ژانر خونآشامی، ژانری است که اخیرا توسط استودیوهای انیمه مورد توجه بیشتری قرار گرفته تا جایی که در انیمههای فصلی اخیر، حداقل یک انیمه به این ژانر اختصاص داده شده است. به عنوان نمونه در همین یک سال (2021)، 4 انیمه خونآشامی به نامهای Vlad Love (در فصل زمستان)، Mars Red (در فصل بهار)، Tsuki to Laika to Nosferatu (در پاییز) و در نهایت انیمه The Case Study of Vanitas ،Vanitas no Karte یا همان «مطالعه موردی وانیتاس»، در تابستان امسال منتشر شدند. اما از میان این انیمههای خونآشامی اخیر، انیمه مطالعه موردی وانیتاس با اختلاف از محبوبیت زیادتری برخوردار شد که نه تنها آن را به یکی از بهترین انیمههای فصل تابستان تبدیل کرد، بلکه با امتیازی که از سایت مایانیمهلیست از آنِ خود ساخت، از جایگاه بالایی حتی در میان انیمههای خونآشامی تاریخ برخوردار شد. اما اگر از آن دسته از اوتاکوهای باتجربه یا سختپسندی باشید که در داستان هر انیمه به دنبال یک معیار ارزشمند عمیق، فلسفی یا روانشناختی میگردند، شاید در مواجه با انیمه مطالعه موردی وانیتاس این پرسش در ذهن شما شکل گرفته باشد که این انیمه جز روابط عاشقانه و نمایش اغواگرایانه خونآشامها در نوشیدن خون یکدیگر و انسانها، چه حرف تازهای برای گفتن دارد؟
برای پاسخ به این پرسش، ما تصمیم گرفتیم تا به نقد و بررسی دقیقتر انیمه Vanitas no Karte بپردازیم تا از نقاط قوت و ضعف آن پرده برداریم. پس با ما همراه باشید.

همانطور که شاید برخی از شما بدانید، انیمه The Case Study of Vanitas از روی مانگایی به همین نام، به قلم جون موچیزوکی (Jun Mochizuki) اقتباس شده است. جون موچیزوکی مانگاکای زنی است که پیشتر با مانگای مشهور «قلبهای پاندورا» (Pandora Hearts) شناخته شد؛ مانگایی که متاسفانه اقتباس انیمهای نهچندان رضایتبخشی توسط استودیو زِبِک (Xebec) دریافت کرد که نتوانست آنطور که باید جزییات شخصیتپردازی مانگای موچیزوکی را به تصویر درآورد. اما از مقایسه دو مانگای قلبهای پاندورا و مطالعه موردی وانیتاس میتوان گفت که جون موچیزوکی در آثارش در خلق فضاهای رازآلود فانتزی، چرخشهای داستانی غافلگیرکننده و شخصیتپردازیهای دقیق و جذاب، تبحر فوقالعادهای از خود نشان میدهد و داستانهای او حسوحالی مشابه داستان آلیس در سرزمین عجایب را منتقل میکند.
انیمه اقتباسی مطالعه موردی وانیتاس اینبار به دستان انیماتورهای خوشذوق و حرفهای استودیو Bones و به کارگردانی چیرهدست تومویوکی ایتامورا (Tomoyuki Itamura) ساخته شده است؛ کسی که وظیفه کارگردانی سری انیمههای موفق مونوگاتاری (Monogatari) را برعهده داشته است. همه اینها باعث میشوند تا انتظارات ما از رویارویی با یک اثر خوب بالا رود که این امر، کار سازندگان را برای جلب رضایت طرفداران سختتر میکند.

داستان انیمه The Case Study of Vanitas با افسانهای آغاز میشود که نشان میدهد سالیان پیش خونآشامی به نام وانیتاس به دلیل به دنیا آمدن در زیر ماه آبی، توسط همنوعانش مسخره و همواره با ترس بزرگ میشود. او که درنهایت توسط همنوعانش طرد میشود، برای انتقام یک کتاب جادویی نفرینشده معروف به نام «کتاب وانیتاس» را ایجاد میکند تا روزی از آن برای قصاص تمام خونآشامهای ماه قرمز استفاده کند. اکنون در قرن نوزدهم پاریس، نوئه آرشیویست (Noé Archiviste) ماموریت دارد تا درباره کتاب وانیتاس اطلاعات کسب کند. او سوار بر یک کشتی هوایی، توسط پزشکی عجیبوغریب که خود را وانیتاس مینامد، از حمله خونآشامی نجات پیدا میکند. این درحالی است که این پزشک عجیب، کتاب وانیتاس را در اختیار دارد و تنها اوست که میتواند از این کتاب استفاده کند.
این پزشک که خود را متخصص خونآشامها مینامد، درواقع یک انسان ساده است که نام وانیتاس و کتابش را از استاد خود، همان وانیتاس افسانهای به ارث برده. با پیشروی و افزایش نفوذ خطری تهدیدکننده به نام «رژه شارلاتان» در میان خونآشامها، توانایی این پزشک در بازگرداندن هوشیاری خونآشامها به کمک بازیابی نام واقعی آنها، بسیار مفید و کارآمد به نظر میرسد. به همین ترتیب، همکاری طولانیمدتی میان نوئه و وانیتاس برای نجات خونآشامها شکل میگیرد. اما آیا نجات خونآشامها هدف واقعی وانیتاس است؟
داستانپردازی انیمه مطالعه موردی وانیتاس
رومنس

اولین چیزی که در داستان انیمه Vanitas no Karte توجه زیادی را به خود جلب میکند، پسران زیبا و روابط عاشقانه وسوسهانگیزشان با دیگر شخصیتهای داستان است. جالب است که در این انیمه کمی حسوحال یائویی نیز به مشام میرسد، اما به نظر نمیآید که بخواهد به صورت جدی سمتوسوی یائویی به خود بگیرد، بلکه روابط عاشقانه در این انیمه، مخاطبان مشتاق را در حالتی تعلیقی قرار میدهد که کنجکاوی و کشش زیادی را هم برای طرفداران ژانر عاشقانه و هم فوجوشیها به وجود آورده، که اتفاق تازه و جالبی است.
میتوان گفت که در زمینه رومنس، این انیمه کارش را فوقالعاده انجام داده است. به عنوان مثال، این انیمه تاثیراتی که درونیات پیچیده شخصیت وانیتاس بر نوع روابط عاطفیاش میگذارند را به خوبی نمایش داده است که از نظر روانشناسی کاملا منطقی به نظر میرسد و به عمیقتر شدن تاثیر آن کمک میکند. همچنین این انیمه همانند اکثر انیمههای عاشقانه از نماهای خجالتزده و طفرهرونده برای نمایش روابط عاشقانه شخصیتها استفاده نمیکند؛ بلکه همانطور که از ژانر خونآشامی انتظار میرود، به زیبایی عطش خونآشامها را در روابطشان به تصویر میکشد که البته این نوع پرداخت پررنگ و لعاب به آن، بیربط به نمایش حالوهوای عاشقانه شهر پاریس نیست.
اما همین صحنههای رویایی که مخاطبان را جادو میکند، اگر زیاد از حد مورد توجه قرار گیرد، میتواند باعث انحراف ذهن مخاطب از جریان اصلی داستان شود. داستان انیمه مطالعه موردی وانیتاس دارای نقاط قوتی است که اگر با لحن جدیتری مورد تاکید قرار بگیرند، میتواند نگاه جدیتری از سوی مخاطبان دریافت کند. اما فاصله کوتاه میان سکانسهای عاشقانه موجود در آن، مخاطب را درگیر مسائل حاشیهایتر ساخته است. اگرچه این انیمه تلاش قابل تقدیری در گنجاندن اطلاعات مهم روایی در خلال برخی سکانسهای عاشقانه داشته، اما همچنان کفهی عاشقانه ترازو بر دیگر جنبههای داستان، سنگینی قابلتوجهی دارد که امید است در فصلهای بعد از تعادل بیشتری برخوردار شود.
مضامین خونآشامی

یکی از جنبههای مهم و اصلی در بررسی انیمههای خونآشامی، نوع رابطهای است که خونآشامها با انسانها در دنیای داستان دارند. در انیمه Vanitas no Karte ما با جهانی روبهرو هستیم که خونآشامها و انسانها سالها در صلح به سر میبرند و قوانینی برای این دو نژاد وجود دارند که باعث شدهاند آنها در دو جهان متفاوت زندگی کنند و در دنیای یکدیگر از خط قرمز خود پا فراتر نگذارند. اگرچه که چنین صلحی نتیجه گذر از جنگی تمامعیار بوده که زخمهای باقیمانده از آن همچنان در شخصیتهای داستان نمودار است یا همچنان جرایمی صورت میگیرند که نفرت انسانها را از خونآشامها تشدید کرده و گروه شکارچیان خونآشام تحتحمایت کلیسا را افراطیتر میسازند.
یکی از نکات مثبت این انیمه آن است که برخلاف سایر انیمههای خونآشامی که تمام داستان را به مساله جنگ و صلح میان دو نژاد انسان و خونآشام اختصاص میدهند، به صورت کلیشهای تمرکز خود را روی این موضوع قرار نداده است. اگرچه خطر از بین رفتن صلح میان این دو نژاد همچنان در پیشزمینه داستان موجود است و شاید در فصلهای آینده مورد تاکید بیشتری قرار بگیرد اما در این فصل، موضوع اصلی داستان درگیری خونآشامها با خودشان است! همانطور که بیماری ناشناختهای به نام رژه شارلاتان، خونآشامها را به جنونی میرساند که حتی نمیتوانند به همنوعان خود رحم کنند و به تهدیدی برای نسل خونآشامها تبدیل شده است. همچنین ترس از انتقام دیرینه خونآشام ماه آبی وانیتاس، که با ظاهر شدن پزشک انسانی که خود را شاگرد و جایگزین او مینامد، جهان خونآشامها را متشنج و نگران کرده است.

داستان انیمه Vanitas، اینبار از زاویه دید خونآشامی خوشقلب روایت میشود که تجربه زندگی مسالمتآمیزی را هم در کنار انسانها و هم در کنار خونآشامها پشت سر گذاشته است. همچنین بخش زیادی از فضای داستان نیز در جهان خونآشامها روایت میشود که تنها انسان موردتوجه در آن وانیتاس است؛ اگرچه به مرور به جهان انسانها هم ورود بیشتری پیدا میکنیم و با شکارچیانی روبهرو میشویم که در نگاه اول بسیار تندرو و افراطی به نظر میآیند، اما همین شکارچیان نیز زمانی که با شخصیت صلحجوی نوئه آشنا میشوند، طی یک تحول غافلگیرکننده تعصبات خود را کنار میگذارند و حتی گاهی با خونآشامها همکاری میکنند. چیزی که باز هم از کلیشهها فاصله میگیرد و تاکید بیشتری روی رفاقت دلنشین انسانها با خونآشامها میگذارد، همانطور که از رابطه دوستانهی نوئه (خون آشام) و وانیتاس (انسان) نیز به زیبایی قابل مشاهده است و این امر تجربه تازهای در یک انیمه خونآشامی محسوب میشود.
پیچیدگی و فضای رازآلود

یکی دیگر از عواملی که باعث بالا رفتن جذابیت و کشش در داستان این انیمه شده، سوالات و رازورمزهای جالبی است که با پیشروی داستان بیشتر و بیشتر میشوند. به عنوان مثال، هویت پشت رژه شارلاتان چه موجودی است و توسط چه کسی و با چه هدفی ایجاد شده؟ انگیزه و هدف اصلی وانیتاس چیست؟ این پرسش به خصوص زمانی مطرح میشود که وانیتاس در محضر خونآشامهای ماه قرمز اعلام میکند که هدف اصلیاش در ادامه راه خونآشام ماه آبی نیست، بلکه در گرفتن انتقام به عنوان یک انسان از خود اوست و به همین دلیل تلاش دارد به وسیله کتاب وانیتاس خونآشامهای ماه قرمز را شفا ببخشد و به آنها کمک کند. اما با توجه به پیچیدگیهای شخصیتی وانیتاس، گذشته پنهان و نفرت او از هر دو نژاد خونآشام و انسان، دلیل انتخاب چنین هدفی از جانب او عجیب مینماید.
علاوه بر آن رازهای دیگری نیز در میان هستند: چرا استادِ نوئه آرشیویست از او خواسته است تا درباره کتاب وانیتاس اطلاعات کسب کند؟ شخصیت فرعی آگوست روثون (August Ruthven) چه نقشههای شومی برای نوئه و وانیتاس در سر میپرواند و چرا؟ و در نهایت اینکه چه رازی در مورد ملکه خونآشامها وجود دارد که وانیتاس برای فهم آن دندان تیز کرده است؟ پیبردن به پاسخ این پرسشها آنچنان وسوسهکننده است که اگر از روی سرگرمی صرف به تماشای انیمه نشسته باشید و فضای آن چنگی به دلتان نزده باشد، باز هم برای گرفتن پاسخ این سوالات به انتظار فصلهای بعدی این انیمه خواهید نشست.

اما بازهم رازورمزهای بسیار در داستان این انیمه میتوانند حکم شمشیری دولبه را داشته باشند که اگر با هوشمندی مدیریت نشوند، ممکن است حفرههای داستانی و تناقضات بسیاری را به وجود آورند و به نقطه ضعفی بزرگ برای آن تبدیل شوند؛ زیرا با پایان یافتن فصل اول از این انیمه ما با حجم زیادی از سوالات روبهرو هستیم که پرداختن درست و کامل به همه آنها کار آسانی نخواهد بود. اگرچه جون موچیزوکی با افشای بخش کوچکی از گذشته وانیتاس مانند اینکه در کودکی قربانی آزمایشات غیرانسانی متعددی بوده، بخشی از دلایل رفتار خودسرانه و عجیب او را به زیبایی توجیه کرده است و همین امر نشان میدهد که او به خوبی افسار کار را در دست دارد و برای قابل توجیه بودن سایر پیچیدگیهای داستان، دلیلی برای نگرانی وجود ندارد.
ولی با توجه به اقتباس زودهنگام استودیو Bones از مانگای موچیزوکی درحالی که هنوز چپترهای زیادی از آن منتشر نشده است، این احتمال وجود دارد که استودیو در فصلهای آینده راهش را از مانگا جدا کند و ادامه دیگری برای آن پیش بگیرد. خطری که با توجه به پیچیدگیهای داستان میتواند ضربههای هولناکی به آن وارد کند و این امر بار سنگینی را بر دوش فیلمنامهنویس منتخب استودیو، یعنی دکو آکائو (Deko Akao) میگذارد.
شخصیتپردازی انیمه The Case Study of Vanitas

اصلیترین و بارزترین نقطه قوت انیمه The Case Study of Vanitas خلق شخصیتهای جذابی است که هم دارای بکاستوریهای تراژیک و هم روابط بسیار بهیادماندنی و هیجانانگیز هستند. شخصیتهایی که هم از نظر طراحی بصری دلربا هستند، هم از نظر روحی و روانی ویژگیهای منحصربهفردی دارند و هم رابطهای که میان آنها شکل میگیرد، مخاطب را احساساتی و کنجکاو مینماید. به عنوان مثال شخصیت ساده، دوستداشتنی و ذوقزده نوئه آرشیویست در تضاد با شخصیت پیچیده و کاریزماتیک وانیتاس قرار میگیرد که در موقعیتهای حساس به سبب تفاوتهای رفتاری و باورهایشان، درگیریهای بامزه و گاهاً خشنی را میان آن دو ایجاد میکند. این امر باعث افشای بخشی از سرگذشت تراژیک هریک از آنها شده و سرانجام به درک و همدلی آن دو و رشد شخصیتی آنها منتهی میشود. نوع رفاقت پرتنش و درعین حال بامزهی نوئه و وانیتاس و نحوه برخورد متفاوت آنها با دیگر شخصیتها، تاثیر مثبت بسیاری در پویایی و هیجان داستان گذاشته است.

از دیگر ویژگیهای مثبت این انیمه آن است که هم شخصیتهای اصلی و هم شخصیتهای فرعی، علاوه بر خصوصیات مثبتی که برایشان درنظر گرفته شده، از نقاط ضعفی نیز برخوردار هستند که این نقاط ضعف نقش پررنگتری در پیشروی داستان دارند. به عنوان مثال، نوئه آرشیویست شخصیت کمابیش ساده و بسیار مثبتاندیشی دارد که اگرچه او را دوستداشتنی میسازد، اما از آنجایی که به راحتی به اطرافیانش اعتماد میکند، خود و عزیزانش را به خطر میاندازد. از طرف دیگر وانیتاس نیز از ترس و بیاعتمادی زیادی نسبت به انسانها و خونآشامها رنج میبرد. شخصیت دومینیک (Dominique “Domi” de Sade) کمبود اعتمادبهنفس داشته و از ابراز احساساتش واهمه دارد. همچنین شخصیت بانمکِ جان (Jeanne) نیز وفاداری و وابستگی بیش از حدی به شخصیت آگوست روثوِن دارد که باعث میشود احساسات و خواستههای انساندوستانه خود را برای انجام ماموریتهای او نادیده بگیرد.
این نقاط ضعف که حس همذاتپنداری زیادی را در مخاطبان ایجاد میکنند، ریشه در سرگذشتهای غمانگیز هریک از این شخصیتها دارند. همانطور که سرگذشت نوئه و وانیتاس هرکدام تاثیر عمیقی را در دراماتیکتر شدن داستان و تاثیرگذاری بر مخاطب گذاشتند. چیزی که در ادامه داستان در مانگای آن، تمرکز بیشتری روی آن شده است و به جزییاتی پرداخته میشود که از نظر روانشناسی دلیل رفتار شخصیتهای این انیمه را به خوبی توضیح میدهد.
سبک بصری، پویانمایی و موسیقی انیمه The Case Study of Vanitas

انیمه مطالعه موردی وانیتاس همانطور که از عملکرد درخشان استودیو Bones انتظار میرود، از سبک بصری بسیار زیبا و پویانمایی فوقالعاده نرم و تمیزی برخوردار است که حتی در کماهمیتترین سکانسها نیز از کیفیت آن کاسته نمیشود. علاوه بر این، نحوه استفاده از رنگ و نورپردازی در این انیمه، فضای باشکوه و شاعرانهای را خلق میکند که توانسته به خوبی فضای رمانتیک شهر پاریس را بازنمایی کرده و همچنین به جهان فانتزی مانگا جلوهای تازه ببخشد که تماشایش بسیار لذتبخش است. سبک بصری این انیمه در لحظات کمدی داستان نیز بسیار شیرین و بامزه طراحی شده است و زمانبندی تبدیل شدن شخصیتها به فرم چیبی (فرم کارتونی و کوچکشده شخصیتها که در موقعیتهای کمدی داستان استفاده میشوند) بسیار دقیق و موفق ظاهر میشود، تا جایی که ناگهان شما را به خنده میاندازد و قند را در دل مخاطب آب میکند.

