بعد از افتضاحی که پایانبندی سریال Game of Thrones به بار آورد، دیگر همه مردم دنیا به اهمیت یک پایانبندی خوب و حسابشده پی بردهاند. در بازیها، اگر بازی ما کوچکترین عنصر داستانی را در خود داشته باشد، باید سرانجام داستان روایت شود در هر قالبی که ممکن است. جدای از پایانبندی، در بازیها تا زمانی که دلیل و محرکی برای انجام کار یا چالشی وجود نداشته باشد، بازیکن نیز دلیلی برای ادامه بازی نمیبیند. اینها را گفتیم تا مقدمهچینی کنیم برای بررسی بزرگترین مشکل بازی آنسوی باران که در این مطلب قرار است به نقد آن بپردازیم. در ادامه با نقد بازی آنسوی باران همراه پی اس آرنا باشید.
- مطلب مرتبط: بهترین بازی های اندروید
توجه: خواندن کامل نقد = خطر لو رفتن پایان بازی

در آنسوی باران شما در نقش دخترکی قرار میگیرید (البته جنسیت کاراکتر بازی مشخص نیست و ما حدس میزنیم که یک دختر باشد) که پس از زدن دکمه شروع بازی، دنبال یک شی نورانی میرود. بعد از تماشای این صحنه، بازی شروع شده و شما شاهد ترتیب مراحل آن هستید. در هر مرحله، پلتفرمها، الگوی حرکتی بهخصوص و یک دروازه وجود دارد که به واسطه الگوی مذکور، پلتفرمها حرکت میکنند و شما میبایست با توجه به حرکت پلتفرمها و سطوح موجود در مرحله خودتان را به دروازه برسانید. وقتی به دروازه رسیدید، یعنی شما این مرحله را پشت سر گذاشتهاید. در هر مرحله اشیایی ستارهمانند تحت عنوان Shard نیز وجود دارند که اگر آنها را جمعآوری کنید، یکی از سه چالش آن مرحله را پشت سر گذاشتهاید. در آنسوی باران، هر مرحله سه چالش بهخصوص دارد که در بیشتر آنها جمعآوری کل Shardها یکی از چالشهاست و رسیدن به دروازه در مدت زمانی مشخص، تمام کردن مرحله با انجام کمترین حرکات و پرشهای ممکن و غیره نیز از دیگر انواع چالشها هستند.
آنسوی باران چهار فصل دارد که هر فصل شامل ۱۴ مرحله اصلی و یکسری مراحل فرعی که تحت عنوان Night Mode در بازی قرار گرفتهاند، میشود. اگر تمام چالشهای مراحل یک فصل را انجام دهید، مراحل Night Mode آن فصل آزاد میشوند و میتوانید به تجربه آنها نیز بپردازید. تفاوت این مراحل با مراحل معمولی آنسوی باران این است که یک، پیچیدهتر و چالش برانگیزترند و دو، همانطور که از نامشان برمیآید در تاریکی شب دنبال میشوند. تا اینجا، زیروبم گیمپلی آنسوی باران را بهصورت مختصر و مفید بازگو کردیم، الان وقتاش است که مشغول نقد و بررسی جدی بازی شویم و برگردیم سر موضوعی که در مقدمه به آن اشاره کردیم.

قبل از هر چیز، باید بگویم که طراحی مرحله در آنسوی باران فوقالعاده است. تنوع، پیچیدگی، سلسله مراتب دشواری مرحلهها و غیره همگی فوقالعاده کار شدهاند. این طراحی مرحله عالی با طراحی هنری چشمنواز و موسیقی گوشنواز همراه شده و همینها آنسوی باران را تبدیل به عنوانی میکنند که تجربه آن به عنوان یک بازی ویدیویی در سبک پلتفرمر لذتبخش و سرگرمکننده است. با اینکه بازیهای ویدیویی در وهله اول برای سرگرم کردن ساخته میشوند، اما این مدیوم دارای ظرفیتها و پیچیدگیهایی است که دیگر الان، بعد از نیم قرن ساخته شدن بازیهای ویدیویی، «سرگرم کردن» فقط هدف و آرمان اولیه یک بازی به حساب میآید.
برخی بازیها در همین هدف اولیه متوقف میشوند و دلیلی هم برای پیشروی ندارند، مثال بارزش بازیهای آرکید هستند و بازیهای تفننی که امروزه بیشتر روی پلتفرمهای موبایلی با آنها روبهرو میشویم. برای مثال، وقتی شما وارد بازی Crazy Taxi میشوید، هدفی جز سوار کردن مسافرهای بیشتر، پول بیشتر به جیب زدن و گرفتن نمره بهتر ندارید. Crazy Taxi هیچ علامت و نشانهای به شما نمیدهد که مثلا شما با سوار کردن مسافرهای بیشتر یا مسافری خاص قرار است دنیا را نجات دهید! Crazy Taxi یک بازی آرکید است و اولین و آخرین هدفاش سرگرم کردن شماست و ناگفته نماند که این کار را نیز به نحو احسن انجام میدهد. از طرف دیگر، بازی آنسوی باران را داریم که در نوع خود ما را به خوبی سرگرم میکند، اما دلیلی برای انجام چالشهایش به ما نمیدهد، محرکی پیش پای ما نمیگذارد تا بخواهیم چالشها را انجام دهیم و Night Mode همه فصلهایش را نیز به اتمام برسانیم.
همانطور که پیشتر گفتیم و در ویدیو بالا نیز دیدید، برای پشت سر گذاشتن یک مرحله و رفتن به مرحله بعدی در آنسوی باران فقط کافی است که خودتان را به دروازه آن مرحله برسانید. در برخی مراحل این دروازه بسته است و با جابهجا کردن یک شی نورانی بین چند پلتفرم باز میشود. اما باز هم بعد از باز شدن دروازه هیچ دلیلی برای انجام چالشها و جمعآوری Shardها وجود ندارد. انجام این چالشها نه قرار است در Leaderboard اسم شما را ثبت کند و نه پاداشی به شما میدهد که برای انجام آنها تشویق شوید. من از روی کنجکاوی درباره مراحل Night Mode چالشهای مراحل فصل اول بازی را کامل انجام دادم و وقتی این مراحل باز شدند، دیدم که فقط با مراحلی سختتر و طولانیتر طرف شدهام و باز هم با انجام این مراحل و چالشهایشان قرار نیست پاداش و دلیلی برای ادامه دادن عاید من شود.

