بازی Overwatch بدون شک یکی از بزرگترین و موفقترینها در تاریخ عرضه خود بود. از بازخورد عالی منتقدها، فروش میلیونی در روز اول، درو کردن جوایز یکی پس از دیگری گرفته تا راضی بودن مخاطبین و بهوجودآمدن مسابقات حرفهای. شاید کمتر عنوانی بوده که در این حد موفق عمل کرده، آن هم از طرف شرکتی که تا آن زمان بیشتر متمرکز بر بازیهای استراتژی و RPG بود. حال چه شده که در کمتر از 5 سال از عرضه، پشتیبانی بازی کاملاً قطع شد و با نام Overwatch 2 مواجه شدهایم؟
توضیح در مورد گیمپلی بازی Overwatch اضافهگویی و خارج از حوصله این مقاله است. فقط به طور خلاصه میتوان گفت که اساس این بازی مبارزه دو تیم در مدهای مختلف برای امتیاز بیشتر است. بخش بسیار مهم البته شخصیتهای مختلف باقدرتهای مختلف با طراحیهای بسیار جذاب است که تمرکز بر همکاری تیمی را واجب میکند. این فرمول با بازی Team Fortress 2 پایهگذاری شد که توسط بازی Overwatch به سبکی معروف و البته گذرا مبدل گشت.
تمام داستان هویت گمشده بازی Overwatch متأسفانه اندکی بعد از عرضه آن آغاز گشت. متأسفانه طراحی قدرتها و شخصیتهای جدید نوید از این میداد که گیمپلی پایهای این عنوان محبوب از مشکلات فراوانی رنج میبرد که با تغییر دادن و اضافهکردن شخصیتهای جدید نهتنها حل نمیشد، بلکه بر کوه مشکلات میافزود. اولین نشانه عوض شدن نظر بلیزارد در مورد F2P بودن بازی بود. مدت کوتاهی قبل از عرضه اعلام شد که نحوه طراحی شخصیتها به حالت سنگ کاغذ قیچی مانند، لازم میکرد که بازیکنان بهتمامی شخصیتها دسترسی داشته باشند تا میدان مبارزه عادلانه باشد.

![]()
این نیاز به انتخاب شخصیتهایی که مستقیم حریف یکدیگر بودند خود از نشانههای زنگ خطر برای بازی بود. بهمحض انتخاب Pharah، تیم مقابل مجبور بود که Soldier 76 یا Cassidy (Macree سابق!) را انتخاب کند تا بتواند از حکومت Pharah در آسمانها توسط DPSهای سرعتی جلوگیری کند. مشکل این بازی کمکم بهنوعی شد که برخی شخصیتها کاربرد چندگانهای داشتند، اما برخی از آنها هم بهصورت مستقیم یک شخصیت مقابل داشتند و در صورت برخورد با رقیب، عملاً خنثی میشدند. شخصیت Soldier 76 علاوه بر خنثیکردن Pharah کارایی قابلقبولی داشت ولی Pharah در مقابل او کاملاً ناکارآمد.

مشکل دیگر ازبینرفتن نقش دفاعی و ترکیب آن با DPS بود. درگذشته شخصیتی مانند Thorbjorn با قابلیت کاشتن یک مسلسل خودکار، کاملاً مخصوص زمانهایی انتخاب میشد که تیم باید از اهدافی دفاع میکرد. ولی پس از گذشت مدتی، مرز بین این شخصیتها با حضور برخی از آنها که هم در نقش دفاعی و هم حمله کاربرد داشتند، کمرنگتر شد. آیا شخصیت Bastion که توانایی تبدیلشدن به سلاح رگباری بسیار قوی ولی ثابت را دارد، فقط نقش دفاعی داشت؟ در نگاه اول شاید اینطور به نظر برسد، ولی با استفاده از تکنیک «کشتی دزدان دریایی»، یعنی نشستن Bastion بر شصخیت Payload پست سپر دفاعی را ترک میکرد و با آب کردن حریفها به صورت واضح نقش حمله را در تیم داشت! راهحل همان ترکیب دو نقش دفاعی و حمله بود، ولی خود سبب شد که برخی شخصیتها کاملاً بدون کاربرد سردرگم باشند. این مسئله در بازی Overwatch 2 بسیار مهلکتر است و بهجرئت میتوان گفت بیش از نیمی از شخصیتها کاملاً بلااستفاده هستند.
تمام مسائل ذکر شده در بالا تا حدی در بازی Overwatch 2 حاضر هستند. راه حال سازندهها برای حل این مشکلات چه بوده و آیا موفق شدهاند؟ متأسفانه خیر. در مرحله اول باید ذکر کرد که کاملاً واضح بود که ایدههای زنده کردن دوباره این عنوان چندین بار عوض شدهاند و انگار هیچ کسی دقیق نمیدانسته نقشه چیست.
در ابتدا تمرکز اصلی روی بخش PVE (مبارزه با دشمنان هوش مصنوعی) بود که این بهانهای برای اعلام شماره دوم بازی به نظر میآمد. در زمانی که اکثر بازیهای چندنفره (به جز CoD!) بهجای ساختن نسخههای جدید از سری، بهدنبال گسترش عناوین کنونی مشغول هستند، معرفی بازی Overwatch 2 برای همه تعجبآور بود. این تمرکز بر PVE هم مدت چندانی زنده نبود و پس از مدت کوتاهی، هیچ خبری از آن به میان نیامد!

