فیلم های برادران کوئن (Coen Brothers) همیشه برای طرفداران آثار سینمایی تماشایی و جذاب بوده است، چه آنهایی که حرفهای به تماشایی فیلم نشسته یا برایشان تنها فعالیتی تفریحی است. جوئل کوئن (Joel Coen) با همکاریهای فراوانی که در طول سالهای گذشته با برادرش ایتن کوئن (Ethan Coen) داشته است، موفق شده یکی از موفقترین زوجهای سینمایی تاریخ را شکل دهد. در این مقاله قصد داریم تا با هم نگاهی به فیلمشناسی برادران کوئن داشته باشیم و به تعدادی از مهمترین فیلمهای ساخته شده آنها نگاهی کوتاه بیندازیم.
جوئل کوئن برادر بزرگتر است که در سال 1954 به دنیا آمده و تنها سه سال بعد از او، ایتن متولد شده است. با وجود اینکه ایتن برخلاف جوئل در سینما ادامه تحصیل نکرد و رشته فلسفه را انتخاب کرده بود، اما هردوی آنها بعد از فارغالتحصیلی به این صنعت سوق پیدا کرده و در نهایت در دهه 1980 میلادی کار سینمایی آنها به طور رسمی آغاز شد.
با اینکه جوئل کوئن ابتدا کارهای کوچکی برای پروژههای مختلف میکرد و در تدوین یکی از ساختههای «سم ریمی» (Sam Raimi) هم همکاری کرده بود، سال 1984 بود که دو برادر اولین فیلم خود با نام Blood Simple را نوشته و کارگردانی کردند. فیلم به سرعت توانست شهرتی قابل توجه برای دو برادر به دست آورد و تحسین منتقدان را به همراه داشته و حتی به عنوان یکی از بهترین فیلمهای اول کارگردانان در لیستهای معتبر شناخته شود.
موفقیت فیلم های بعدی برادران کوئن ولی نشان داد که کیفیت ساخته اول آنها اتفاقی نبوده است. آنها تا به حال 18 فیلم کارگردانی کردهاند و در میان لیست آثارشان تعدادی از بهترین فیلمهای چند دهه اخیر دیده میشود. فیلم های برادران کوئن تا به امروز نامزد 39 جایزه اسکار شدهاند که سهم آنها در به دست آوردن مهمترین جایزه سال سینمایی، شش عدد مجسمه طلایی بوده است. آنها حتی در جوایز بفتا و گولدن گلوب هم موفق ظاهر شدهاند، اما شاید چشمگیرتر از آنها، یازده نامزدی فیلم های برادران کوئن در رشتههای مختلف جشنواره کن است که از میان آنها 5 جایزه از جمله نخل طلای کن و بهترین کارگردانی را به دست آوردهاند.
فیلم های برادران کوئن معمولا پروژههایی هستند که هر دوی آنها وظایف متعددی را در ساختشان بر عهده میگیرند. از جمله کارگردانی، نویسندگی و حتی تدوین فیلمها. با این وجود جوئل و ایتن کوئن در چهل سال حضور فعالشان در دنیای سینما، با کارگردانان دیگری هم همکاری داشتهاند. از میان آنها میتوان به نوشتن فیلمنامه دو پروژه از «آنجلینا جولی» (Angelina Jolie) و «استیون اسپیلبرگ» (Steven Spielberg) به نامهای «شکست ناپذیر» (Unbroken) و «پل جاسوسان» (Bridge of Spies) اشاره کرد و هر دوی این آثار از جمله ساختههای تماشایی اخیر این دو هنرمند هم بودهاند.
در این مقاله اما تمرکز ما روی آثاری است که توسط خودشان ساخته شده است و قصد داریم که با هم به فیلمشناسی برادران کوئن را نگاهی بیندازیم. اخیرا اخباری منتشر شده است که ایتن کوئن دیگر قصد ساخت فیلم ندارد و به همین دلیل فیلم «تراژدی مکبث» (The Tragedy of Macbeth) را جوئل به تنهایی نوشته و کارگردانی کرده است. به همین دلیل اکنون بهترین زمان برای بررسی بهترین فیلم های برادران کوئن است. پس با پی اس آرنا و ادامه مقاله همراه بمانید.
Miller’s Crossing

از میان اولین فیلم های برادران کوئن میتوان به «تقاطع میلر» (Miller’s Crossing) به عنوان یکی از مهمترین آثار ایتن و جوئل کوئن نام برد. با وجود شکست سختی که این فیلم در گیشههای تجربه کرد، اما فضای نوآر و گنگستری آن پایه گذار تعدادی دیگر از فیلمهای موفق این دو برادر بوده است. داستان فیلم ماجرای «تام ریگان» (Tom Reagan) با بازی «گابریل بیرن» (Gabriel Byrne) را نشان میدهد که یکی از اعضای گروه خلافکار ایرلندی است. هنگامی که گنگسترهای ایتالیایی جدیدی سعی دارند که کنترل شهر را به دست بگیرند، «تام» سعی میکند تا این مشکل را با کمترین دردسر ممکن حل کند، اما پیچیدگی روابط شخصیتها و تصمیمهای اشتباه، مسیر داستان را به بیراهه میکشاند.
در میان بازیگران فیلم میتوان به «مارسیا گی هاردن» (Marcia Gay Harden) و «جان تورتورو» (John Turturro) اشاره کرد که از جمله ستارگانی است که در تعدادی از فیلم های برادران کوئن حضور داشته است. علاوه بر آنها، کوئنها از دوستان و آشنایانی هم در ساخت فیلم استفاده کردهاند. برای مثال «سم ریمی» کارگردان که در شروع فعالیت هنری دو برادر نقش داشت در فیلم حضوری کوتاه دارد و همینطور «فرانسیس مک دورمند» (Frances McDormand)، همسر جوئل کوئن، هم در این فیلم بازی کرده است.
Barton Fink

«بارتون فینک» (Barton Fink) نه تنها یکی از عجیبترین فیلمهای برداران کوئن است، بلکه حاشیههای باورنکردنی هم با خود به همراه داشته است. در دورانی که ایتن و جوئل کوئن مشغول نوشتن «تقاطع میلر» بودند، برای به اتمام رساندن فیلمنامه به مشکل برخوردند و در همین میان و تنها در طول سه هفته، فیلمنامه «بارتون فینک» را تمام کردند. بعد از پایان ساخت فیلم «تقاطع میلر»، آنها سریعا به سراغ ساخت این اثر رفتند و این بار از «جان تورتورو» برای نقش اول خود استفاده کردند و نتیجه عالی بود. چرا که این بازیگر در اتفاقی تاریخی که فیلم «بارتون فینک» رقم زده بود، یکی از سه جایزه کن که این فیلم به دست آورد را به اسم خود ثبت کرد. دو جایزه دیگر علاوه بر بهترین بازیگر مرد، نخل طلای کن و بهترین کارگردانی بودند.
با وجود موفقیت بینظیر فیلم در جشنواره فیلم کن، «بارتون فینک» اقبال چندانی در دیگر جوایز سینمایی نداشت و تنها چند نامزدی از جمله در رشتههای فرعی در اسکار به دست آورد. حتی در گیشه هم به عنوان یکی دیگر از بزرگترین شکستها در میان فیلم های برادران کوئن نام خود را ثبت کرد. با همه اینها، اکنون این اثر به عنوان یکی از خاصترین فیلمهای برادران هنرمند شناخته میشود. لایههای پنهان داستانی فیلم هر بینندهای را میتوان مجذوب خود کند و با ارجاعات فراوان و نمادهای متعدد در گوشه و کنار روایت تجربهای سخت و عجیب برای مخاطبین به وجود میآورد.
داستان فیلم دربارهی نویسنده نمایشنامهای است که برای نوشتن پروژهای که استخدام شده است، به هتلی میرود تا راحتتر به کار خود برسد. این نویسنده که «تورتورو» نقش آن را بر عهده دارد با یکی از همسایههای خود در هتل آشنا میشود که مردی فروشنده با بازی «جان گودمن» (John Goodman) است که رفتاری کمی عجیب دارد. به واسطهی این آشنایی اتفاقان عجیبی برای این نویسنده میافتد و زندگیاش زیر و رو میشود. وجود اتفاقات غیرقابلباور، پیامها و تفسیرهایی که به این فیلم نسبت داده شدهاند و المانهای تکرار شوندهای در ساختار «بارتون فینک» از جمله مواردی هستند که به پیچیدگیهای روایی فیلم دامن میزنند.
