در دنیای بازیها اگر موضوع و فضای اثری در دنیای جنگ جهانی دوم باشد خودبهخود فکر اکثر افراد به سمت سبک اول شخص شوتر یا در مواردی استراتژی خواهد رفت، چیزی که در این سالها بسیار معمول بوده است. مبارزه با یکی از منفورترین گروه و شخصیتهای تاریخ بشریت یعنی حزب نازی موضوعی مناسب برای خلق آثار اکشن در دنیای بازیها است. شاید آخرین سبکی که به ذهن هر شخص برسد یک عنوان داستان محور باشد. این دقیقاً هدفی است که توسط سازندگان بازی Paradise Lost انتخابشده است که بهنوبه خودانتخابی عجیب و تا حدی شجاعانه است. در نبود بخش گیمپلی عمیق، نحوه پرداخت داستان حساس جرائم غیراخلاقی آلمان نازی بسیار مهم و چالشبرانگیز است.
در بازی Paradise Lost داستان جنگ جهانی در دنیای غیر تاریخی و به عبارتی Alternative History دنبال میشود. به دنبال تحتفشار قرار گرفتن آلمان، جنگ به استفاده از بمب اتم منجر شده و زمین به متروکه پسازمانهای تبدیلشده است.
حال و هوای دنیای این بازی تا حدی سری Metro و امثال آن را به یاد میآورد. قهرمانبازی Szymon پسری نوجوان و شهروند لهستان است که قبل از بین رفتن زمین تحت سلطه آلمان قرار داشته است. او که به نظر در کنار مادر خود زندگی میکرده و توانسته از جنگ جان سالم به درببرد به بیرون از پناهگاه میآید و بهعنوان راهنما، عکسی را دارد که در آن مادرش در کنار مردی ناشناس در مقابل دیواری ایستاده که روی آن عدد چهار نقش بسته است.
Szymon در پی این عکس به کلونی بزرگی در زیرزمین میرسد که در زمان آلمان نازی ساختهشده و هدف آن پرورش گروهی وفادار به رایش سوم بوده است. در پی گشت و گذار در این کلونی و دنبال کردن نشانههایی از مرد ناشناس در عکس، Szymon پی میبرد که این کلونی توسط گروهی لهستانی و انقلابی تصاحبشده و این افراد در حین پی بردن به اسرار کلونی به دو گروه تقسیمشده و با یکدیگر درگیر شدهاند.

اگر فقط به برخی عکسهای بازی Paradise Lost نگاهی بیاندازید، شاید اصلاً متوجه نشوید که این بازی یک عنوان Walking Simulator است. در حین انجام بازی نیز هرلحظه انتظار دارید ناگهان تعدادی سربازی نازی از پشت موانع ظاهرشده و شروع به شلیک کنند!
بهترین و مؤثرترین نقطه قوت بازی، طراحی محیطهای پر جزئیات و کاملاً مطابق با آن چیزی است که از زمان جنگ جهانی در ذهن همه است با چاشنی مقادیری علمی تخیلی. یکی از تواناییهای استودیوهای اروپای شرقی آفریدن آثار با گرافیک هنری و فنی بالا است که در Paradise Lost این مسئله صادق است. انواع و اقسام محیطهای مختلف از انبارهای اسلحه، کارگاههای بزرگ، ایستگاه قطار حامل کلونی نشینها گرفته تا محلههای شهری اشرافی و دهکدههای مذهبی در بازی وجود دارند که همگی به طرز تا حدی حیرتآور پر از جزئیات مختلف هستند.
کاملاً مشخص است که سازندگان وقت زیادی صرف کردهاند که اولاً تا حد امکان این محیطها مطابق بازمان خود باشند و دوما، همگی از کیفیت بالایی برخوردار. با توجه به اینکه کلونی در زیرزمین ساختهشده، در قسمتهایی از آن دیده میشود که قسمت عظیمی از زمین کندهشده به حدی که سقف غار بهسختی دیده میشود. این بزرگی محیط به خود مراحل بازی نیز منتقلشده است که در مواردی مشکلزا میشود. درحرکتی بسیار تعجبآور، قابلیت دویدن در بازی وجود ندارد و سرعت حرکت Szymon بسیار آهسته است. با توجه به بزرگی و تودرتو بودن برخی قسمتها، قدم زدن بسیار آهسته برای پیدا کردن راه خروج و موارد داستانی مختلف تا حدی کلافه کننده میشود.

