ماکیومنتری (Mockumentary) یا فیلمهای مستندنما/ شبه مستند هیچ وقت بازار داغی نداشتهاند چرا که افراد به خصوصی دست به ساخت این دست فیلمها میزنند به علاوه اقشار مخلتفی را به صورت جداگانه در دورههای مختلف هدف میدهند. برخی ممکن است در زمان تولید شدنشان به دلیل فُرم خاصی که دارند مورد بیتوجهی قرار بگیرند و برخی دیگر دقیقا به دلیل استفاده از همین فرم مورد ستایش قرار بگیرند. البته تفاوت زیادی میان مستند نما و شبه مستند هست. شبه مستندها عموما فیلمهای سینمایی هستند که شبیه به مستند ساخته میشوند اما مستندنما یا همان ماکیومنتری به همان توضیح قبلی طنازی و شوخ طبعی را نیز اضافه میکند. (ماک از کلمهی Mock یعنی تمسخر گرفته شده و منتری نیز این Documentary گرفته شده است). فیلم بورات: یادگیریهای فرهنگی آمریکا برای انجام منفعت ملت پرشکوه قزاقستان که سال ۲۰۰۶ در همین سبک اکران شد (درست در بهبوحه جنگهای منطقهای آمریکا با همسایگان ایرانی) حالا برای قسمت دوم بازگشته, این بار اما با فاصلهی کمی تا انتخابات آمریکا دست روی موضوع سیاسی مشخصی گذاشته است. درست است که بورات ۲ (فیلم Borat 2) یادآور همان طنازیهای چندش آور بورات ۱ است اما دلنشینیهای تجربهی گشت گذار در آمریکا با بورات این بار حال و هوای دیگری دارد. حال و هوایی که شاید در بعضی از مقاطع بیشتر از آنکه خندهدار باشد، افسرده کننده و کهنه به نظر برسد. این موضوع بغیر از آنکه گردن سازندگان فیلم باشد به دلیل موقعیت سیاسی و موضوعی است که دست روی آن گذاشتهاند. در این مقاله نگاهی میندازیم به فیلم فیلم Borat 2 و اینکه آیا اثر خوبی در سینماست یا فقط یک فیلم تبلیغاتی فراموش شدنیست. در ادامه با پی اس آرنا همراه باشید.
زمانی ناخوش برای خوشی
وقتی صحبت از مستند باشد همیشه خط باریکی میان دستکاری واقعیات و مستندات وجود دارد و هرچقدر هم مستند طعنه به طعنهی واقعیت بزند اما حقیقی نیست. به این منظور که هرکدام از تمهیدات سینمایی اهم از حرکات، زوایا، کاتها و ابزارهای دوربین تزریق کنندهی نگرش به خصوصی از یک انسان هستند که با تغییر آنها این نگرش تبدیل به نوع دیگری خواهد شد. به همین دلیل است که مستند هرچقدر واقعی باشد اما حقیقی نخواهد بود چرا که از فیلتر دنیای شخصی یک انسان بیرون میزند. فیلمهای مستندنما از ابتدا از افتادن به ورطهی چنین مشکلی به دور هستند چرا که ما از قبل میدانیم که لزومی ندارد در آنها به دنبال حقیقت یا حتی واقعیت بگردیم چرا که واقعیات نیز در این دست آثار به تمسخر گرفته خواهند شد. با اینحال اما ماکیومنتری میتواند ابزار تند و تیزی باشد برای بسط دادن به پیچیدهترین داستانها که برخلاف ظاهر سادهاش به هیچ عنوان ساده نیست. اینکه فیلم ما ظاهری مستندگونه و شلخته داشته باشد فقط یک تمهید بصری است و رسیدن به آن را نباید به منزلهی پایان کار و موفقیت یک فیلم ماکیومنتری دانست. فیلم Borat 2 از این حیث کم و کاستی ندارد اما سوال اولی که برمیانگیزد این است که چرا دوباره این فرم برای چنین فیلمی درنظر گرفته شده است؟ جوابی غیر از اینکه فیلم دنبالهی مستقیم فیلم بورات ۱ است نخواهیم یافت و این دلیل کافی برای انتخاب چنین فرمی برای این فیلم نیست. همانطور که ظاهر کم خرج و مستندگونهی فیلم نیز کمکی به شوخیها، پیشبرد داستان و شخصیتها نمیکند و اگر در هرکدام از فرمهای سینمایی دیگر روایت میشد خللی در داستانش ایجاد نمیکرد. سوالی که مطرح میشود این است که چطور این فرم هیچ کارکردی نمیتواند داشته باشد اما در کارهای مستندنمای دیگری همچون آنچه در سایهها انجام میدهیم (What We Do in the Shadows)، زلیگ یا حتی سریال آفیس این فرمت چه کارکردی دارد؟ در تمامی مستندنماهای موفق تقریبا این نوع از پردازش هنگامی استفاده میشود که بخواهد دو روی مختلف چیزی را نشان بدهد که در حالت عادی قابل نشان دادن نیست یا حداقل از جذابیت بالایی برخوردار نخواهد بود. برای شرح بهتر این موضوع بهتر است به سراغ پلات فیلم زلیگ به کارگردانی وودی آلن میرویم.