Fargo

هنگامی که حرف از کمدی سیاه میشود، احتمال اینکه یاد یکی از فیلم های برادران کوئن بیفتیم بسیار بالاست و یکی از بهترین آن آثار بدون شک «فارگو» (Fargo) است. این فیلم با استفاده از بازیگرانی بینظیر همچون «فرانسیس مک دورمند»، «استیو بوشمی» (Steve Buscemi) و «ویلیام اچ میسی» (William H. Macy) به بهترین شکل روی خط شکننده کمدی و تراژدی قدم برمیدارد و یکی از بهترین نمونههای کمدی سیاه را ارائه میدهد. شخصیتهای باورنکردنی و فوقالعاده عجیب و غیر عادی داستان، کارهایی میکنند که مخاطب را شوکه میکند. تا حدی که بیننده «فارگو» نمیداند باید به صحنههایی که دارد تماشا میکند بخندد یا آنها را جدی بگیرد.
فیلم «فارگو» که ادعای بزرگ واقعی بودن اتفاقات را میکند، داستان پلیسی حامله با بازی «مک دورمند» را به تصویر میکشد که برای تحقیق روی جنایتی انتخاب شده است. این حادثه مربوط به ماجراهای فروشندهی ماشینی با هنرمندی «ویلیام اچ میسی» است که به خاطر وضع بد مالی، دو خلافکار را استخدام میکند تا همسر خودش را بدزدند و او بتواند از پدرش پول دریافت کند. اما در این ماجرای باورنکردنی، هیچ چیزی آنطور که باید پیش نمیرود و بدترین اتفاقات ممکن برای ساکنین شهر برفی فارگو پیش میآید.
این فیلم ایتن و جوئل کوئن بالاخره توانست موفقیت خوبی در باکس آفیس داشته باشد و شکست قبلی فیلم های برادران کوئن را تکرار نکند. این استقبال مخاطبین از فیلم با تحسینهای فراوان از سمت منتقدان و داوران جشنوارههای سینمایی مختلف همراه بود. از جمله آنها میتواند به هفت نامزدی در مراسم اسکار اشاره کرد که از میان آنها، بهترین بازیگر نقش اصلی زن و بهترین فیلمنامه به این فیلم رسید. «فارگو» حتی موفقیت دیگری برای برادران کوئن در جشنواره سینمایی کن بود. این فیلم برای نخل طلای کن نامزد شد ولی نتوانست آن را به دست آورد، اما جوئل کوئن برای کارگردانی، برنده جایزه کن شد.
The Big Lebowski

با کیفیت بالای چند فیلم اخیر کوئنها، توقع همه از آثار بعدی آنها بالا رفته و از همان زمان طرفدارانشان این دو برادر را از بهترین کارگردانان سینما میدانستند. اما جوئل و ایتن نشان دادند که قصد ندارند ساخت آثار شاهکارشان را کنار بگذارند و در سال 1998 «لبوفسکی بزرگ» (The Big Lebowski) را ساختند. طنز این اثر برخلاف تعدادی از فیلمهای پیشین برادران کوئن دیگر تاریک و سیاه نبود و یک کمدی جنایی تمام عیار تقدیم به بینندگان شده است. با وجود بازیگران فوقالعاده ای همچون «جف بریجز» (Jeff Bridges)، «جان گودمن»، «استیو بوشمی»، «جولین مور» (Julianne Moore) و «جان تورتورو» هر صحنه خندهداری به بهترین شکل انجام گرفته و بهترین بازخورد را از مخاطبان میگیرد.