بعد از اینکه متوجه شدم بازی قرار نیست هیچ پاداشی به من بدهد و هیچ هدفی نیز برای پیشبرد مراحل در آن ندارم، برگشتم به اولین تصویری که در بازی دیدم و آن همان تصویر بالاست. بعد از پایان مراحل فصل اول، یکی از کریستالهای آویزان به درخت پر شد و ماند سه کریستال دیگر. با خود گفتم خیلی خوب، پس با اتمام همه مراحل معمولی بازی باقی کریستالها هم پر میشوند. در باقی مراحل فقط تلاش کردم که سریع خودم را به دروازه برسانم و بروم مرحله بعدی تا باقی کریستالها نیز پر و نورانی شوند و ببینم در نهایت، بعد از پر شدن آنها چه اتفاقی قرار است بیافتد. مرحلهها تمام شدند و در کمال تعجب، هیچ اتفاقی نیفتاد. دخترک کنار دریاچه ایستاده بود و به درخت نگاه میکرد؛ همین! حتی نفهمیدم آن شی نورانی که در ابتدای بازی دخترک دنبالاش رفت چه شد و اصلا چرا دنبالاش رفت؛ اصلا چرا بازی باید اینطور شروع میشد؟

با اینکه از بازی کردن آنسوی باران لذت بردم و موسیقی و فضای بازی حس خوب و آرامشبخشی را به من القا میکرد، حین اینکه برای رسیدن به دروازه در هر مرحله مرا به چالش میکشید، اما بعد از پایانبندی بازی دیگر دلیلی برای برگشتن به آن پیدا نمیکنم با اینکه کلی مرحله Night Mode و یک خربار چالش است که ناتمام ماندهاند. با اینکه بازی هیچ پاداشی برای انجام چالشها به من نداد، اما اگر باز هم در پایان اتفاقی میافتاد و هدفی از پر کردن کریستالها نمایش داده میشد، شاید من به انجام مراحل اضافه بازی نیز فکر میکردم با این ذهنیت که ممکن است بعد از به اتمام رساندن این مراحل بیشتر درباره بازی و شخصیت اصلیاش بدانم. شاید اصلا راز دنبال کردن نور توسط شخصیت اصلی بازی که در ابتدا دیدم را بعد از انجام مراحل اضافه کشف کنم. اما وقتی پایان مراحل اصلی بازی چنین چیزی بود، دیگر دل و رمقی برای من باقی نمانده که بخواهم Night Mode آنسوی باران را نیز کامل تجربه کنم.
در نهایت، آنسوی باران تجربهای زیبا و سرگرمکننده است که نشانههای اشتباهی را به مخاطباش نشان میدهد و حتی در مقام یک بازی آرکید بدون هیچ عنصر داستانی، آنطور که باید از مخاطباش پذیرایی نمیکند و به او پاداش نمیدهد.
کد بازی توسط سازندگان برای سایت پی اس آرنا ارسال شده است.
خلاصهای انگلیسی از نقد بازی آنسوی باران:
Linn Path of the Orchards is one gorgeous entertaining game that gives its players shallow clues of a small tale it fails to tell. It also lacks to motivate the player to move forward and challenge him/herself more since there are no rewards in the game to be achieved.
The Review
آنسوی باران
آنسوی باران تجربهای زیبا و سرگرمکننده است که نشانههای اشتباهی را به مخاطباش نشان میدهد و حتی در مقام یک بازی آرکید بدون هیچ عنصر داستانی، آنطور که باید از مخاطباش پذیرایی نمیکند و به او پاداش نمیدهد.
PROS
- زیبا، چشمنواز، گوشنواز، سرگرمکننده و آرامشبخش
- طراحی مرحله عالی
CONS
- بیهدف و بیسرانجام
- بیخبر از تشویق کردن برای ادامه بازی

