در سال ۲۰۱۴، استودیو پیرو (Studio Pierrot) انیمه توکیو غول (Tokyo Ghoul) را اقتباس و منتشر کرد که به محبوبیت زیادی در آن سالها رسید و هنوز هم از محبوبیت قابلتوجهی برخوردار است. مانگای توکیو غول اثر سویی ایشیدا، به خاطر محبوبیتی که اقتباس آن به راه انداخت، به شهرت زیادی رسید. با اینحال، آیا کیفیت انیمهی توکیو غول آنقدر خوب است که مانگای آن را کنار بگذاریم و فقط به انیمه توکیو غول بسنده کنیم؟ جواب این سوال در یک کلمه، «خیر» است.
انیمه توکیو غول مشکلات زیادی دارد. از مهمترین مشکلات آن میتوان به محتوای حذفشده یا تغییریافته، انیمیشن نه چندان مطلوب و روایت و ضربآهنگ نامنظم اشاره کرد. پرداخت مناسب به دنیا و شخصیتهای توکیو غول، طراحی کمنظیر و نویسندگی خیلی خوب ایشیدا، صرفا چند دلیل از دلایل گوناگونی هستند که باعث میشوند مانگای توکیو غول را نسبت به انیمهاش برتر بدانیم. در ادامه کمی عمیقتر به المانهای فنی و روایی میپردازیم که باعث برتری مانگای توکیو غول نسبت به انیمهاش میشوند.

انیمیشن انیمه Tokyo Ghoul
شاید سطحیترین و مشخصترین دلیل این ادعا که مانگای توکیو غول از انیمهی آن بهتر است، مقایسه طراحی مانگا و انیمیشن انیمهی آن باشد. انیمه توکیو غول با اینکه در فصل اول از کیفیت فنی قابل قبولی برخوردار بود، اما رفتهرفته در طول فصلها افت کیفیتی را تجربه کرد که کاملا مشهود است.
وقتی میگوییم انیمیشن، لزوما منظورمان کیفیت فریمهای سکانسهای مختلف نیست، کارگردانی سکانسهای اکشن انیمه توکیو غول، واقعا کیفیت خوبی ندارند. مخصوصا با درنظر گرفتن دیگر آثار اکشن که نه تنها فریمهای پرجزئیاتتری دارند، بلکه آنها را با کارگردانی خوب و گاهی عالی ترکیب کردهاند و در نتیجه، سکانسهای بسیار نفسگیری را به نمایش درآوردهاند.
این دو المان به کنار، سبک طراحی ایشیدا آنقدر زیبا و جذاب است که به تنهایی میتواند افراد را جذب خواندن مانگا کند. اما استودیو پیرو، نه تنها در کیفیت فنی اقتباسش لنگ میزند، بلکه جایی کار بیشتر از پیش خراب میشود که میفهمید استودیو پیرو، احتمالا برای اینکه جامعهی هدفش نوجوانان بوده، دست به سانسور کردن سکانسهای مختلفی زده است. طراحی ایشیدا پر از پنلهای دلخراش و خشونتآمیز است که در انیمه تا حد زیادی سانسور شدهاند. به خاطر همین موضوع، اتسمفری که ایشیدا در مانگا خلق کرده، به صورت کامل از بین رفته است.

طراحی مانگای توکسو غول
اگر از انیمه توکیو غول دور شویم و به آرت ایشیدا در مانگای Tokyo Ghoul و بعدتر Tokyo Ghoul:re نگاه کنیم، پیشرفت و تکامل تدریجی استایل و سبک طراحی سویی ایشیدا به شدت رضایتبخش است. ایشیدا با سبک طراحی خاص خودش، توانست لحظات به یادماندنی زیادی را خلق کند، از سکانسهای اکشن نفسگیر گرفته تا سکانسهای درام. ایشیدا با توجه به جزئیات، سایهزنی و نحوهی چیدن پنلهای صفحات مانگا، واقعا از لحاظ طراحی عالی و کمنظیر کار کرده است و نمیتوان این موضوع را انکار کرد.
در همین راستا و استفادهی ایشیدا از مدیوم مانگا، او در صفحات و پنلهای مختلفی اشارات ریزی به کارتهای تاروت دارد و از آنها برای اشاره به اتفاقات و حتی شخصیتپردازی استفاده کرده است. اگر دقت کنید، متوجه میشوید که داستان توکیو غول و مسیری که کانکی در طول داستان طی میکند، شباهت زیادی به الگوی The Fool’s Journey دارد. برای مثال در مانگا، داستان بخش اول توکیو غول با کارت شمارهی سیزده و چهارده، یعنی مرگ و اعتدال پایان یافت. کانکی هر دو بخش وجودش را در نهایت قبول کرد و اینجا بود که بخش اول داستان توکیو غول به پایان رسید.
سوای طراحی پرجزئیات و چشمگیرش، ایشیدا از سبک طراحی و داستانسرایی خود به خوبی استفاده کرده است تا بتواند چنین داستان چندلایهای را روایت کند و این یکی از المانهایی است که آن را در انیمهی توکیو غول پیدا نخواهید کرد. به غیر از انیمیشن نه چندان خوب، انیمه توکیو غول از لحاظ داستانسرایی و روایت نیز مشکلات بزرگ و زیادی داشت که در ادامه به آنها میپردازیم.

داستانسرایی و روایت انیمه Tokyo Ghoul
مسالهی دیگری که باید به آن بپردازیم، روایت انیمه است. فصل اول انیمه توکیو غول از این لحاظ، برخلاف دیگر فصلها مشکلات بزرگی ندارد. با این حال، مشکل فصل اول حذف برخی از سکانسهاست؛ سکانسهایی که شاید در نگاه اول آنقدر مهم نباشند اما در نهایت، توضیحاتی را در مورد دنیا و شخصیتهای توکیو غول میدهند که تا حد زیادی اتفاقات آینده یا گذشته را بیشتر قابل فهم و درک میکنند. برای مثال، توکا و کانکی در مانگا به مقر CCG میروند. در نگاه اول حذف این موضوع از داستان تاثیر زیادی روی روایت کلی نخواهد گذاشت. اما مشکل این است که در طول این بخش از مانگا، اتفاقی کوچکی افتاد که نشان میداد کانکی تا چه اندازه با دیگر غولها متفاوت است و کمی اتفاقات آینده را قابل درکتر میکند.
در همین راستا و در شروع فصل سوم، افرادی که فقط انیمه توکیو غول را دنبال کردهاند، سردرگم شده بودند. با در نظر گرفتن شرایط و شخصیتهای جدید، مسلما به توضیحاتی نیاز بود که در انیمه خبری از آنها نیست؛ سریع رد شدن از بکاستوری و گذشتهی شخصیتها، مخصوصا تیم Quinx، باعث شده است که ما هیچ ایدهای از اهداف و اخلاقیاتشان نداشته باشیم و در نتیجه، آن ارتباطی که بین مخاطب و شخصیتها در مانگا شکل میگیرد، در انیمه به شکل بسیار ضعیفتری وجود دارد و حتی اگر سختگیرتر باشیم، اصلا وجود ندارد.

همانطور که اشاره کردیم، روند اتفاقات در انیمه توکیو غول نسبت به مانگا متفاوت است؛ از جابهجا کردن آرکها گرفته، تا نپرداختن به موضوعاتی مثل مطلع شدن کانکی از سرنوشت ریزه در چپتر هشتاد و نهم مانگا، موضوعی که مخاطبان انیمه تا فصل آخر متوجه آن نمیشوند. چنین تغییرات جزیی، همانطور که پیشتر گفتیم، شاید در نگاه اول آنقدر تاثیرگذار نباشند، اما رفتهرفته تاثیرات منفی خود را روی داستان و روایت نشان میدهند.
شاید بزرگترین مشکل روایی انیمه توکیو غول، فصل دوم آن یعنی Root A باشد. فصلی که به طور کلی، روند داستانی متفاوتی را پیش گرفت. آن کاملا از مانگا جدا شد و داستان اوریجینالی را روایت کرد. برای مثال، در مانگا کانکی و همراهانش جلوی Aogiri قرار میگیرند ولی در انیمه، برعکس این اتفاق میافتد؛ کانکی به Aogiri Tree میپیوندد که روایت را به صورت کلی تغییر داده است. درست است که همان خطهای داستانی مانگا در طول Root A روایت شد، اما مسیری که برای روایت شدن آنها انتخاب شده بود، نتایج جالبی به دنبال نداشت.

ظاهرا خود سویی ایشیدا در تیم نویسندگان فصل دوم حضور داشت و خودش هم ایدههای اولیهی فصل دوم را داده بود تا اتفاقات جدیدی را در آن فصل به نمایش درآورند و حس تازهای را برای طرفداران رقم بزنند. اما مشکل اینجاست که المانهای روایی فصل دوم آنقدر با دیگر فصلها متفاوت هستند که به شدت به تجربهی کلی اثر ضربه میزنند.
همهی اینها به کنار، مهمترین دلیلی که Root A را بزرگترین مشکل انیمهی توکیو غول میدانیم، ضربه زدن آن به پیوستگی روایی توکیو غول است. با در نظر گرفتن اتفاقات فصل دوم انیمه و اینکه TG:re اقتباس مستقیمی از مانگای ایشیدا بود، برخی از سکانسهای فصلهای سوم و چهارم منطقی به نظر نمیآمدند. پیشینهی شخصیتهایی که در مانگا توضیح داده شده بودند، در انیمه حتی اشارهای به آنها نشده بود و برای همین طرفداران و بینندگان آن فصلها آشفته و سردرگم شده بودند که در نهایت هم منجر به انتقادات شدید از این فصلها شد.

سخن آخر
فصل اول انیمه توکیو غول کیفیت مطلوبی داشت. آن در جلب توجه افراد بسیار موفق بود و کسی نمیتواند منکر موفقیتش شود. با اینحال، انیمه توکیو غول با انتشار فصلهای بعدیاش بسیار افت کرد. حذف و تغییر محتوا، سانسور کردن سکانسهای مختلف، تغییر لحن روایت و کیفیت نه چندان مطلوب انیمیشن، از چندین و چند دلایلی هستند که نباید به سراغ انیمه توکیو غول بروید. شاید تنها نکته مثبت انیمه توکیو غول این بود که باعث بیشتر محبوب شدن منبع اقتباسیاش شد و موسیقی متن محشر یوتاکا یامادا را به طرفداران توکیو غول هدیه داد.
از طرفی نیز میتوان بزرگترین مشکل مانگا را آرکهای پایانی TG:re دانست. ایشیدا با جمعبندیاش افراد زیادی را دلسرد کرد اما با اینحال، با روایت منسجم و سبک طراحی جذابش، اثری را خلق کرده است که اگر اهل مانگا خواندن باشید، از آن لذت خواهید برد.
نظر شما در مورد مانگا و انیمه توکیو غول چیست؟ نظراتتان با با ما به اشتراک بگذارید.

ممنون از مقاله عالیتون.من خودم از طرفداران این مانگا هستم و به شدت به همه پیشنهاد میکنم که کلا انیمه رو بیخیال بشند و حتما مانگاشو کامل بخونند