارول | راهنمای ترتیب دیدن فیلم های مارول

۲۴ آبان ۱۴۰۲

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

درباره ما

پی‌اس‌ارنا یکی از رسانه‌های محبوب و تاثیرگذار فارسی زبان سرگرمی‌های قصه‌محور است که در حوزه‌های بازی‌های ویدیویی، انیمه و انیمیشن، سینما، تلویزیون و ادبیات به صورت جدی فعالیت می‌کند.
رسانه پی‌اس‌ارنا به عنوان تنها رسانه کاملا مستقل حوزه سرگرمی کشور، کار خود را از سال 1396 شروع کرد و در تلاش است تا به جمع تاثیرگذارترین رسانه‌های فارسی زبان دنیا بپیوندد.

  • درباره ما
  • تبلیغات
  • تماس با ما

کلیه حقوق برای پی‌اس ارنا محفوظ است.

بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • بازی
    • اخبار بازی
    • اخبار فناوری
    • مقاله بازی
    • نقد بازی
    • راهنمای بازی
    • لیست بازی
    • معرفی بازی
    • تاریخچه
    • مصاحبه
  • سینما
    • اخبار سینما و تلویزیون
    • لیست فیلم
    • خواندنی‌های سینما
    • نقد فیلم
  • تلویزیون
    • مقالات سریال
    • نقد سریال
    • معرفی سریال
    • لیست سریال
  • انیمه و انیمیشن
    • خواندنی‌های انیمیشن
    • معرفی انیمه و انیمیشن
    • لیست انیمه و انیمیشن
    • نقد انیمه و انیمیشن
    • اخبار انیمیشن
  • ادبیات
    • اخبار کتاب
    • پیشنهاد کتاب
    • خواندنی ‌های کتاب
    • لیست کتاب

کلیه حقوق برای پی‌اس ارنا محفوظ است.

وارد ناحیه کاربری خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

فرم های زیر را برای ثبت نام پر کنید

تمام فیلدها مورد نیاز است. ورود به سیستم

رمز عبور خود را بازیابی کنید

لطفا نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را برای بازنشانی رمز عبور خود وارد کنید.

ورود به سیستم