داستان فیلم دربارهی مردی بسیار تنبل و بیعار به اسم «لبوفسکی» است که معمولا با اسم The Dude شناخته میشود. به خاطر شباهت اسمی که او با مردی پولدار دارد، چند خلافکار به خانه او میآیند و بعد از کتک زدنش، قالی محبوب او را خراب میکنند. او برای جبران خرابی قالیاش، به سراغ لبوفسکی دیگر میرود ولی همین ملاقات باعث میشود که خود را درگیر اتفاقات ناگوار مربوط به لبوفسکی پولدار و زنش کرده و مشکلات بزرگی برای خود و دوستانش به وجود آورد. با وجود نمرات منتقدان که این فیلم را در میان آثار خیلی خوب قرار میدهد، فیلم واکنش بینظیری میان طرفداران داشته است و امروزه به عنوان یکی از آثار کالت سینما شناخته میشود. اهمیت «لبوفسکی بزرگ» به قدری گسترده شده است که سبک زندگی به اسم Dudeism میان مخاطبان اثر شکل گرقته است و هر روزه افراد بیشتری به آن اضافه میشوند.
O Brother, Where are Thou?

همواره خلاقیت بخش مهمی از فیلم های برادران کوئن بوده است اما این دو هنرمند در نوشتن «ای برادر، کجایی؟» (O Brother, Where are Thou?) یکی از به یادماندنیترین تصمیمات کارنامه هنری خود را گرفتند. این داستان با وجود اینکه جنوب آمریکا در زمان رکود بزرگ را به تصویر میکشد، اما اقتباسی آزاد و بسیار تماشایی و خاص از داستان «اودیسه» نوشته «هومر» (Homer) است. شخصیتهای مختلف فیلم، یادآور اشخاص از اسطوره یونانی همچون زئوس، اودیسه، پنلوپه و پوزئیدون هستند. اما نکته جالب اینجاست که فهم ارتباطات شکل گرفته میان ساخته برادران کوئن و شعر هومر چندان سرراست نیست و همین مساله توانایی بالای دو برادر در نوشتن فیلمنامه را نشان میدهد و جالبتر این است که دو برادر هیچگاه کتاب هومر را نخوانده و تنها با محتوای سفر طولانی اودیسه آشنا بودند.
داستان «ای برادر، کجایی؟» دربارهی سه زندانی است که از زنجیر خود را آزاد کرده و فرار میکند و سعی دارند تا خود را به گنجی مدفون برسانند و زندگی بهتری را آغاز کنند. در این مسیر طولانی و پر پیچ و خم، این سه دوست که توسط «جورج کلونی» (George Clooney)، «جان تورتورو» (John Turturro) و «تیم به لیک نلسون» (Tim Blake Nelson) به تصویر کشیده شدهاند، با گروههای مختلفی ملاقات میکنند و هر بار ماجرایی جدید و عجیب برایشان اتفاق میافتد و هرکدام از این ماجراها یادآوری بخشی از داستان اساطیری اودیسه است.
«ای برادر، کجایی؟» با اینکه نامزدیهای فراوانی در بزرگترین جشنوارههای سالیانه سینما به دست آورده بود، اما در برنده شدن این جوایز چندان خوش اقبال نبود. از معدود جوایزی که این فیلم برده است میتوان به بهترین بازیگر مرد فیلمهای موزیکال و کمدی در مراسم گولدن گلاب اشاره کرد که به «جورج کلونی» رسید. حتی فیلمنامه جذاب و فیلمبرداری فوقالعاده «راجر دیکینز» (Roger Deakins) هم تنها توانستند دو نامزدی اسکار برای این فیلم به ارمغان بیاورند. با اینهمه، این فیلم در مراسم موسیقی «گرمی» بسیار موفق ظاهر شد و دو جایزه از جمله بهترین آلبوم سال را بهدست آورد. موسیقی متن فیلم که یادآور موسیقی سنتی و مردمی آمریکاست، همواره از مهمترین نکات مثبت فیلم محسوب شده است.
The Man Who Wasn’t There

یکی از بهترین فیلم های برادران کوئن که به نسبت کارهای معروفشان کمتر دیده شده است، «مردی که آنجا نبود» (The Man Who Wasn’t There) است. ستاره فیلم بدون شک «بیلی باب تورنتون» (Billy Bob Thornton) است که یکی از بهترین بازیهای کارنامه کاری خود را برای کوئنها انجام داده است. در کنار این هنرمند، بازیگرانی همچون «فرانسیس مک دورمند»، «اسکارلت جوهانسون» (Scarlett Johansson)، «جیمز گاندولفینی» (James Gandolfini) و «ریچارد جنکینز» (Richard Jenkins) جلوی دوربین رفتهاند.