نشانههای بد دیگر تغییر نظر در مورد عرضه بازی بود. در ابتدا اعلام شد که نسخه دوم بازی شامل بخش PVE خواهد بود و بخش PVP آن مشترک با نسخه اول بازی. پس از مدتی مشخص شد که گرافیک بازی و حتی طراحی ظاهری شخصیتها مقداری تغییر کرده، پس تکلیف صاحبان نسخه 1 چه میشود؟ سپس اعلام شد که شخصیتهای بازی با گرافیک و ظاهر قبلی خواهند بود. پس تکلیف اسکینها چه میشود؟ آیا دیگر اسکین های جدید برای نسخه اول نمیآیند؟ شخصیتهای جدید چه؟ اینها تمام سؤالاتی بودند که هیچ جوابی برای آن داده نمیشد. این دلایلی بود که در آخر اعلام شد بازی در اصل مجانی خواهد بود، راحت!
بازی مجانی است، پس باید از آن پول در آورد. خب اسکین و چیزهای ظاهری دیگر را از راه و روشهای معمول میفروشند. اگر از این مسئله که بهدستآوردن این امکانات بدون خرج کردن پول بسیار زمانگیر و سخت است بگذریم، شخصیتهای جدید همگی پشت Battlepass بازی قفل خواهند بود و باز کردن آنها زمان بر، مگر اینکه Battlepass خریده شود. این مورد در تضاد مستقیم فلسفه اولیه بازی، یعنی طراحی سنگ کاغذ قیچیوار بود که از همان اول هم دلیل این بود که بازی مجانی عرضه نشود…!
تمام این مسائل را که کنار بگذاریم، خود بازی چه؟ آیا سازندگان توانستهاند مشکلات آن را حل کنند؟ خیر! به نظر راهحل اول آنها تبدیل کردن تعداد بازیکنهای تیم از 6 به 5 بود. در اواخر عمر بازی Overwatch 1، طراحی کلی کاملاً بههمریخته بود. مسئله به حدی حاد شده بود که بهترین ترکیب تیمی 3 تانک و 2 ساپورت بود بدون حضور هیچ شخصیتی که آسیب به دشمنان وارد کند! عملاً بسیاری از شخصیتها بلااستفاده مانده بودند. تأکید بیش از حد بر سپر دفاعی تانکها به نحوی شده بود که اصلاً درگیریها با شخصیتهای ضعیف نقش Damage کاملاً بدون کارایی بود. در کنار آن مشکلاتی مانند حضور Stun بیش از حد و شخصیتهایی که حمله به آنها قویترشان میکرد، همه چیز را بههمریخته بود.

