فیلم تیک تیک بوم (Tick, Tick… Boom) فیلمی به کارگردانی لین-منوئل میرندا است که براساس زندگی جاناتان لارسون آهنگساز و نمایشنامه نویس آمریکایی ساخته شده است.
تیک تیک بوم یک فیلم موزیکال است، اما شاید با همه موزیکالهایی که تاکنون دیدهایم متفاوت باشد. حدود 75 درصد داستان، با موسیقی روایت میشود، به همین دلیل با فیلمنامه و کارگردانی متفاوتی روبرو هستیم. میرندا در تجربه اول کارگردانی خود به سراغ یکی از سختترین ژانرهای فیلم رفته و به رعایت این مولفه ها بسنده نکرده است، او یک تئاتر موزیکال را در مدیوم تصویر به مخاطبان ارائه داده.
جاناتان لارسون نمایشنامه نویس و آهنگساز تئاتر در آرزوی اجرای اثر خود در برادوی بوده است. او با وجود نبوغی که در این عرصه داشته، تا 35 سالگی به این آرزو دست نمییابد و دقیقا در همان سن 35 سالگی، قبل از آنکه به تماشای اثر خود در برادوی بنشیند، از دنیا میرود.
این زندگینامه سه خطی، چنان دراماتیک است که هر تهیهکننده و کارگردانی را وسوسه میکند تا با سفارش یک فیلمنامه بیوگرافیک سه پردهای، علاوه بر ساختن فیلمی کمنقص و هیجانانگیز، ادای احترامی به شخص مورد نظر کرده باشد.
اما میرندا که خود نمایشنامهنویس و بازیگر تئاتر است، زندگی و درونیات لارسون را، تماما موزیکال روایت کرده و از جزییات زندگی او و مسائل اجتماعی که وی در موزیکال هایش بدان ها پرداخته است گذر کرده و به اشاره ای بسنده کرده است. میرندا با ساخت موسیقی و روایت زندگی لارسون با موسیقی به او ادای احترام کرده است.

در ابتدای فیلم یک راوی، جاناتان لارسون را معرفی میکند و می گوید:
از این پس هر آنچه که می بینید دقیقا اتفاقاتی است که برای لارسون افتاده، به جز آنهایی که خودش می گوید!
در ادامه، داستان از زبان و از زاویه دید خود لارسون روایت میشود که با جمله اول راوی در تناقض است، پس ما با روایتی از دریچه ذهن لارسن روبهرو هستیم و هر اتفاق خارقالعادهای در آن ممکن است.
جاناتان لارسون از هر اتفاق کوچکی در زندگیاش موسیقی میسازد. از یک اخبار در تلویزیون، از مشتریهای غذاخوری که در آن کار میکند، حتی از رابطه عاشقانهاش با سوزان. این ساختن در طول فیلم جاری است و در برخی سکانس ها تمی کمدی پیدا میکند.
میرندا در تجربه اول کارگردانیش، حرکت دوربین و امکانات آن را به خوبی در نوع دکوپاژش میشناسد، و در مواردی از اصول کارگردانی تخطی می کند؛ که این تخطی در راستای فضای ذهنی جاناتان لارسون معنی پیدا میکند.
فیلمنامه تیک تیک بوم از جایی شروع میشود که جاناتان شبانه روز مشغول نوشتن موزیکال جدیدش است. دوست دختر او سوزان، در شهر دیگری در آمریکا یک کار تمام وقت پیدا کرده است و به او پیشنهاد میکند که با هم از نیویورک به آنجا مهاجرت کنند.
اما رفتن جاناتان از نیویورک مساوی است با رها کردن رویاهایش در تئاتر و موسیقی. چالش جاناتان با محیط پیرامونش از همین جا آغاز میشود.
همچنین او درآمد مالی چندانی ندارد تا بتواند تهیهکنندههای زیادی را برای اجرایش دعوت کند. همه این موارد باعث شده که تا شب قبل از اجرا نتواند نوشتن موزیکالش را به اتمام رساند.
معمولا در فیلمهای آمریکایی (هالیوودی) مشابه، قهرمان در شب اجرا شاهکارش را میآفریند و پس از آن با یک اجرای حرفهای و تمام و کمال موفقیتش را به دست میآورد.
اما در فیلم تیک تیک بوم همه چیز جور دیگری رقم میخورد. جاناتان موفق میشود نمایشنامه خود را به پایان رساند؛ آن را به نحو احسن اجرا کند و مورد تشویق تماشاگران و تهیه کنندگانی که دعوت کرده است قرار گیرد، اما همه اینها دلیل رسیدن او به موفقیت نیست و تهیهکنندگان بدون دادن هیچ سرمایهای به کار لارسون او را تشویق به ساخت کار بعدیش میکنند.

پس از آن راوی، که ابتدای زندگی جاناتان لارسون را روایت کرده بود، مرگ او را 5 سال پس از داستان فیلم و در سن 35 سالگی خبر میدهد. این پایان بندی، که در زمره پایانهای خوش فیلمهای موزیکال قرار نمیگیرد، در کنار دیگر تفاوتهای این فیلم با سایر نمونه هایش قرار میگیرد.
شخصیت حقیقی جاناتان لارسون، به کاراکتری که در فیلم خلق شده است بسیار نزدیک است، اما نویسندگان و کارگردان، ترجیح دادهاند که به جنبه های سیاسی-اجتماعی کارهای او آن طور که باید نپردازند.
شخصیت مایکل دوست قدیمی جاناتان، کاراکتری واقعی در زندگی او است. مایکل یک همجنسگرا است که در سالهای 1990 در آمریکا حمایتی از او و همتایانش صورت نمیگیرد و همین موضوع از مضامینی است که لارسون در نمایشنامههایش به آن میپرداخته است.
ما در فیلم بیشتر حمایت عاطفی او از مایکل را میبینیم تا حمایت عملی (مانند پرداختن به این موضوع در آثارش).
طراحی صحنه و طراحی خانه و محل کار لارسون بسیار نزدیک به واقعیت طراحی شده است. با این حال در طول فیلم تیک تیک بوم (Tick Tick… Boom) بسیار کم، المانهای شهری مربوط به دهه 1990 در آمریکا را میبینیم. همانطور که پیداست موسیقی متن فیلم از نقاط قوت آن محسوب میشود. همچنین اندرو گارفیلد بازیگر نقش جاناتان لارسون به خوبی از پس این نقش برآمده است.
The Review
فیلم تیک تیک بوم
این زندگینامه سه خطی، چنان دراماتیک است که هر تهیهکننده و کارگردانی را وسوسه میکند تا با سفارش یک فیلمنامه بیوگرافیک سه پردهای، علاوه بر ساختن فیلمی کمنقص و هیجانانگیز، ادای احترامی به شخص مورد نظر کرده باشد. اما میرندا که خود نمایشنامهنویس و بازیگر تئاتر است، زندگی و درونیات لارسون را، تماما موزیکال روایت کرده و از جزییات زندگی او و مسائل اجتماعی که وی در موزیکال هایش بدان ها پرداخته است گذر کرده و به اشاره ای بسنده کرده است. میرندا با ساخت موسیقی و روایت زندگی لارسون با موسیقی به او ادای احترام کرده است.
Review Breakdown
-
خوب

فیلم بسیار زیبایی بود
شنیع بود