همانطور که از نام Walking Simulator برمیآید، بازی Paradise Lost کاملاً بر اساس راه رفتن در محیطهای مختلف و پیدا کردن سرنخهای داستانی میگذرد. در برخی بازیهای این سبک، تأکید در کنار داستان بر حل معما است ولی در بازی Paradise Lost خبر از این مسئله نیست.
بهجز یکی دو مورد بسیار محدود، در هیچ جای دیگر نیاز به حل معما و یا پیدا کردن آیتم برای پیشرفت نیست. این قضیه به حدی کمرنگ است که بازی inventory ندارد و در همان یکی دو مورد، آیتم موردنیاز بهراحتی پیدا میشود و خودبهخود در دست Szymon بهصورت آیکنی در گوشه صفحه قرار میگیرد تا با استفاده از آن راه به قسمت بعدی باز شود. بهجز این، قابلیت برداشتن برخی اجسام در مراحل و گرداندن آن در دست وجود دارد. این کار البته هیچ کاربرد خاصی ندارد و حتی برخلاف بازیهای دیگر، نمیتوان بهطور کامل جسم پیداشده را موردبررسی قرارداد چون در درست Szymon نشان داده میشود و طبیعتاً دست قابلیت چرخش در 360 درجه را ندارد! عجیبتر اینکه این قابلیت در نیمه دوم بازی تقریباً بیاستفاده میماند. تا حدی به نظر میآید که شاید قبلاً از اوایل طراحی بازی مکانیک خاصی در این قابلیت وجود داشته که از بازی برداشتهشده است.
مکانیک دیگر فشردن دکمه در قسمتهایی خاص از محیط است که منجر به باز کردن در، استفاده از نردبان یا پریدن به پایین میشود. تمامی این اعمال انیمیشن بیشازحد طولانی و آهستهای دارند که کمکی به رفع حس کند بودن کلی بازی نمیکنند. در پایان، استفاده از کلید و اهرمها نیازمند قرار دادن دایره روی UI بر نیمدایره و پر کردن نواری است که باز وجود آن فقط روال پیشرفت را کند میکند و کاربرد عملی ندارد.

متأسفانه تمامی مکانیکهای Paradise Lost به نظر در راستای کند کردن بازی و طولانی کردن روال آن است. در پی تمامی آنها، فقط داستان میماند که بار کل بازی را به دوش بکشد.
مانند تمامی بازیهای معمول این سبک، داستان اکثراً در قالب نامههای مختلف، دفتر خاطرات و ضبطصوت قرار دادهشده در جایجای محیط بیان میشود. باید اذعان کرد که این روش داستانسرایی کمکم دارد نخنما و غیرمعقول میشود. چند نفر هستند که انواع و اقسام افکار خصوصی خود را در طی دستنوشته و یا صدای ضبطشده در اتاقها رها کنند که در دسترس همه باشد؟!
در کنار آن از دست دادن هرکدام ممکن است منجر به از دست دادن قسمتی از داستان شود. بهعبارتدیگر پی بردن به داستان درگرو دقت در محیط و یافتهها و بهصورت غیرمستقیم نیست (روشی بسیار هنری و خوب برای داستانسرایی)، بلکه درگرو گشت و گذار مداوم در محیط و داشتن مقداری شانس برای پیدا کردن نامهها و ضبطصوتها است. بهعنوان یکی از طرفداران سبک Walking Simulator، بهشخصه از این طرز داستانگویی خسته شدهام.

کیفیت داستان بازی Paradise Lost البته مهمترین قسمت آن است که میتواند تمامی مشکلات را تحت شعاع قرار دهد. از این لحاظ داستان این بازی تا حدی گیرا است.