راهحل بلیزارد برای حل مشکلات بازی، حس و حال غریبی به بازی داده است. مثلا میبینیم که ناگهان Doomfist، یکی از شخصیتهای بسیار قوی و مشکلساز، از نقش هجومی بسیار کارآمد به یک تانک تبدیل شده است! اکثر تانکهای بازی بسیار پرسرعت و به نحوی قوی شدهاند که بیشتر در نقش Damage عمل میکنند تا تانک واقعی. نمونه بسیار واضح آن Orisa است که در نبود سپر دفاعی خود، به DPS تمامعیار تبدیل شده است. دور شدن از قابلیت Stun ولی باعث شده شخصیت Mei که تخصص یخزدن حریف را داشت این بار فقط توانایی کند کردن حرکات دشمن را داشته باشد که عملاً انتخاب او را بیتأثیر کرده است. وقتی میتوان با Soldier 76 چندین برابر مؤثر بود، چرا باید سراغ Mei رفت؟!
با این اوصاف تقریبا 50% شخصیتهای بازی بیخاصیت شدهاند و عملاً شما هیچ فردی را نمیبینید که این نقشها را انتخاب کند، مگر اینکه بازیکنی تصمیم بگیرد که با انتخاب آنها بازی بقیه را خراب کند یا تازه بازی Overwatch 2 را تجربه کرده و از این مسئله بی خبر است.
بازیکنان تازهوارد هم به معضلی برای باتجربهها تبدیل شدهاند. مجانی بودن بازی Overwatch 2 باعث شده که خیل عظیمی از پلیرهای تازهوارد به تجربه بازی بپردازند که همانطور که گفتم، از مشکل شخصیتهای بازی بیخبر هستند. اگر از بازیکنان باسابقه باشید، از همتیمیهایی که واضح است بهتازگی وارد بازی شدهاند کلافه میشوید. اگر بدشانس باشید و مقابل یک تیم کاملا حرفهای قرار بگیرید، با بازیکردن در مقابل آنها در تیم نونهالان بازی Overwatch کاملاً مشاعر خود را از دست میدهید! به نظر اکثر مخاطبان بازی، این بازیکنان درکی از نحوه حرکت تیمی و بازی در نقش مناسب ندارند.
5 نفره کردن تیمها و ایجاد تغییر در نقش تانکها سبب شده که برخلاف بازی Overwatch 1، نقش تانک هوادار بسیاری داشته باشد بهگونهای که برای بازیکردن در نقش تانک باید بالای 5 دقیقه منتظر باشید. پس اگر دیدید که یک سری تانک به دل دشمن میزنند، میمیرند و دوباره همین کار را تا انتهای بازی تکرار میکنند، تعجب نکنید. همینطور بسیاری از بازیکنان و بهخصوص تازهکاران به دنبال بالابردن نرخ کشتن/مردن (K/D) خود هستند، چون تانکهایی مانند D.va و Orisa به اینگونه طراحی شدهاند.

طراحی مراحل، خصوصاً مراحل قدیمی شما را مجبور میکند که حتما یک تانک سپردار در تیم داشته باشید، در غیر این صورت برایتان مشکل ساز میشود. در بسیاری از مراحل، استراتژی معمول این است که در یک گلوگاه با ترکیب یک تانک سپردار و یک تانک هجومی کمین کنید و یک عملیات گازانبری را روی حریف پیاده کنید. حال این مراحل بهگونهای شدهاند که تیم حملهکننده در صورت عدم انتخاب تانک سپردار مانند Reinheart نمیتواند قدمی برای رسیدن به تیم حرف بردارد. Damage متمرکز شده بهگونهای خواهد بود که امکان پیشروی بدون پناه گرفتن پشت سپر غیرممکن خواهد شد.
در پایان، باید به حرکت بسیار موذیانه طراحی شخصیتهای جدید اشاره کرد. تقریباً همه تأیید میکنند که 3 کارکتر جدید اضافه شده به بازی از قویترینها در کلاس خود هستند. برای مثال Junker Queen، نقش تانک بسیار سرعتی با قابلیت Damage بالا را دارد که در کنار آن میتواند Health خود را تقویت کند. این قابلیت به نحوی مؤثر است که یک Junker Queen به همراه یک ساپورت میتواند بهراحتی برای مدت طولانی در مقابل یک تیم 5 نفره مقاومت کند! دو شخصیت دیگر هم بدین منوال از بهترینها در کلاس خود هستند و باید گفت که در آینده هر شخصیت جدید به صورت واضح از بهترینها در کلاس خود خواهد بود تا مخاطبان به سمت خرید آن پیش روند. جالبترین نکته اعلام عدم اعمال بالانس در بازی تا زمان مخصوصی است که به طرز مشکوکی مصادف با Battlepass بعدی است.
بازی Overwatch 2 هنوز بسیار لذتبخش و جذاب است. هسته عالی آن، از گیمپلی کلی گرفته تا طراحی مراحل واقعاً بینظیر است و هنوز که هنوز است در حد بهترین عنوانهای حال حاضر باقیمانده. ولی متأسفانه مشکلات بیشمار آن به نظر قابلحل توسط هیچ کسی نیستند. اتفاقات پشت پرده بلیزارد باعث شده که اکثر دستاندرکاران بازی از شرکت بروند و برنامه بلندمدت برای گسترش آن انسجام نداشته باشد. متأسفانه به نظر میآید که بهجای وقت و امکانات گذاشتن برای تعمیر این محصول عالی ولی مشکلدار، تنها هدف هل دادن آن به سمت F2P برای درآمدزایی بوده است آن هم قبل از اینکه بازی کاملاً از یادها برود. اینکه آیا بازی Overwatch 2 میتواند در حدی موفق باشد که پشتیبانی بلندمدت و بهتری را در پی داشته باشد، چیزی است که در گذشت زمان مشخص خواهد شد.
بیشتر بخوانید:
