میتوان با اطمینان گفت که استودیوی دوست داشتنی Platinum Games توانسته به درجهی استادی در هنر ساخت بازیهای اکشن دست یابد. با این حال اگر این استودیو و اعضای با استعداد آن به سراغ مسیر و سبکی نو بروند چه؟ بازی بینظیر Nier Automata چشمهای از به کارگیری المانهای نقشآفرینی توسط این استودیو را نشان داد و به نظر میرسد که بازی کنسلشدهی Scalebound این المانها را حتی به میزان بیشتری به کار میگرفت. مشخص است که بازیسازان استودیوی Platinum Games ترسی از خلاقیت و چالشهای جدید ندارند و به همین دلیل بعید است که جدیدترین اثر آنها، Astral Chain، عنوانی ساده باشد.

اگر تریلرهای این بازی را دیده باشید، موافق هستید که هویت و چهارچوب این بازی به طور کامل مشخص نیست. در حقیقت تنها تصوری که پیش از انتشار دموی قابل بازی Astral Chain وجود داشت وجود مکانیزمها و المانهای اکشن در آن بود. با انتشار دمویی قابل بازی از این عنوان، جزییات بیشتری از آن منتشر شده است. بسیاری از کسانی که به تجربهی این نسخهی قابل بازی پرداختهاند Astral Chain را اثری متفاوت میخوانند. آنها وجود عناصر اکشن به سبک دیگر بازیهای این استودیو را تاکید کرده و علاوه بر آن، این اثر را ترکیبی عجیب و غریب از بازیهای Deus Ex، Batman و The Legend of Zelda توصیف میکنند.
این دمو به صورتی ساده آغاز میگردد. مخاطبان در مرکز آخرین شهر بشریت، The Ark، بازی را آغاز کرده و بلافاصله متوجه میشوند که دشمنی مرموز به نام Chimera در حال حمله به این شهر است. این موجودات که اساسا از بشریت تغذیه میکنند، انسانها را به ابعادی موازی میکشانند. انسانها برای مقابله با این دشمن، نیروی پلیسی به نام Neuron، تیمی از مبارزان درجه یک که مبارزانی به نام Legion را هدایت میکنند، را خلق کردهاند. در واقع ساده بودن بازی تنها به چند دقیقهی اول آن محدود شده و مخاطب بلافاصله با پیچیدگیهای دنیای آن روبرو میشود.
در این قسمت از دموی بازی Astral Chain، مخاطب انتظار اکشن معمول بازیهای این استودیو را دارد و نخستین نبرد بازی نیز چنین تجربهای را ارائه میدهد. با این حال پس از گذشت مدتی کوتاه دشمنی جدید و نامرئی ظاهر میشود و اینجاست که مخاطب با مکانیزم Legion این بازی آشنا میشود. اساسا مخاطب از طریق این سیستم قابلیت احضار یک Legion، موجودی بزرگ که از طریق زنجیری آبیرنگ به قهرمان بازی متصل است، را پیدا میکند. هستهی طراحی مبارزات بازی بر این رابطه تمرکز دارد. مخاطب کنترل کامل قهرمان اصلی بازی را در اختیار داشته و در قالب او با ترکیبی از حرکات تن به تن و از راه دور با دشمنان مبارزه میکند. کنترلهای مبارزات بازی به طرز عجیبی به بازیهای استودیوی From Software شباهت داشته و از کنترل سنتی بازیهای Platinum Games فاصله گرفتهاند.
بدون شک متنوعترین و هیجانانگیزترین مکانیزم بازی، سیستم Legion است. این موجودات شگفتانگیز که از طریق زنجیری به شما متصل هستند، به صورت خودکار در کنار قهرمان بازی به مبارزه میپردازند. هنگامی که مخاطب دشمنی را مورد هدف قرار میدهد، این یاران نیز کاری مشابه انجام داده و تمرکز حملات خود را بر هدف مخاطب قرار میدهند. نواری مخصوص به Legion وجود دارد و در صورت ضربه خوردن بیش از حد این موجودات، آنها برای مدتی محدود عقبنشینی میکنند. مخاطب میتواند این موجودات را به طور مستقیم نیز کنترل کنند. در این دمو چندین Legion متفاوت که هر کدام تخصصهای به خصوصی در مبارزات تن به تن، از راه دور یا محافظت دارند وجود داشت. علاوه بر این مکانیزم برشی مشابه با بازی Metal Gear Rising Revengance نیز در بازی قرار داده شده است.