موسیقیمتن این انیمه نیز توسط موسیقیدان و آهنگساز باسابقه، یوکی کاجیورا (Yuki Kajiura) ساخته شده است؛ آهنگساز زنی که پیشتر برای انیمههای بسیاری همچون «هنر شمشیرزنی آنلاین»، «سرنوشت صفر» و مهمتر از همه «شیطان کش» موسیقیمتنهای درخشانی را خلق کرده است. او برای انیمه The Case Study of Vanitas نیز موسیقیهایی با ملودی آرامشبخش و اسرارآمیزی ساخته است که حس رازآلود داستان را تشدید میکنند و همچنین با بهرهگیری از ساز آکاردئون، حسوحال شهر پاریس را با ظرافت تمام تجسم میبخشند. از میان موسیقیمتنهای این انیمه، موسیقی تم اصلی آن از جایگاه ویژهای برخوردار است. این انیمه همچنین اوپنینگ و اندینگ بسیار زیبایی دارد. اوپنینگ آن Sora to Utsuro نام دارد که توسط Sasanomaly به زیبایی به اجرا درآمده و اندینگ این انیمه نیز 0 (zero) نام دارد که توسط LMYK خوانده شده است.
جمع بندی نهایی

بنابر آنچه که تا به حال مورد بررسی قرار گرفت، میتوان گفت که انیمه مطالعه موردی وانیتاس، در نمایش سکانسهای عاشقانه، خلق فضاهای رازآلود، شخصیتپردازیهای بهیادماندنی، پویانمایی و موسیقی عملکرد درخشانی از خود نشان داده است. اما با تمام این ویژگیهای مثبت نتوانسته آنطور که شایستهاش است، موردتوجه قرار بگیرد. یکی از دلایل آن تاکید بیش از حد روی بخش عاشقانه داستان است که توجه مخاطب را از جریان اصلی داستان منحرف میکند و از جدیت و اهمیت داستان آن میکاهد. دلیل دیگر آن است که این انیمه هنوز وارد چالشها و نبردهای اصلی داستان نشده است تا بخواهد تاثیر کوبنده و شوکهکنندهای بر مخاطب بگذارد یا وارد چرخشهای داستانی غافلگیرکننده بشود؛ چیزی که شاید در فصلهای آینده اتفاق بیافتد و ارزش بالای داستان این انیمه را به اثبات برساند.
این انیمه در فصل اول خود که بیشتر به آشنایی با شخصیتها و فضای داستان میپردازد، رمزورازهای زیادی را ایجاد کرده و ظرفیت بالایی را برای تبدیل شدن به یک انیمه قدرتمند نشان میدهد که امید است استودیو Bones با ادامهی اقتباس وفادارانه خود از مانگای موچیزوکی، کیفیت داستانی آن را حفظ کند و طرفداران این انیمه را خشنود سازد. در نهایت، در پاسخ به این سوال که آیا این انیمه علیرغم روابط عاشقانه و نمایش اغواگرایانه خونآشامها در نوشیدن خون یکدیگر و انسانها، حرف تازه ای برای گفتن دارد؟ باید گفت که بله، این انیمه در ژانر خونآشامی فضای فانتزی متفاوتی را خلق میکند و با پیچیدگیهای روایی و گذشته عجیب شخصیتها ارزش دیده شدن را دارد.
آیا شما نیز انیمه مطالعه موردی وانیتاس را تماشا کردهاید؟ درباره آن چه فکر میکنید؟ نظرات و پیشنهاداتتان را با ما به اشتراک بگذارید.
The Review
نقد انیمه مطالعه موردی وانیتاس
انیمه مطالعه موردی وانیتاس از انیمههای خونآشامی سال 2021 است که توانسته با خلق جهان فانتزی رازآلود و شخصیتهایی پیچیده، مخاطبان را تحت تاثیر قرار دهد و با سکانسهای عاشقانهاش جذابیت دوچندانی به داستان خود ببخشد. این انیمه با وجود نقاط ضعفش نتوانسته است تاکنون چهره جدیای از خود به نمایش بگذارد، اما به لحاظ داستانی ظرفیت خوبی برای تبدیل شدن به انیمهای موفق در فصلهای بعدیاش دارد.
