سری رمان های نغمه آتش و یخ (A Song of Ice and Fire) این روزها بیش از پیش طرفدار پیدا کردهاند و کمتر کسی پیدا میشود که نام آنها به گوشش نخورده باشد. «جرج آر. آر. مارتین» (George R. R. Martin)، با این رمانهای فانتزی به سراغ بازگفتی از چندین خاندان اصیل رفته که برای رسیدن به تاجوتخت و حکومت سرزمین خیالی وستروس با یکدیگر میجنگند. اگرچه، ماجرا تنها به این جنگ خلاصه نمیشود و درست همانند بیشتر داستانهای فانتزی، موجودات ماورایی مانند اژدهایان، دایرولفها و وایت واکرها هم نقش مهمی را ایفا میکنند.
در این مطلب میخواهیم به شناساندن رمان های نغمه آتش و یخ بپردازیم و بگوییم چرا باید این رمانهای فانتزیِ حماسی را بخوانید. اگر طرفدار ژانر فانتزی، اژدهایان و جنگهای قرونوسطایی هستید، در ادامه با پیاس آرنا همراه باشید.

رمان های نغمه آتش و یخ یک سری رمانهای فانتزی به قلم جرج آر. آر. مارتین هستند که پنج رمان چاپشده به نامهای «بازی تاجوتخت»، «نبرد پادشاهان»، «طوفان شمشیرها»، «ضیافتی برای کلاغها» و «رقصی با اژدهایان» را در بر میگیرند. اگرچه، همچنان دو رمان دیگر به نام کتاب The Winds of Winter (بادهای زمستان) و «رویایی از بهار» وجود دارند که هنوز به چاپ نرسیدهاند.
داستان این رمانها در قارههای خیالی «وستروس» و «اسوس» جریان دارد و چند خاندان از جمله «استارک»، «لنیستر» و «تارگرین» را به نمایش میگذارد. در این سرزمین، تابستان میتواند تا دههها ادامه داشته باشد و زمستان هم به اندازهی یک عمر به درازا خواهد کشید. داستان با نام بردن خاندان استارک در «وینترفل» آغاز میشود و خبر از وجود نیروهای ماورایی در آنسوی دیوار محافط سرزمین وستروس میدهد. در هر رمان، بخشهای داستان از دید طیف گستردهای از شخصیتها و بهگونه سومشخص بازگفت میشوند و این شخصیتها بهگونه موازی و همزمان داستان را جلو میبرند. این زاویهدیدها در نخستین رمان 9 عدد بوده و در رمان پنجم به سیویک عدد میرسد. با آغاز این داستانها، خواننده درگیر سه ماجرای بنیادین میشود: یک جنگ دودمانی میان چندین خاندان برای بهدست گرفتن حکومت وستروس، تهدید رو به افزایش موجودات ماورایی در شمال وستروس، و همچنین جاهطلبی «دنریس تارگرین»، دختر تبعیدشدهی شاه پیشین، برای بهدست آوردن تاجوتخت آهنین (Iron Throne)، که نماد حکومت وستروس و هفت پادشاهی است.
در ایران، این پنج رمان با نام «نغمه آتش و یخ» و بهدست «نشر ویدا» و با برگردان «رویا خادمالرضا» چاپ شده و به دلیل حجم بالای رمانها، به دوازده جلد تقسیمبندی شدهاند. همچنین اگر به زبان انگلیسی چیرگی داشته و مشکلی با خواندن رمانهای انگلیسی ندارید، میتوانید نسخهی اصلی این پنج رمان را که بهدست «نشر جنگل» چاپ شده، خریداری کنید و بخوانید.