«حول و حوش سالهای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰، فیلم بر روی شخصی به نام لئونارد زلیگ تمرکز میکند که دارای ویژگی خارق العادهای است و میتواند چهره و ظاهر خودش را به شکل چهره و ظاهر افرادی که در نزدیکی او هستند تغییر دهد. اف. اسکات فیتزجرالد او را در یک میهمانی میبیند و خاطرنشان میکند که این شخص در خلال میهمانی در قسمتهای مختلف و هنگام صحبت با مهمانهای مختلف تغییر شخصیت داده است. زلیگ کمکم شهرتی جهانی پیدا میکند و مطبوعات آمریکا از او به عنوان «انسان آفتاب پرستی» یاد میکنند. توجه جامعه پزشکان آمریکا نیز به این مورد استثنایی جلب میشود. دکتر ادورا فلچر، روانپزشک، تصمیم میگیرد به زلیگ در مورد این رفتار غیرعادیاش کمک کند و از این رو، او را به بیمارستانی که در آن فعالیت میکند میبرد. دکتر فلچر در خلال یک هیپنوتیزم متوجه میشود که علاقه وافر زلیگ به مقبولیت سبب میشود تا او از لحاظ فیزیکی تغییر کند تا حداکثر ممکن همرنگ جماعت شود. دکتر فلچر زلیگ را به خانه شخصیاش میآورد و مداوای او را پی میگیرد. زلیگ کمکم به درمان دکتر فلچر پاسخ مثبت میدهد و شخصیت مستقلی پیدا میکند که در حضور دیگران تغییر چهره نمیدهد. اما درمان او عوارضی را نیز در پی دارد؛ آن چنان که به قدری اعتماد به نفس زلیگ پیشرفت میکند که به طرز شدیدی سعی در رد و مقابله با آرای دیگران دارد. دکتر فلچر متوجه میشود که عاشق زلیگ شدهاست. به دلیل پوشش وسیع رسانهای، هر دوی آنها به شخصیتهای شناختهشده جهانی تبدیل شدهاند. در آستانه ازدواج دکتر فلچر و زلیگ، زنانی دست به شکایت میزنند و مدعی میشوند که زلیگ پیشتر با آنها ازدواج کردهاست. هر چند زلیگ سعی دارد در دادگاه به این نکته متوسل شود که هنگام ازدواج با این زنان شخصیت دیگری داشتهاست اما دادگاه او را محکوم میکند.»

همانطور که خواندیم با پلات نسبتا پیچیدهای همراه هستیم که رویکردهای مختلف در پردازش فرم این داستان منجر به تغییر حالتهای داستانی فیلم خواهد شد. فرمت سینمایی میتواند حال و هوای شوخ و خندهآور این فیلم را تقلیل دهد یا حتی آن را به یک کمدی دست پایینتر یا حتی جدی تبدیل کند. حال اینکه انتخاب فرمت ماکیومنتری برای چنین داستانی نه تنها به داستان کمک میکند بلکه پتانسیلهای بیشتری به داستان نیز اضافه میکند. حال اگر به سراغ بورات ۲ برگردیم با پلات لاغری روبرو هستیم که در آن بورات وظیفه دارد تا برای مایکل پنس– یکی از وزرای ترامپ– هدیهای ببرد تا فرد مافوق او بتواند به کلاب مردان قدرتمند جهان دست پیدا کند. اما دست آخر با یک پلات توویست ساده متوجه میشویم که او چنین قصدی نداشته و فقط در حال سوء استفاده کردن از بورات بوده است. این پلات نه نیاز به نزدیک شدن به شخصیتِ بورات به شیوهی مستندگونه دارد و نه با نزدیک شدن به شخصیت و زندگی بورات باعث میشود کارها و شوخیهای احمقانهی او جالبتر بنظر برسند. فیلم در نهایت با نشان دادن وجوه مختلفی از مردمان و روسای جمهوری خواه آمریکایی سعی در به تمسخر کشیدن عقاید و باورهای آنها دارد که بیش از آنکه موجب خنده بشود تبدیل به یآدآوری تلخی از اتفاقات چهارسال گذشتهی دنیا میشود. دست آخر نیز با شعار «حالا رای بدین!» نیز کارش را به پایان میرساند که بنظر نمیرسد چندان کارگر بیافتد چرا که برای چنین کاری احتمالا میبایست اوقات خوشی را برای مخاطبینش فراهم میکرد.
داستان گویی در فیلمهای مستندنما ساختار پیچیده ای ندارد و عموما از المانهای دراماتیک محدودی بهره میبرد. بورات مثل تمام کمدیهای سالهای اخیر پر است از شوخیهای اهانت آمیز، جنسیتی، قومی و ملیتی که هرکدام بسته به نوع مخاطب میتوانند جالب و خندهدار باشند. اما نقطه ضعف فیلم Borat 2 آنجایی است که موضع گیری سیاسی پشت فیلم آن را به یک فیلم تبلیغاتی دم دستی برای کوبیدن جمهوریخواهان آمریکایی و ترغیب آمریکاییها به رای دادن است. این که چه میزان جنس شوخیها توهین آمیز است یا نه در فرم مطرح نمیشود اما حائز اهمیت آن است که فیلم دارای تاریخ مصرف مشخصی خواهد بود. بورات ۲ فیلمی سرخوشانه برای روزهایی است که دنیا در حال خوشی قرار ندارد و سینما هم نیاز بیشتری به چنین عناوینی دارد. با این حال شاید آن اثری نباشد که انتظارش را داریم تا خنده بر لبهایمان بنشاند. برای بینندگان خارجی چون ایرانیان بورات بیشتر از آنکه خندهدار باشد میتواند حسرت برانگیز بنمایاند. رویکرد ملیتی که نسبت به خارجیان شرقی توسط آمریکا و اقصی نقاط جهان به چشم میخورد یک عقب ماندگی فرهنگی و دگماتیک است که تقریبا بر همه مسجل شده. این تزریق اطلاعات جغرافیایی و زیستی غلط میتواند کارکردهای مسموم کنندهای در پس خود به همراه داشته باشد که نیازی به شمارش آنها نیست.

در نهایت فیلم Borat 2 چه برای آمریکاییها و چه برای دیگر کشورها آن فیلمی نیست که انتظارش را داشتیم. شاید به خاطر آنکه در برههای زندگی نمیکنیم که دلمان بخواهد با وضعیتمان اینطور شوخی کنند. شاید هم فیلم از پس خودش خوب برنیامده اما هرچه که هست بورات ۲ از یک فیلم معمولی پایش را فراتر نمیگذارد. با اینحال امیدواریم که اقشار مختلف آمریکایی نصیحت فیلم را آویزهی گوش کنند و به حرفش عمل کنند شاید فقط در آن صورت باشد که فیلم Borat 2 در آینده تبدیل به فیلم مهیج و خنده داری بشود.
The Review
فیلم بورات 2
بورات ۲ سرگرم کننده و کوتاه است و سریع به اصل مطلب میرسد. فیلمیاست که شاید یک عصر جمعه بتواند لبخند کمرنگی روی لبهایتان بیاورد اما هرگز انتظار یک اثر خوب یا حتی نزدیک به بورات ۱ را نداشته باشید!
