تمام قدرت یا تمام عدالت؟ | نقد بازی Injustice 2

استودیو NetherRealm با دست پر برگشته است

با نقد و بررسى بازی injustice 2 ایستگاه بازى را همراهى کنید:

قصه ی خفاش و آدم فضایی

روزی روزگاری یک آدم فضایی و یک خفاش به عنوان دوست یکدیگر را همراهی میکردند. آن دو دوستان مشترکی را داشتند و همواره هدفشان در زندگی آن بود که بتوانند با انجام کارهای خیر و نیکو جان انسان های ساکن زمین را نجات دهند. اما همانطور که همیشه میدانیم هیچ خوشی همیشگی نبوده و نیست. زیرا روزی یک دلقک که از دشمنان خفاش محسوب میشد دست به عمل اشتباهی زد. عملی که شاید هیچگاه از ذهن آدم فضایی بیرون نرفت و همین باعث شد که جان دلقک را بگیرد. اما طغیان آدم فضایی فقط برای دلقک نبود و بعد از این موضوع، او تبدیل شده بود به یکی از همان آدم فضایی های پلیدی که ما در فیلم های زیادی دیده ایم. موجوداتی که انسانیت را در گرو قدرتطلبی خودشان میگذارند با و در فکر خودشان قهرمان داستانند. اما نمیدانند که در فکر دیگران او شرور این داستان است.

آدم فضایی قصه ی ما با حکومت بر مردم و کشتن جنایتکاران فکر میکند که میتواند جلوی جرم را برای همیشه بگیرد. اما دقیقا نقطه اشتباه او همینجاست. زیرا نمیداند که همواره دست بالای دست بسیار بوده و شرارت والاتری نسبت به او نیز ممکن است رخ بدهد.

خفاش که از دوست خود ناراحت شده بود تصمیم میگیرد که جلوی او را یکبار و برای همیشه بگیرد. خفاش موفق می شود. اما این تازه آغاز یک داستان تازه است. داستانی که در Injustice 2 آغاز می شود.

بی عدالتیِ ما

بگذارید بروم سر اصل مطلب. Injustice 2 شاید یکی از بهترین بازیهای سبک مبارزه ای چند دهه اخیر باشد. اثری به شدت فاخر که سعی کرده تعادل را در تمامی بخش های خود نگه داشته تا جریان سازی خود را از هر بازی دیگری در این سبک جدا سازد. همین مسئله باعث شده است که بتوانیم Injustice 2  را در رده ی بهترین آثار مبارزه ای قرار دهیم.

اما واقعا چه چیزی این بازی را نسبت به نسخه قبلی خود و همینطور دیگر ساخته های استودیو NetherRealm متمایز میسازد؟

اولین نقطه قوت و موردی که Injustice 2  را در رده یک بازی فوق العاده قرار میدهد داستان آن است. بله درست شنیدید داستان آن. حتما میپرسید که چطور داستان در یک بازی مبارزه ای میتواند یک برگ برنده برای آن بازی باشد؟ جواب ساده است. دقت کنید که سازندگان بازی قبلا یک فرم روایی و مختص خود را از طریق Mortal Kombat X وارد بازیهای مبارزه ای خود کرده اند. فرمولی که شاید خیلی ساده است و دو بخش اعظم از آن تشکیل شده است. بخش اول روایت داستان از طریق میان پرده و بخش دوم انجام مبارزه هایی که در خلل میان پرده ها رخ میدهد و به نوعی حالت یک تدوین و یا یک کات بین میان پرده های کارگردانی شده و مبارزه های مخاطب است.

داستان بازی ادامه ای بر قسمت قبلی آن است. چندین سال از آخرین مبارزه بتمن و سوپرمن میگذرد. مبارزه ای که پیروز میدان آن بتمن بود و نتیجه ی آن درهم شکستن رژِیم دیکتاتوری سوپرمن و زندانی شدن او و همدستانش در زندان اختصاصی خودشان بود. بخش داستانی با یک افتتاحیه از سقوط سیاره «کریپتون» آغاز می شود. سیاره ای که زادگاه Kal-El یا همان سوپرمن خودمان است. اما ما قرار نیست در این افتتاحیه پدر و مادر سوپرمن و تلاش آن ها برای فرستادن فرزندشان بر روی کره ی زمین را ببینیم(زیرا چنین موضوعی را بارها در نسوخ مختلفی از انیمیشن ها و فیلم های مربوط به سوپرمن دیده ایم. تقریبا یک Origin Story تکراری همانند کشته شدن پدر و مادر «بروس وین» که هرکسی دیگر این روزها آن را میداند). ما مشغول تماشای Kara Zor-El هستیم. دختر عموی سوپرمن و دومین بازمانده ی سیاره کریپتون که از نابودی کریپتون جان سالم به در میبرد اما متاسفانه سفینه اش بخاطر یک نقص فنی کمی دیرتر از پسر عمویش به کره ی زمین میرسد.

بتمن و متحدانش پس از سرنگون کردن رژیم سوپرمن اکنون مشغول بازسازی شهر های صدمه دیده و جلوگیری از رخ دادن هرگونه جنایتی هستند. از طرفی Super-Girl یا همان دخترعموی بخت برگشته سوپرمن مدتی است که به کره ی زمین رسیده و زیر تعلیم Wonder Woman و Black Adam در سرزمین kahndaq منتظر آن است که سوپرمن را از زندان نجات دهد. هرچند که او حقیقت را نمیداند و تسلیم دروغ های Wonder Woman و Black Adam شده است.

اما همه چیز با هجوم یک دشمن جدید تغییر میکند و باعث می شود که هر دو طرف سکه مجبور به اتحاد با یکدیگر شوند. Briniac خبیث اصلی داستان است و میخواهد با کشتن آخرین باقیماندگان سیاره کریپتون و نابودی زمین به هدف پلید خود برسد. درست در همین لحظه است که میفهمیم کریپتون را هم Briniac نابود کرده و قضیه برای باقیماندگان این سیاره کمی شخصی تر می شود.

مشخصاً نگارش داستان و همینطور خلق صحنه های داخل بازی نیازمند یک دانش بسیار خوب از جهان کمیک های DC را لازم بوده است. صد البته که در چنین امری نویسندگان بازی موفق بوده اند و توانسته اند داستانی خلق کنند که نسبت به قسمت اول بازی کاملا فرق داشته و بتواند مخاطب جدید را هم به خود جذب کند. یکی از نکات مثبت داستان بازی تمرکز آن بر روی خبیث جدید داستان است که علاوه بر آن تمرکز خود را از مبارزه همیشگی بین بتمن و سوپرمن کم می کند.

علاوه بر جای دادن درست مبارزات در میان میان پرده های بخش داستانی، میتوان گفت که خود میان پرده ها نیز عالی کار شده اند. کشش میان پرده ها و داستان به قدری خوب است که میتواند به عنوان یک اثر مستقل و جدا از جریان سازیِ میان کمیک های کمپانی DC جای بگیرد.  به شخصه صحنه تعقیب گریز میان Flash و Reverse Flash یکی از کارشده ترین و بهترین سکانس های بخش داستانی است و نشانی از خلاقیت سازندگان بازی برای خلق لحظات ماندگار در بخش داستانی را میدهد.

علاوه بر تمامی وارد ذکر شده در باب بخش داستانی بازی، قابلیت انتخاب کردن در برخی شرایط حساس داستانی و یا انتخاب یک مبارز از بین دو نفر جذابیت خاصی را به بخش داستانی اضافه کرده است.

بخش داستانی ۱۲ بخش دارد که بر اساس انتخاب شما با یکی از دو پایان مختلف آن روبرو می شوید.

عدالت ما

شاید پرمغزترین و کار شده ترین بخش Injustice 2  گیم پلی آن باشد. سازندگان بازی توانسته اند با بهره گیری از تجربه ای که داشته اند از تمام منابع و مهارت خود استفاده کنند تا Injustice 2 را از یک بازی مبارزه ای معمولی به یک اثر فوق العاده تبدیل کنند. هسته ی اصلی گیم پلی بخش مبارزه ای بازی شاید فرقی با نسخه قبلی خود نداشته باشد. یعنی تشکیل شده است از ضربات ترکیبی، قدرت های مختص یک شخصیت و Super Move ها که ساختاری همانند X-Ray های Mortal Kombat را البته با حذف چاشنی خشونت دارند. برای انجام دادن Super Move ها باید هر چهار خانه انرژی شخصیت پر شوند. این خانه ها معمولا با زدن ضربات ترکیبی و یا دریافت آن ها پر میشوند و علاوه بر استفاده آن ها برای Super Move میتوانند برای تشدید بخشیدن به ضربات مختص یک شخصیت، جاخالی دادن و یا مانور دادن بر روی هوا استفاده شوند.

در کنار قابلیت های هرکدام از شخصیت ها دو عضو جدانشدنی از بخش مبارزه ی بازی این بار بصورت قوی در Injustice 2  ظاهر شده است. اولین آنها قابلیت تعامل با اشیای محیط است که به شدت بر روی برگرداندن ورق در مبارزه تاثیر دارد و حتی در Mortal Kombat X چنین چیزی را مشاهده کردیم. دومین این موارد ضرباتی هستند که موجب عوض شدن Stage بازی شده و همینطور Damage بسیار زیادی را به حریف وارد میکند.

جدا از هسته اصلی مبارزه در بازی، بخش Clash نیز با تغییرات جزئی مثل قسمت اول ظاهر شده است. در مکانیک سیستم Clash معمولاً یک طرف نقش مدافع و طرف دیگر نقش مهاجم را دارد. معمولاً طرفی در این سیستم برنده می شود که خانه های انرژی او به نسبت حریفش بیشتر باشد. اگر برفرض مهاجم بر این قضیه دلالت داشت مقدار زیادی از جان حریف خود را میگیرد و اگر مدافع پیروز این میدان شود مقداری از سلامتی که دارد بازمیگردد.

 

اما میرسیم به مهمترین و جدیدترین بخش Injustice 2. سیستم Gear که بطور مختصر و مفیدی در طول نمایش های بازی معرفی شده بود در واقع یکی از نوآورانه ترین عناصر مهم بازی است. هر شخصیت سیستم level up خود را دارد و با level up کردن هر یک از آنها (از طریق انجام دادن مبارزه ها به صورت انفرادی، آنلاین و یا چالش ها) میتواند Gear های مختلفی را برای شخصیت دلخواهش تعیین کند. Gear ها هرکدام قابلیت های مختص خود را دارند و بر روی چهار عنصر اصلی هر شخصیت یعنی قدرت، قابلیت، دفاع و مقدار سلامتی تاثیر خود را میگذارند. Gear ها علاوه قابلیت مهمی که دارند ظاهر شخصیت را نیز عوض میکند و او را متمایز تر از قبل میسازد.

شاید این تفکر غلط در ذهن مخاطب ایجاد شود که با وجود چنین مکانیزمی بازی ممکن است از حالت تعادلی که در مبارزات دارد در بیاید اما چنین چیزی برقرار نیست. به طور مثال در بخش چندنفره حتماً حریف شما level کاملاً همخوانی با شما را خواهد داشت و صد البته آنها نیز Gearهای متفاوت تری را استفاده کرده اند. برای بازکردن Gear های جدید یا باید Motherbox ها را باز کرده تا بتوانید آیتم های جدید دریافت کنید و یا میتوانید بخش داستانی را رفته. هرچند شایان ذکر است که با انجام بخش چالشی بازی یعنی Multiverse آیتم ها و موارد بسیار کم یابی را دریافت میکنید.

بخش چالشی جدید در بازی یعنی Multiverse بر خلاف شماره قبلی که نامش Stars Lab بود و به شدت خسته کننده میشد این بار به شدت اعتیاد آور و فوق العاده کار شده است. در Multiverse ما با چالش های روزانه، هفتگی و همینطور ماهانه روبرو هستیم. هرکدام از این چالش ها با توجه به شرایطی که ابلاغ میکنند نیازمند شخصیتی با level های تعیین شده و انجام کارهای خاصی است. حتی در طول انجام این چالش ها Meta Challenge هم وجود دارد که برای بعضی مبارزات ماموریت مشخصی را ارائه میدهد و انجام آن ها سکه و Motherbox های مختلفی را به ما میدهد.

رنگ و بوی نو

گرافیک بازی اعم از طراحی شخصیت ها و انیمیشن صورت ها به طرز باورنکردنی فوق العاده و درخور نسل هشتم است. جزئیاتی که در هر Stage از بازی کار شده است بیداد میکند و همین Injustice را از لحاظ گرافیکی تبدیل به یک اثر خوب کرده است.

موسیقی با حفظ تِم اصلی مجموعه و پیشرفت دادن در برخی ملودی های آن به شدت خوب کار شده است. صداگذاری نیز به شدت دقیق کار شده است و افکت های صوتی مبارزه کاملا به فضای بازی میخورد. علاوه بر آن صدای شخصیت ها در بخش داستانی نیز در سطح بالایی قرار دارد. از این نکته نگذریم که دو شخصیت بتمن و سوپرمن توسط زوج قدیمی «کوین کانروی» و «جرج نیوبورن» صداگذاری شده اند. علاوه بر این دو نام آشنا شخصیت Harley quinn نیز توسط Tara Strong صداگذاری شده که در مجموعه بازیهای Batman Arkham نیز او این وظیفه را بر عهده داشت.

 

حرف آخر

Injustice 2 یکی از بهترین بازیهای مبارزه ای حال حاضر است. بازیی که برای لذت بردن ازش حتما لازم نیست که از بخش چند نفره آن بهره ببرید و مخاطبینی که به اینترنت خوب دسترسی ندارند هم میتوانند با چالش ها و تکرار پذیر بودن بخش داستانی بازی خودشان را تا مدت ها سرگرم کنند.

 

Injustice 2
8.8
Injustice 2
  • موسیقی و صداگذاری
    9
  • داستان
    8
  • گیم پلی
    9
  • گرافیک
    9
دسته بندی
مطالبمقالاتنقد و بررسی

یک دیدگاه

مطالب مرتبط

Powered by themekiller.com