داستان فیلم دربارهی آرایشگری کم حرف است که برای به دست آوردن مقداری پول برای سرمایهگذاری در ابداعی جدید به اسم خشکشویی تصمیم میگیرد از رییس همسرش به بهانه رابطه نامشروع اخاذی کند. فیلم با تصاویر سیاه سفیدش و فضایی که یادآور فیلمهای جنایی کلاسیک است، داستانی دیدنی را ارائه میدهد که با بازی جذاب بازیگرانش به بهترین شکل تکمیل میشود. «مردی که آنجا نبود» یک جایزهی جشنواره کن دیگر برای کوئنها به ارمغان آورده است و جوئل کوئن به همراه «دیوید لینچ» (David Lynch) برای فیلم «مالهالند درایو» (Mulholland Drive) به طور مشترک برنده بهترین کارگردانی کن شد. فیلم ولی در اسکار چندان خوشاقبال نبود و تنها یک نامزدی برای فیلمبرداری «راجر دیکنز» به همراه داشت که البته موفق به دریافت آن نشد.
No Country for Old Men

با بررسی فیلم های برادران کوئن از چندین منظر میتوان نتیجه گرفت که «جایی برای پیرمردها نیست» (No Country for Old Men) موفقترین اثر ساخته ایتن و جوئل کوئن تا به امروز است. این فیلم موفق شده است تا با دریافت امتیاز 91 را دریافت کند که در مقایسه با دیگر آثارشان، بینظیر است. همینطور «جایی برای پیرمردها نیست» فروشی عالی در گیشه را تجربه کرده است و دومین فیلم پرفروش کوئنهاست. علاوه بر آن، این فیلم شاهکار توانسته موفقترین فیلم این دو برادر در جشنوارههای مختلف باشد و بهترین نتیجه را در اسکار بگیرد. «جایی برای پیرمردها نیست» موفق به دریافت 8 نامزدی اسکار شده بود که از میان آنها توانست بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه اقتباسی و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای «خاویر باردم» (Javier Bardem) را به دست آورد. البته لازم به ذکر است که «راجر دیکنز» باری دیگر موفق به دریافت اسکار برای همکاری با کوئنها نشد.
علاوه بر «باردم»، «جاش برولین» (Josh Brolin) و «تامی لی جونز» (Tommy Lee Jones) هم در «جایی برای پیرمردها نیست» بازی کردهاند و هرکدام از آنها بخش مهمی از این داستان اقتباس شده از روی رمان «کورمک مک کارتی» (Cormac McCarthy) را پیش میبرند. «برولین» در نقش سرباز سابقی است که اتفاقی به مقداری پول برمیخورد. «باردم» در یکی از به یاد ماندنیترین بازیهای تاریخ سینما، قاتلی خونسرد و خشن با اسلحهای فراموشنشدنی و خاص است که به دنبال آن پول است. «تامی لی جونز» هم کلانتری را به تصویر میکشد که میتواند یکی از عجیبترین مسئولین قانون در سینما باشد. سرعت نسبتا آرام روایت فیلم به همراه فضای نیمه وسترن و داستان جذاب اثر، «جایی برای پیرمردها نیست» را تبدیل به یکی از بهترین فیلم های برادران کوئن کرده است.
Burn After Reading

در فیلم «پس از خواندن بسوزان» (Burn After Reading) جوئل و ایتن کوئل باری دیگر به سراغ فیلمی جنایی با کمدی سیاه رفتند. این ساخته برخلاف دیگر فیلمهای سیاه برادران کوئن از طنزی غنیتر استفاده میبرد و صحنههای خندهدار و گاهی مسخره آن، از جمله بهترین صحنههای کمدی کوئنها محسوب میشوند. یکی از مهمترین دلایلی که باعث میشود «پس از خواندن بسوزان» یکی از کمدیترین آثار برادران کوئن باشد، مجموع بازیگری پرستاره فیلم است که در کمتر فیلم دیگری از آنها دیده میشود و موفقیت آنها در انتقال این سکانسهای تماشایی است.
لیست بلندبالای بازیگران فیلم شامل هنرمندانی از جمله «جورج کلونی»، «فرانسیس مک دورمند»، «جان مالکوویچ» (John Malkovich)، «تیلدا سوینتون» (Tilda Swinton)، «ریچارد جنکینز»، «برد پیت» (Brad Pitt) و «جی کی سیمونز» (J.K. Simmons) میشود. با اینکه فیلم در فصل جشنوارههای سینمایی چندان مورد توجه قرار نگرفته است اما این بازیگران در مراسمهای گولدن گلوب و بفتا برای دریافت جایزه نامزد شدهاند، هرچند که هیچکدام موفق به کسب آنها نشدند.
داستان جذاب فیلم دربارهی دو کارمند نه چندان باهوش یک باشگاه ورزشی است که بر حسب اتفاق دفترچه شخصی یک کارمند سابق سی آی ای که به تازگی از کار کنار گذاشته شده است را پیدا میکنند. این دو پس از خواندن تصور میکنند که این نوشتهها، اطلاعات فوق سری و مهم دولتی هستند و سعی دارند با فروش آن، پولی به دست آورند. اما هرچه داستان پیش میروند، مشکلات بیشتری برای آنها به وجود میاید و درگیر ماجراهای بزرگتری میشوند.
True Grit

سال 2010 بود که برادران کوئن فیلمی به اسم «شهامت واقعی» (True Grit) از روی رمانی به همین نام نوشتهی «چارلز پورتیس» (Charles Portis) ساختند. این فیلم موفقیت قابلتوجهی کسب کرده بود و توانست به پرفروشترین اثر از میان فیلم های برادران کوئن تبدیل شود. علاوه بر آن، «شهامت واقعی» امتیاز قابلقبول 80 را به دست آورد، اما قابلتوجهترین و جالبترین افتخار فیلم، مربوط به تعداد نامزدیهای اسکار آن میشود. این اثر موفق به دریافت 10 نامزدی اسکار شد و در همه رشتهها به رقبای قدرتمند آن سال شکست خورد. اما نکته مهم دیگر مربوط به «هیلی استاینفلد» (Hailee Steinfeld) میشود که در این فیلم اولین بازی بلند خود را انجام داده و علاوه بر نامزدیهای مختلف، توسط همه ستایش شده است.
داستان فیلم «شهامت واقعی» دربارهی دختری با بازی «استاینفلد» است که مردی با بازی «جف بریجز» را استخدام میکند تا به کمک او به دنبال خلافکاری به اسم «تام چینی» بروند. نقش این خلافکار در فیلم بر عهده «جاش برولین» است و در این تعقیب و گریز نفر سومی این دختر و پیرمرد دائمالخمر را همراهی میکند که «مت دیمون» (Matt Damon) وظیفهی بازی آن را پذیرفته بود. تعقیب و گریز فیلم ماجراهایی فراوانی را برای شخصیتهای اصلی داستان به وجود میآورد که شهامت هرکدام به چالش میکشاند.
Inside Llewyn Davis

با وجود محبوبیت فراوان فیلم های برادران کوئن در میان مخاطبان سینما و یاد کردن از آثار مختلف این دو هنرمند به عنوان بهترین فیلمهای سال یا حتی برترین فیلمهای چند دهه اخیر، معمولا میانگین نمره منتقدان به فیلمهایشان چندان چشمگیر نبوده است. این مساله درباره «درون لوین دیویس» (Inside Llewyn Davis) صدق نمیکند و درحالیکه امتیاز معمول فیلم های برادران کوئن در سایت متاکریتیک 60 تا 70 است، این فیلم با نمره بینظیر 93، بهترین فیلم ایتن و جوئل در این سایت شناخته میشود. موفقیت فیلم میان صاحبنظران ولی فقط به همینجا محدود نمیشود و اکران فیلم در جشنواره کن همراه بود با دریافت جایزه بزرگ این مراسم معتبر سینمایی. علاوه بر این جشنواره، فیلم در مراسم اسکار هم برای دریافت 2 جایزه نامزد شده بود و در مجموع همه جشنوارهها توانسته است برای 90 جایزه نامزد شده و از میان آنها، 27 جایزه را به دست آورد.
گروه بازیگری فیلم «درون لوین دیویس» از جذابیتهای این فیلم است. درحالی که اکثر ستارگان فیلم در زمان ساخت فیلم هنوز به شهرت چندانی نرسیده بودند، اما با این ساخته، مسیر رسیدن به ستارهای که امروزه هستند هموار شد. از میان بازیگران فیلم میتوان به «اسکار آیزاک» (Oscar Isaac)، «کری مولیگان» (Carey Mulligan)، «جان گودمن» (John Goodman)، «جاستین تیمبرلیک» (Justin Timberlake) و «آدام درایور» (Adam Driver) اشاره کرد. داستان فیلم هم دربارهی هنرمند ناشناخته سبک Folk است که علاوه بر چالشهای فراوان در مسیر شغلی و هنری خود، زندگی سختی را هم میگذراند و این فیلم مطالعهای دقیق و بسیار زیبا از این سختیهاست.
The Ballad of Buster Scruggs

«تصنیف به استر اسکراگز» (The Ballad of Buster Scruggs) آخرین ساخته ایتن و جوئل کوئن است که در سال 2018 و از طریق سرویس اینترنتی نتفلیکس منتشر شده است. فیلم اولین بار در جشنواره سینمایی ونیز به اکران درآمد و در همین مراسم توانست جایزه بهترین فیلمنامه را برای دو برادر به ارمغان بیاورد. البته این تنها جایزه مهم این اثر بوده و جز نامزدی در سه رشته فیلمنامه اقتباسی، طراحی لباس و آهنگ اورجینال اسکار، نتوانسته است افتخاری دیگر کسب کند.
این فیلم وسترن متشکل از 6 داستان کوتاه است که به صورت مجموعهای گرد هم جمع شدهاند و گروه بازیگری پر ستارهای وظیفهی به نمایش درآوردن آن را بر عهده داشتهاند. تعدادی از این هنرمندان عبارتاند از: «جیمز فرانکو» (James Franco)، «زویی کازان» (Zoe Kazan)، «لیام نیسون» (Liam Neeson)، «تیم به لیک نلسون» (Tim Blake Nelson) و «هری ملینگ» (Harry Melling). از آنجایی که در آخرین ساخته جوئل کوئن که امسال هم منتشر میشود، ایتن هیچ همکاری ندارد و خبرها حاکی از آن هستند که او دیگر قصد به ساخت فیلم ندارد، میتوان گفت که «تصنیف به استر اسکراگز» ممکن است به عنوان آخرین همکاری دو برادر در تاریخ سینما جاودانه شود.
فیلمشناسی کامل برداران کوئن
|
نام فیلم |
سال انتشار |
|
خون ساده (Blood Simple) |
1984 |
|
بزرگ کردن آریزونا (Raising Arizona) |
1987 |
|
تقاطع میلر (Miller’s Crossing) |
1990 |
|
بارتون فینک (Barton Fink) |
1991 |
|
وکیل هادساکر (The Hudsucker Proxy) |
1994 |
|
فارگو (Fargo) |
1996 |
|
لبوفسکی بزرگ (The Big Lebowski) |
1998 |
|
ای برادر، کجایی؟ (O Brother, Where Art Thou?) |
2000 |
|
مردی که آنجا نبود (The Man Who Wasn’t There) |
2001 |
|
سنگدلی تحمل ناپذیر (Intolerable Cruelty) |
2003 |
|
قاتلین پیرزن (The Ladykillers) |
2004 |
|
جایی برای پیرمردها نیست (No Country for Old Men) |
2007 |
|
پس از خواندن بسوزان (Burn After Reading) |
2008 |
|
یک مرد جدی (A Serious Man) |
2009 |
|
شجاعت واقعی (True Grit) |
2010 |
|
درون لوین دیویس (Inside Llewyn Davis) |
2013 |
|
درود بر سزار! (Hail, Caesar!) |
2016 |
|
تصنیف باستر اسکراگز (The Ballad of Buster Scruggs) |
2018 |
شما کدام یک از فیلم های برادران کوئن را دیدهاید؟ بهترین ساخته این دو برادر از نظر شما کدام است؟ نظر خود را با ما در کامنتها به اشتراک بگذارید.