ایدهی مبارزات این بازی بسیار قوی و جذاب بوده و تجربهی خوبی را نیز ارائه میدهد. انجام کمبوهای مختلف در کنار یاران و یافتن استراتژیهای متفاوت بسیار سرگرمکننده است. مشخصا مبارزات بازی Astral Chain عمق فراوانی دارند اما به نظر میرسد که شگفتیهای اصلی این اثر در بخشهای دیگر آن قرار دارند. مقر Neuron HQ همچون مرکزی برای عملیات بازی و یادآوری UNATCO بازی اصلی Deus Ex است. مخاطب میتواند در این ایستگاه به جستجو پرداخته و با شخصیتهای مختلف، ماشینها، سرویس بهداشتیها، کامپیوترها و دیگر موارد تعامل کند. مخاطبان ماموریتهای خود را در این مکان دریافت میکنند. نخستین ماموریت بازی ما را مسئول بررسی حملاتی در خیابانها میکند.
در اینجا مکانیزم دیگری از بازی به نام IRIS خود را نشان میدهد. این مکانیزم همان Detective Vision بازیهایی چون Batman است که مخاطب از طریق آن میتواند رویدادهای گذشته را مشاهده کرده و با قرار دادن مدارک در کنار یکدیگر به حقیقت ماجرا پی ببرد. دیگر کارهای کارآگاهی بازی شامل دنبال کردن ردها، گوش دادن به سخنان افراد محلی و یافتن آن چه اتفاق افتاده است. اطلاعاتی که قهرمان بازی در این سکانسها به دست میآورد در پیشروی در بازی نقشی مهم دارند.
دموی منتشر شده از بازی Astral Chain در این نقطه چندین مرحله به جلو رفته تا تجهیزاتی بهتر به مخاطب دهد و او را مسئول دنبال کردن دشمنی به کمک Legionاش میکند. مخاطب در ادامه به پورتالی میانبعدی برمیخورد و در داخل آن با اشکالی مبهم و رنگارنگ و هدفی ساده، یافتن همتیمیای از دست رفته و بازگشت به شهر، روبرو میشود.

در اینجا مخاطب با موارد جدید زیادی روبرو میشود. نخستین مورد به انتقال و حرکت در بازی مربوط میشود. قهرمان بازی Astral Chain توانایی پریدن ندارد اما با استفاده از Legion خود میتواند در نقشهی بازی جا به جا شود. استفاده از این مکانیزم برای رسیدن به برخی اهداف و حل معماها الزامی است. در واقع Legion مخاطب نقشی مهم در تمامی بخشهای بازی ایفا میکند.
در ادامه مخاطب با باس مرحله روبرو میشود که مبارزهی هیجانانگیز و نسبتا دشوار را در پی دارد. برخی بخشهای گیمپلی بازی چون منوهای تواناییها و Status، بخشهای خودرو سواری و دیگر بخشهای احتمالی که در تریلرهای بازی دیده شدهاند در دمو وجود نداشتند. در ساخت این بازی از موتور داخلی استودیوی Platinum استفاده شده که به نظر میرسد کارکردی کاملا مناسب بر روی کنسول Nintendo Switch پیدا کرده است. بازی Astral Chain برخلاف اکثر بازیهای این استودیو، به صورت ۳۰ فریم بر ثانیه اجرا خواهد شد. ذات آرام گیمپلی بازی و محیطهای بزرگتر آن این مهم را توجیه میکنند. این بازی عنوانی چشمگیر با انیمیشنهایی روان، دنیایی غنی و مجموعهای از جلوههای ویژهی مدرن است.
اگر بخواهیم به صورت کلی به این پروژه نگاه کنیم، باید Astral Chain را اثری بلندپروازانه با مجموعهای از ایدههای خاص و مفاهیم گیمپلی خلاقانه و شاید متفاوتترین بازی استودیوی مشهور Platinum بدانیم. هنوز مشخص نیست که آیا اثر نهایی از این ایدهها به خوبی استفاده و تجربهی مناسب ارائه خواهد داد یا خیر. با این حال نمیتوان پتانسیل فراوان این بازی و افراد پشت آن را نادیده گرفت.

