معرفی برترین شخصیت های منفی بازی های رایانه ای-قسمت دوم

هر جا سفیدی است، سیاهی لازم است

۴۰ – Doctor Willy (Mega Man Series)

منفور‌ترین دانشمند دنیا، شرور نامیرای خستگی ناپذیر سگا و دشمن جاودانه‌ی بشریت و مگامن! دکنر ویلی یکی از مظلوم‌ترین شخصیت‌های منفی دنیای بازیست. او با همکارش دکتر لایت (Doctor Light) روبات‌های پرتعداد و نمادین سری را با هدف حفاظت از نسل بشر و بقای آن طراحی کرده بود. اما پس از رونمایی از نتیجه‌ی کارهایشان و پس از بی‌توجهی جامعه‌ی جهانی به نقش کلیدی ویلی در این پروژه، دنیا روی سرش خراب شد و تصمیم گرفت مخلوقات خود و نزدیک‌ترین دوستش را مجددا برنامه‌ریزی کرده و این‌بار از آن‌ها برای نابودی نسل بشر و گرفتن انتقام استفاده کند. می‌توان دکتر ویلی را ریشه‌ی تمامی شرارت‌های موجود در دنیای نه چندان کوچک سری دانست؛ زیرا حتی در عناوینی که خودش هم حضور پررنگی ندارد ردپایش مشاهده می‌شود.

جالب است بدانید کیجی اینافونه‌ی معروف، دکتر ویلی را با الهام از دانشمند افسانه‌ای، آلبرت انیشتین طراحی کرده است. به طوری که در طراحی‌های اولیه قدش کمی بلندتر بود و از یک عینک استفاده می‌کرد. اما در نهایت اینافونه ناچار به طراحی مجدد او شد تا با سایر عناصر بازی و جو نسبتا کودکانه‌ی آن هماهنگ باشد. نکته‌ی دیگر این که اینافونه چندان دل خوشی از این طراحی ندارد و در مصاحبه‌های مختلف عنوان کرده که اگر امروزه کسی چنین طراحی‌ای را نزدش ببرد بدون شک آن را رد خواهد کرد. به همین دلیل هم از دومین قسمت تصمیم گرفت تا تغییراتی در طراحی دکنر ویلی دهد و عناصر کلیشه‌ای شخصیت >>دانشمند دیوانه<< را به به آن اضافه کند.

۳۹ – Ares (God of War)

موی آتشین، صدایی تهدیدآمیز و دروغ‌ و حیله‌های فراوان، از اریس یک شرور کلاسیک ساخته‌اند. فرزند خلف زئوس (Zeus)، شاهزاده‌‌ی منفور المپ و خدای بی‌رحم جنگ. اریس همه چیز و همه کس را تنها وسیله‌ای برای رسیدن به اهداف شوم خود می‌دید و از هیچ کار فجیع و زشتی روی‌گردان نبود. پس از به خدمت در آوردن کریتوس (Kratos)، اریس خود را در یک قدمی بزرگترین و وسوسه‌انگیز‌ترین خواسته‌ی زندگیش می‌بیند؛ تصرف کوه المپ و حکمرانی بر دنیا. اما به کار گیری کریتوس، مرگبارترین و آخرین اشتباه زندگیش بود.

مطابق افسانه‌های کهن، کریتوس برای اثبات وفاداری کامل خود به خدای جنگ، می‌بایستی سه نوع خون مختلف می‌ریخت. خون دشمنان بی‌شمارش، خون بی‌گناه و خون یکی از عزیزانش. پس از ریختن خون دختر و همسر کریتوس توسط خودش و تبدیل شدن وی به شبح اسپارت(Ghost of Sparta)، سرنوشت اریس یک بار و برای همیشه مشخص شد. اریس هر چه در توان داشت برای مقابله با کریتوس به کار گرفت اما همه‌ی ما می‌دانیم که هیچ‌چیز جلودار خشم پایان ناپذیر شبح اسپارت نیست. در پایان بازی و طی یکی از حماسی‌ترین باس‌فایت‌های تاریخ بازی‌های ویدئویی، کریتوس خدای جنگ را شکست می‌دهد و او را در حالی که برای زندگی‌اش التماس می‌کند می‌کشد. اریس به اعماق دریای اژه (Aegean) فرو می‌رود و این گونه منفورترین خدای جنگ یونان نابود می‌شود.

۳۸ – Vaas Montenegro (Far Cry 3)

“تا حالا معنی دیوونگی رو بهت گفتم؟!” اگر اخبار بازی‌های رایانه‌ای را دنبال کرده باشید، محال است مونولوگ معروف واس را فراموش کرده باشید.این مونولوگ که برای بار نخست در نمایش فوق‌العاده‌ی بازی در E3 سال ۲۰۱۱ شنیده شد، طی مدت کوتاهی بدل به یکی از معروف‌ترین دیالوگ‌های صنعت بازی شد. با این که واس شخصیت منفی اصلی بازی نیست، اما می‌توان او را تاثیر‌گذارترین شخصیت بازی و خطرناک‌ترین آن‌ها دانست.

واس متولد سال ۱۹۸۵ جزیره‌ی “رخ” (Rook)  و در بچگی به عضویت قبیله‌ی Rakyat در آمده است. نزدیک‌ترین و عزیزترین فرد برای او خواهرش، سیتر (Citra) است به طوری که اولین قتل زندگیش را برای او مرتکب شده است. واس شخصیتی پیچیده و غیرقابل پیش‌بینی دارد. در طول بازی او بارها علایق خودش را به فیلم‌های مختلف از جمله Forrest Gump و Superbad بیان می‌کند. واس در حرف‌هایش از آلبرت انیشتین الگو می‌گیرد و احترام زیادی برای افرادش دارد. صدا گذاری و موشن کپچر واس در بازی به عهده‌ی بازیگر جوان، Micheal Mondo، است که این روزها در سریال آمریکایی Better Call Saul، ایفای نقش می‌کند.

۳۷ – Illusive Man (Mass Effect Trilogy)

سه‌گانه‌ی فراموش‌نشدنی مس افکت شخصیت‌های متفاوت و رنگارنگ زیادی داشت. هر کدام از این شخصیت‌ها در نوع خود جذابیت فراوانی داشتند و عملا غیرممکن است که دست‌ روی تنها یکی از آن‌ها گذاشت. Illusive Man یکی از تاثیرگذارترین شخصیت‌های سری است. با این که مخاطبان برای بار نخست در دومین قسمت او را ملاقات می‌کنند اما می‌توان آثار فعالیت‌های او و گروهک شبه‌تروریستیش، سربروس (Cerbrus) را در عنوان اول نیز مشاهده کرد. Illusive Man نمونه‌ی کامل یک دست پشت پرده است. در ظاهر یک میلیاردر میان‌سال خوش‌پوش که یادآور شخصیت‌های مشابه هالیوودی است و در عین حال شخصیت کاملا قدرت طلب که شاید اهدافش شریف باشند، اما راه درستی را برای رسیدن به آن‌ها انتخاب نمی‌کند. در واقع می‌توان  Illusive Man را خاکستری‌ترین شخصیت سری دانست؛ کسی که از هیچ کاری برای پیشرفت انسان‌ها خودداری نمی‌کند و اعتقاد دارد که اهدافش، راه‌ و روش‌های بی‌رحمانه‌اش را توجیه می‌کنند.

شاید بتوان یکی از اصلی‌ترین فاکتور‌های جذابیت Illusive Man را صدا‌پیشه‌ی مشهورش دانست؛ هنرپیشه‌ی کهنه‌کار هالیوودی، مارتین شین (Martin Sheen). اگر اهل سینما هم باشید بدون شک نقش‌آفرینی او را در فیلم جاودانه‌ی اینک آخرالزمان (Apocalypse Now) فرانسیس فورد کاپولا به خاطر دارید. طبق گفته‌ی تهیه‌کنندگان سری، شین در هنگام ضبط دیالوگ‌ها کاملا در نقش Illusive Man فرو رفته و تمام تلاشش را برای خلق و تکمیل این شخصیت کرده است. نکته‌ی دیگر این که در طول سری عملا پیش‌زمینه‌ی داستانی خاصی در مورد Illusive Man بیان نمی‌شود و مخاطب حتی محل زندگی او را هم نمی‌بیند. این مورد که عمدی است، برای افزایش سایه‌ی رمز و راز او بوده است.

 

۳۶ – Dracula (Castlevania Series)

سری بازی‌های کسلوینیا یکی از قدیمی‌ترین عناوین دنیای بازی‌ها هستند که قدمتی بالغ بر سه دهه دارند. این سری که با الهام از آثار کلاسیک ژانر وحشت خصوصا دراکولای برام استوکر (Bram Stoker) ساخنه‌ شده است، یکی از دوست‌داشتنی‌ترین و پرطرفدارترین سری بازی‌های این صنعت است. در طول سال‌ها شخصیت‌ها و داستان سری دستخوش تغییرات و جایگزینی‌های زیادی شده‌ است اما چیزی که ثابت مانده و دچار تفاوت آنچنانی‌ نشده، شخصیت نمادین دراکولاست. دراکولا یا Dracula Vlad Ţepeş، در ابتدا انسانی عاشق‌پیشه و دانشمند بود؛ اما با مرگ همسرش عقل خود را از دست می‌دهد و با آزمایش‌هایی که انجام می‌دهد و با کمک سنگ سرخ، بدل به خون‌آشامی جاودان می‌شود. دراکولا در اکثر بازی‌های سری نقش منفی اصلی و باس فایت نهایی‌ است که مخاطبان در نقش یکی از اعضای خاندان بزرگ بلمونت (Belmont) به مبارزه با او و هدفش که نابودی انسان‌هاست می‌پردازدند. طی داستان Aria of Sorrow، که در سال ۲۰۳۵ جریان دارد، مشخص می‌شود که دراکولا سرانجام در جنگی عظیم موسوم به جنگ اهریمن توسط آخرین بازمانده‌ی خاندان بلمونت‌ها، کشته شده است. طی داستان سری مدرن Lords of Shadow، داستان زندگی او و روایتش به کلی تغییر کرده و از او قهرمانی تراژیک ساخته است.

دراکولا بدون شک یکی از جذاب‌ترین و ماندگارترین شخصیت‌های دنیای سرگرمی‌ است که تا مدت‌ها جای پرداخت دارد و جای خود را به عنوان پرطرفدارترین خون‌آشام تاریخ اثبات کرده است.

۳۵ – Dormin (Shadow of the Colossus)

دورمین، موجود سایه مانند بازی فراموش نشدنی Shadow of the Colossus و راهنمای مخاطب و واندر (Wander) در طول بازی‌ است. کلمه‌ی دورمین که ریشه‌ی یونانی و رومی دارد، را می‌توان به چندین نوع ترجمه بیان کرد که معقول‌ترین آن‌ها خوابیدگان یا به خواب برندگان هستند. ظاهر دورمین مانند یک گاو غول‌آساست و صدایش ترکیبی از دو جنسیت است و بنابراین انتخاب ضمیر مناسب برای اشاره به او در زبان انگلیسی (He و یا She) ممکن است. خود او هم برای اشاره به خودش از ضمیر ما (We) استفاده می‌کند. همچنین اگر حروف انگلیسی نام او را وارونه کنیم، با اسم Nimrod یا نمرود، پادشاه افسانه‌ای و سازنده‌ی برج بابل (برجی که انسان‌ها را از دنیای فانی به قلمرو ممنوعه، دنیای خدا، منتقل می‌کرد) که پس از مرگش اعضای بدنش از یک‌دیگر جدا شدند. دقیقا مانند دورمین که در پایان شوکه‌کننده‌ی بازی متوجه‌ی ماهیت اصلیش می‌شویم. در واقع می‌توان دورمین را مرگ خواند.

سال‌ها پیش اجداد لرد ایمن (Emon)  دورمین را به شانزده قسمت مختلف تقسیم کردند و هر کدام از آن‌ها را برای ابدیت درون یکی از Colossi ها ( باس‌فایت‌های شانزده‌‌گانه‌ی بازی) مهر کردند و تنها کسی که می‌تواند دورمین را به طور کامل کند، صاحب به حق شمشیر کهن (Ancient Sword) یعنی واندر است. واندر هم که هیچ‌چیز جز برگشتن معشوقش برایش مهم نیست و البته از ماهیت واقعی دورمین خبر ندارد، شانزده نگهبان را می‌کشد و دورمین را به خواسته‌اش می‌رساند. هر چند در انتها لرد ایمن دورمین که بدن بی‌جان واندر را تسخیر کرده شکست می‌دهد؛ اما در لحظات پایانی بازی نوزادی شاخ‌دار را شاهد هستیم که دست‌ در دست Mono، معشوقه‌ی واندر، بازی میکند و این‌جا این سوال ایجاد می‌شود که آیا آن کودک دورمین است یا واندر به طرز غیرممکنی دوباره متولد شده است.

۳۴ – Ansem, Seeker of Darkness (Kingdom Hearts Series)

سری بازی‌های پرطرفدار Kingdom Hearts به ترکیب کاراکترهای فراوان سری بازی‌های اسکوئر انیکس (Square Enix) و جهان انیمیشنی دیزنی و پیکسار معروف هستند. اما با این حال تعدادی از بهترین کاراکترهای این سری آن‌هایی هستند که به طور اختصاصی طراحی شده‌اند. یکی از این کاراکتر‌ها، Ansem است. او را میتوان پس از Master Xehanort دومین شرور سری دانست که مسئولیت نابودی بسیاری از دنیاهای جهان KH را داشته است. اولین حضور او به نخستین قسمت سری برمی‌گردد که در آن نقش منفی اصلی و باس فایت پایانی بازی بود. انسم ماهیت جسمانی ثابتی ندارد و می‌تواند بدن‌های مختلف را تسخیر کند. نکته‌ی دیگری که به عنوان نمادی برای شرارت شخصیت‌های منفی سری KH به کار می‌رود، بی قلب بودن آنهاست که انسم هم از این قاعده مستثنی نیست. آخرین حضور او در سری به پنج سال پیش و عنوان زیبای Kingdom Hearts 3D: Dream Drop Distance برمیگردد.

۳۳ – Origami Killer (Heavy Rain)

از بین مخاطبانی که عنوان جنجالی و جذاب دیوید کیج (David Cage) را تجربه کردند، کمتر کسی توانسته بود که ماهیت واقعی فرد پشت قتل‌ها و گروگان‌گیری‌های بازی را حدس بزند. همانند اکثر قاتلان سریالی تاریخ، Origami Killer قربانیان خود را به شیوه‌ای خاص و عجیب که نشان‌ دهنده‌ی اتفاقی تکان دهنده در دوران بچگیش هستند، می‌کشد. تمامی قربانیان او از جمله Shaun Mars، کودکانی بین ۹ تا ۱۳ سال بودند؛ تمامی آن‌ها با یک اوریگامی در دست راست خود و یک گل ارکیده روی سینه‌شان پیدا شدند. تمامی آن‌ها در آب باران غرق شده بودند. صورت‌ تمامی آن‌ها پوشیده از گل بود و هیچ زخم و آسیبی رو بدنشان به چشم نمی‌خورد. همه‌ی آن‌ها سه تا پنج روز بعد از ربوده شدن پیدا می‌شدند در حالی که شش ساعت از مرگشان گذشته بود.

اما هدف اصلی Origami Killer نه خود قربانیان؛ بلکه پدران آنهاست. او پس از ربودن کودکان طی نشانه‌ها و تماس‌هایی که با والدین برقرار می‌کند آن‌ها را طی آزمایش‌های مختلفی می‌سنجد تا چیزی را به خودش و به آن‌ها اثبات کند؛ لیاقت و محبتی که پدر خودش نداشت. شاید بتوان نزدیک‌ترین همکار او در دنیای سرگرمی را جیگساو (Jigsaw)، قاتل بی‌رحم سری فیلم ‌های اره (Saw) دانست.

۳۲ – Hector Lemans (Grim Fandango)

Grim Fandango را میتوان از پرچم‌داران دوران طلایی بازی‌های ماجرایی دانست. دورانی که سازندگان از خلاقیت و عناوین جدید واهمه‌ای نداشتند و شاهد عرضه‌ی سالانه‌ی بازی‌های فرمولی و تکراری نبودیم. در آن دوران Grim Fandango با داستانی بدیع و شخصیت‌پردازی جالب‌توجه و طنز، خود را کمی از همتایانش متمایز کرد. شخصیت منفی کلیدی بازی، هکتور، یکی از جالب‌ترین و خنده‌دارترین شخصیت‌های در این میان بود. او که در طول دوران زندگانیش “پسر خوبی” نبود، به گذراندن مدت زمان زیادی در سرزمین مردگان محکوم شده بود. او که از این موضوع ناراضی بود، تصمیم به ایجاد یک باند خلافکاری در دنیای مردگان با هدف ربودن بلیط‌های شماره‌ی ۹ (بلیط‌هایی مخصوص افراد ثروتمند که سفر چهارساله‌ی مرگ را به طرز مشهودی کوتاه می‌کند) قربانیان گرفت. هدف هکتور زنده کردن دنیای مردگان بود. هکتور را می‌توان مشابه افرادی چون آل کاپون (Al Capone) در دنیای واقعی دانست که تمام مقامات و شهر را تحت کنترل خود دارند و برای رسیدن به اهداف خود از هر روشی اقدام می‌کنند.

۳۱ – Ganondorf (The Legend of Zelda Series)

Ganon یا Ganondorf Dragmire، شاه دزدان، رهبر معظم شرارت و لرد سیاه، بزرگترین دشمن Link در طی سری بازی‌های پرطرفدار زلدا است. وی که تنها عضو مذکر نژاد Gerudo است، هر صد سال تنها یک بار متولد می‌شود که معمولا یا به عنوان شاه قبیله‌ است و یا به عنوان نگهبان بیابان‌ها. رویای او همانند بسیاری از شرورهای دنیای سرگرمی، تسلط بر جهان و فرمان‌روایی بر آن است. وی اغلب برای رسیدن به هدفش از Triforce استفاده می‌کند. دزدیدن پرنسس زلدا هم یکی از بزرگترین سرگرمی‌های اوست! Ganon با در اختیار داشتن Triforce عملا جاودان می‌شود و تنها تعداد معدودی سلاح که شمارشان به انگشت‌های یک دست هم نمی‌رسد قادر به شکست او هستند. Ganon علاوه بر حالت عادی یک گنون، یک هیبت حیوانی هم دارد که عموما یک خوک و یا یک گراز است. طی اتفاقاتی که در Ocarina of Time افتاد، خط زمانی سری و نتیجتا آینده‌ی Ganon به سه مورد خلاصه شد؛ که البته در تمام آن‌ها هم در نهایت Link‌های مختلف او را شکست می‌دهند.

دسته بندی
تاریخچهمطالبمقالات

یک دیدگاه

مطالب مرتبط

Powered by themekiller.com