جرج آر. آر. مارتین، رماننویس و فیلمنامهنویس آمریکایی است که در سبکهای علمی-تخیلی، وحشت و فانتزی به نوشتن رمان و داستانهای کوتاه میپردازد. او با الهام گرفتن از «جنگ رزها»،که در قرن پانزده میلادی و بین دو خاندان «لنکستر» و «یورک» رخ داده بود، و همچنین رمانهای تاریخی فرانسوی The Accursed Kings به قلم «موریس دروئون»، اولین رمان ترانه یخ و آتش را در سال 1996 چاپ کرد.
انگیزهی مارتین در ابتدا نوشتن سه رمان بود. او تصمیم داشت داستان پرمایه و حماسی خود را تنها در سه رمان، شاید به دلیل ادای احترام به «ارباب حلقهها»، بنویسد. ولی اکنون با گذشت بیستوچهار سال، او همچنان در حال نوشتن است و در کنار هفت رمان اصلی، چندین رمان مرتبط نیز نوشته است.
جدیدترین رمان از این سری، یعنی رقصی با اژدهایان، در سال 2011 چاپ شده و در این 9 سال، مارتین همیشه قول چاپ شدن رمان جدید را میدهد و هر سال طرفدران را بیش از پیش چشمبهراه نگه میدارد. عصبانیت طرفداران به حدی رسیده که مارتین برای راضی کردن آنها، مجبور شده تقریبا هر سال یک رمان مرتبط با جهان نغمه آتش و یخ چاپ کند، یا در پروژههایی مانند بازیهای ویدیویی فعالیت داشته باشد، تا بلکه آتش خشم آنها کمی فروکش کند. از مهمترین این رمانها میتوان به Fire & Blood و The World of Ice & Fire اشاره کرد که اولی به دودمان تارگرین و دومی به شناساندن جهان وستروس و دیرینهی قلمرو هفت پادشاهی میپردازد.

یکی از دلایل بنیادین خشم طرفداران برای تاخیر چاپ رمانهای بعدی، آغاز سریال Game of Thrones، که براساس همین رمانها ساخته شد، به شمار میرود. پخش این سریال در سال 2011 آغاز شد و سروصدای زیادی بهپا کرد. سریال بازی تاجوتخت تلاش کرد طبق رمانها پیش برود و بااینکه حذفیات زیادی داشت، اما تا فصل پنجم توانست بهخوبی به رمانها پایبند باشد و اسم و رسم درخوری برای خود دستوپا کند. اما هنگامی که داستان سریال از رمانها پیشی گرفت، یعنی از فصل ششم به بعد، سرعت بالای داستان، عدم شخصیتپردازی مناسب، عدم پرداختن به داستانهای جزئی و موازی، و بسیاری موارد دیگر، منجر به افت شدید سریال شد.
همین موضوع طرفداران را بیشتر خشمگین کرد. شاید اگر مارتین زودتر کار رمانها را تمام کرده بود، سریال وضعیت بهتری پیدا میکرد. اما درهرگونه، این سریال هم به پایان رسید و تمام خاطرات خوب و بد آن تقریبا از یادها رفت. هر چند که به نظر نویسندهی این نوشتار، سریال از همان ابتدا هم اثر خاصی نبود و با بازیگریهای ضعیف و فیلمنامهی بد، نتوانست کار خوبی ارائه دهد. حتی اگر هم موارد خوبی در آن دیده میشد، تنها به خاطر خود رمانها بود، نه چیز دیگری. و تنها با مقایسهی فصلهای نهایی و ابتدایی، میتوان اهمیت رمانها و ضعیف بودن سریال را شاهد بود.
جدا از تمام این حرفها، پنج رمان نغمه آتش و یخ بهراستی نوشتههایی گیرا و شگفتانگیز هستند. هرچند، همچنان نمیشود تصمیم نهایی را گرفت و باید چشمبهراه دو رمان پایانی و نتیجهگیری این بیستوچند سالی که مارتین درگیر نوشتن است، باشیم. باید دید مارتین، برخلاف نویسندگان سریال، میتواند این داستانها را بهخوبی به پایان برساند یا خیر. البته اگر عمر این پیرِ فانتزینویسِ 72ساله قد دهد، و زبان وایتواکرها لال، از دنیا نرود و ما را با یک مشت کتاب ناقص، و سریالی کامل اما بد، تنها نگذارد!
در پاسخ به این پرسش که چرا باید رمانهای ترانه یخ و آتش را بخوانیم، میتوانیم بگوییم که رمانهای گیرا و سرگرمکنندهای هستند و میتوانند یاد و خاطرهی سریال را هم با خود بشویند و ببرند. شخصیتپردازیهای شگفتآوری دارند و گفتوگوهای میان شخصیتها هم بینظیر هستند. اما وقتی یاد ناقص بودن آنها و احتمال ناقص ماندنشان برای همیشه میافتیم، تصور میکنیم که شاید خواندنشان آن چنان هم فکر خوبی نباشد. درهرصورت، تصمیم با خودتان!