با توجه به اینکه داستان در دنیای غیرواقعی اتفاق میافتد، دست سازندگان باز بوده تا با تزریق مقداری چاشنی علمی تخیلی داستان جالب و مرموزی خلق کنند که ارزش دنبال کردن دارد. این مسئله بهخصوص در اوایل بازی بیشتر به چشم میآید، زیرا هیچ ایده قبلی از دنیا وجود ندارد و ما نیز مانند قهرمان اصلی کمکم پی به حقایق مختلف میبریم.
سازندگان به خوبی توانستهاند به سختیهای جنگ و جرائم غیرانسانی آلمان نازی اشاره کنند بدون اینکه از تأثیرگذاری آنها باوجود تخیلی بودن کم شود. در کنار آن اثر منفی خرافه و خرافهپرستی بر اجتماعی در ابتدا دوستانه و باهدف یکسان از مفاهیم مهم داستان است.
در مواردی، انتخاباتی داستانی در حین کار کردن با کامپیوتر ادارهکننده کلونی به مخاطب داده میشود که البته مقداری عجیب است چون اتفاقات در زمان گذشته قرار داشتهاند. باوجود این، این انتخابها تأثیر خاصی بر پایانبندی بازی ندارند و بر طبق کلیشهای دیگر، پایان بازی بر اساس انتخاب از بین دو دیالوگ انجام میشود که خود تأسف آور است. در کنار آن، نکته اصلی داستان در پس یکسوم اولیه تقریباً قابل حدس است که از تأثیر آن کم میکند.
بازی Paradise Lost همهچیز برای ارائه یک اثر قابلقبول در سبک Walking Simulator را دارد، بهجز نوآوری و سخنی متفاوت. همهچیز برای ارائه تجربهای خوب در جای خود قرار دارند، ولی عدم ریسکپذیری و دنبال کردن قدمبهقدم کلیشههای این سبک باعث شده که باوجود تلاش سازندگان، با اثری تأثیرگذار و ماندگار مواجه نباشیم.
مکانیکهای بیهوده و پیچیده در کنار کند بودن روال کلی بازی از ارزشهای آن کم کرده است. در کنار آن دادن انتخابهایی در ظاهر تأثیرگذار که در پایان چگونگی سرانجام داستان فقط منجر به انتخاب از بین دو راه در طی دیالوگ است نیز مزید بر علت شده است. باوجود این، بازی Paradise Lost بازی بدی نیست و تا حدی میتوان گفت که گشت و گذار در محیط زیبای آن در کنار داستان قابلقبول خود میتواند دلیل خوب برای گذراندن 4-5 ساعت در دنیای بازی را توجیه کند، فقط نباید انتظار خیلی بالایی از آن داشت.
Paradise Lost chooses the WWII setting, usually the playground of FPS and RTS genres, and tried to provide a rich story-walking simulator experience. While the effort of telling an alternative history story with respect to the WWII history deserves applaud, the final product does not manage to make a lasting impact. Despite of gameplay mechanics that seem to be have been made only to slow down the gameplay, some arbitrary choices that does not affect the ending the game does boast impressive graphics and engaging story. It is just that the whole game as a story focused experience is pretty down by numbers without the hook required to make it unique. It is a perfectly adequate story focused experience that probably could have been much better.
The Review
Paradise Lost
بازی Paradise Lost زیرسبک Walking Simulator را در دنیای جنگ جهانی دوم پیاده کرده است. در کنار برخی قسمتهای ضعیف، مانند مکانیکهای بیهوده و کند و نقاط قوتی مانند گرافیک زیبا و داستان جذاب قرار دارند که منجر شده بازی بهاندازه کافی قابلقبول ولی با تأثیرگذاری کمرنگ آفریده شود.
PROS
- طراحی محیط زیبا و جذاب چه ازنظر فنی و چه ازنظر هنری
- داستان غیرواقعی بر اساس جنگ جهانی دوم با چاشنی علمی تخیلی که به خوبی از آب درآمده است
- داستان مرموز که حداقل در اوایل مخاطب را درگیر خود میکند
CONS
- مکانیکهای گیمپلی که نقشی بهجز کند کردن روال آن را ندارند
- سیستم داستانسرایی سبک Walking Simulator کلیشهای
- انتخابهای غیرواقعی که تأثیری در پایان داستان ندارند
